تبليغاتX
انجمن سبز

انجمن سبز


زنده باد مخالف من


بنر های طراحی شده

با تشکر م - ص مدیر انجمن سبز و وبلاگ حماسه خرداد

منبع:سایت جنبش سبز گرگان

نويسنده: م-ص ? تاريخ: دوشنبه شانزدهم آذر 1388 ? موضوع: ?

میرحسین موسوی: حکومتداری ما امروز با سیره علی هیچ انطباقی ندارد

همزمان با عید سعید غدیر خم جمعی از مردم، چهره های سیاسی و شخصیت ها با حضور در دارالزهرا با میرحسین موسوی و همسرش زهرا رهنورد دیدار و عید سادات را به آنها تبریک گفتند.

به گزارش خبرنگار «کلمه» ، مهندس میرحسین موسوی در این مراسم با تبریک عید غدیر خم با بیان اینکه این عید همزمان با شرایط ویژه ای که در کشور وجود دارد ،شده است تصریح کرد: یکی از ویژگی های ایام الله و روزهای خدا این است که متاثر از شرایط فعلی این مناسبت ها دوباره باز تفسیر می شوند و معناهای جدیدی از آنها درک می کنیم عید غدیر امسال هم از این امر مستثنی نیست.

نخست وزیر محبوب امام گفت: یکی از شعارهای مهم اوایل انقلاب؛ برابری، برادری و حکومت عدل علی؛ بود که همه در ابتدای انقلاب دنبال تحقق این شعارها بودیم. حکومت علی (ع) برای همه افرادی که در آن دوران به خیابان ها آمدند الگو بود چه آنها که خیلی مذهبی بودند و چه آنها که کمتر به این امور توجه داشتند.

وی با اشاره به شیوه حکومت داری و مشی علی (ع) در زندگی و رفتار با دیگران تصریح کرد: ابعاد زندگی حضرت علی (ع) آنقدر خاص و مهم است که حتی یک مسیحی با چاپ کتابی تمام ویژگی های و شخصیت ایشان را مورد توجه قرار داده است.

میر حسین موسوی تاکید کرد:ملت ایران شایسته ترین ملت بود که به زندگی حضرت علی نگاه کند و آن را مشی خود قرار دهد.

وی افزود: امروز بیش از همیشه نیاز داریم که به آن الگو و فضا مراجعه کنیم زیرا در آن مشی و روش عدالت، آزادی ، برابری را برای همه مردم می خواست .

وی با اشاره به برخی وقایع تاریخی در دوران زندگی حضرت علی (ع) گفت: بارها درباره دادگاهی که حضرت علی (ع) با یک فرد یهودی در آن حضور پیدا می کند شنیده ایم. وقتی احترامی بیش از فرد یهود به حضرت گذاشته می شود ایشان اعتراض می کنند. یا اینکه دلسوزی حضرت علی نسبت به فقرا بارها در تاریخ مورد تاکید قرار گرفته است. امام علی (ع) حتی رعایت شمع بیت المال را نیز می کرد.و از شمع بیت المال برای امور شخصی خود استفاده نمی کردند.

نخست وزیر محبوب امام گفت: بسیاری از ویژگی ها و مشی حضرت علی و بسیار موارد دیگر در ذهن مردم ما باقی مانده است چرا که این موارد برای تحکیم جامعه ای که باید بر اساس این معیارها شکل می گرفت تعیین کننده بود.

وی با تاکید بر اینکه هم اکنون بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم تا جامعه خود را با آن دوره و مشی مقایسه کنیم گفت: محکمه ها، دادگاه و زندان های خود را با آن زمان مقایسه کنیم .

وی افزود: شب شهادت حضرت علی (ع) را به یاد آوریم که به فرزندان خود درباره ابن ملجم(قاتل ) خود چه سفارشی کرد که اگر حضرت زنده می ماند چه رفتاری با ابن ملجم شود و اگر حضرت به شهادت رسید با او چگونه برخورد شود.

مهندس موسوی تصریح کرد: جامعه می خواست چنین ویژگی هایی در حکومت دنبال شود. اگر حکومتی نتواند همانند حضرت علی عمل کند باید حداقل گرایشی به سمت مشی ایشان در خود نشان دهد که متوجه شویم به آن سمت مایل است نه اینکه در شب عید غدیر فرد بیماری را که عمل جراحی کرده و مشکل دارد را به زندان برگرداند. اینها با سیره حضرت علی (ع) هیچ انطباقی ندارد.

وی تاکید کرد: ما که افتخار داریم تا حکومت علی (ع) را الگوی خود قرار دهیم بنابراین باید بارقه هایی از آن را در زندگی خود ببینیم .

موسوی با طرح این سوال که آیا شرایط امروز برگرفته از زندگی و مشی حضرت علی است؟گفت:

جامعه علوی به رنگ سبز انداختن نیست. جامعه علوی با تعهد در مقابل مردم ، با عدل و انصاف، با مردم داری و شفقت به مردم به دست می آید.

وی به خاطره ای اشاره کرد و گفت: چند سال پیش شورای انقلاب فرهنگی سالی را به عنوان سیره حضرت علی (ع) نامگذاری کرد تا این راستا کارهای فرهنگی صورت گیرد. در آن دوران وزارتخانه ای نهج البلاغه چاپ و نسخه ای را هم برای من فرستاد اما این نهج البلاغه چنان سنگین بود که به سختی می شد آن را بلند کرد. مشخص شد چاپ این کتاب تنها زینتی است که من آن نهج البلاغه را نگه نداشتم.

موسوی افزود: آیا ما از سیره علی (ع) چاپ نهج البلاغه های بزرگ که نتوان آنها را خواند و فهمید و فقط برای زینت است را یاد گرفته ایم؟ یا واقعا به دنبال عدل و عدالت علی (ع) هستیم.

وی تاکید کرد: زندگی علی (ع) امروز و در این عید غدیر برجسته تر از همیشه به خاطر ما می آید و آرزو و دعا می کنیم در این روز همه ملت ایران، مسئولان و همه آنهایی که در راه مبارزه گام برداشته اند به سمت سیره حضرت علی (ع) هدایت و از دل به سمت جامعه حرکت کنند.

وی در پایان تصریح کرد: باید توجه داشت همانطور که در روایات آمده است یک جامعه ، حکومت و یا نظام با کفر باقی می ماند اما با ظلم باقی نمی ماند.

به گزارش کلمه، در این مراسم برخی چهره های سیاسی همچون علی اکبر محتشمی پور، شکوری راد ، محمد نعیمی پور ،دکتر واعظ مهدوی، دکتر حاضری ، خانواده های زندانیان سیاسی همچون خانواده دکتر میردامادی ، مصطفی تاجزاده و …. حضور داشتند.

با تشکر م - ص مدیر انجمن سبز و وبلاگ حماسه خرداد

منبع سایت کلمه

نويسنده: م-ص ? تاريخ: یکشنبه پانزدهم آذر 1388 ? موضوع: ?

میرحسین موسوی به مناسبت سالروز ۱۶ آذر بیانیه ای صادر کرد.

بسم الله الرحمن الرحیم

عید سعید غدیر را به ملت مسلمان ایران تبریک می‌گویم و از خداوند متعال نزدیک شدن به آرمان‌های صاحب غدیر را برای آنان و تمامی مسلمانان جهان مسئلت می‌کنم. در این عید شیعیان برای هم برکت و بهروزی آرزو می‌کنند و از یکدیگر تحفه‌هایی را می‌طلبند که به تحقق چنین آرزوهایی کمک کند و متضمن سرانجامی نیکو برای ملت و کشور خصوصا در شرایط بحران‌زده کنونی باشد. چنین انتظاری از ما نیز هست و حتی اگر این انتظار وجود نداشت برآورده کردن آن وظیفه‌ای بر عهده ما بود. برای این منظور کاری که از ما برمی‌آید صمیمیت در خیرخواهی است، حتی اگر آن را نپذیرند، و پایداری در دوراندیشی است، حتی اگر چنین نامی بر آن نگذارند. خطرهایی بزرگ‌تر از آن در پیش است که چه ما و چه دیگران از خویشتن یاد کنیم و واقعیت‌هایی سترگ‌تر از آن در برابر قرار دارند که با نادیدن ناپدید شوند. با استمداد از لطافتی که فضای عید ایجاد کرده است و با استفاده از فرصتی که روز شانزدهم آذر به وجود می‌آورد چه چیز بهتر از پرداختن به آنچه می‌تواند داروی درد امروز باشد؛ دارویی که الزاما تلخ نیست، اگر پیشداوری‌ها را کنار بگذاریم.

روز دانشجو در پیش است. در تاریخ معاصر ما جنبش دانشجویی همواره نوعی پرچم و گواه برای حرکت مردم بوده است. در روزهای تلخ بعد از کودتا و در تاریک‌ترین برهه از تاریخ ملت ما، زمانی که همه آرزوها برباد رفته به نظر می‌رسید آنچه در شانزدهم آذر ۱۳۳۲ روی داد شاهدی بود که معلوم می‌کرد روح مردم و خواسته‌های تاریخی‌شان هنوز زنده است. آن «سه قطره خون» و آن «سه آذر اهورایی» که روز دانشجو را پایه گذاشتند، اگر پس از نیم قرن هنوز از تازگی، درخشندگی و اهمیت برخوردارند، به خاطر آن است که نسبت به وجود و حیات واقعیتی عظیم‌تر در جان مردم شهادت ‌دادند. این گواهی در سال‌ها و نسل‌های پس از آن نیز از سوی جنبش دانشجویی ادامه داشت و هنوز ادامه دارد. جامعه به دلایل بسیار گرایش‌های در حال تکوین در بطن خویش را پیش چشم کسانی که تنها به ظاهر آن می‌نگرند نمایان نمی‌کند. دگرگونی‌های بزرگ معمولا متهمند که یک‌باره روی می‌دهند و از بازیگران سیاسی فرصت هماهنگ شدن با خود را دریغ می‌کنند. البته در حقیقت هیچ تحولی دفعتا تحقق نیافته است؛ تنها بروز و ظهور تغییرهاست که شکلی دفعی دارد. در چنین شرایط گواهانی که از اعماق ناپیدای جامعه خبر می‌دهند به راستی ارزشمندند.

جنبش دانشجویی در تاریخ معاصر ما همواره حاوی ‌گزارش‌هایی از شکل‌گیری جریان‌های عمیق سیاسی و اجتماعی در متن جامعه بوده است. این نقشی است که اگر حاکمان با درایت برخورد می‌کردند می‌توانست و می‌تواند برای عبور کم‌هزینه به سمت توسعه و پیشرفت بیشترین بهره‌ها را برساند، اما آنان خشمگینانه این نشانگر ذی‌قیمت را می‌شکنند؛ آنان دوست دارند به خود تسلی دهند که حرکت‌های دانشجویی جز غوغای چند جوان پرسروصدا نیستند که اگر خاموش شوند صورت مسئله از اساس پاک خواهد شد؛ داستانی تکراری از انکار واقعیت‌ها و تلاش برای تولید و تفسیر اطلاعات مطابق میل دولتمردان که تقریبا هیچ عهد تاریخی بدون شمه‌ای از آن پایان نیافته است. ان هولاء لشرذمه قلیلون، (گفتند که) اینها گروهی ناچیزند (به قول امروزی‌ها خس و خاشاکی بیش نیستند)، و انهم لنا لغائظون، و آنها ما را به خشم می‌آورند، و انا لجمیع حاذرون، و ما همگی در آماده‌باش به سر می‌بریم، فاخرجناهم من جنات و عیون، پس خداوند آنان را از باغ‌ها و چشمه‌سارها بیرون کرد، و کنوز و مقام کریم، و از گنج‌ها و از جایگاه دلپسند.

چه تلخ است اگر پس از این همه عبرت‌های دور و نزدیک مشابه این خطا هنوز در رفتار کسانی دیده ‌‌شود؛ آنهایی که اصرار دارند بگویند مردم دیگر ساکت شده‌اند و فقط دانشجویان مانده‌اند؛ در دانشگاه‌ها هم فقط تهران ناآرام است، از تهران هم فقط دانشگاه‌های مادر هیاهو می‌کنند، آنجا هم کانون جنبش و جوشش، چند نفر جوان غریبند که اگر آنها را به اخراج از خوابگاه و محرومیت از تحصیل تهدید و محکوم کنیم داستان تمام می‌شود. خوب! تمام این کارها را کردید، پس چرا داستان تمام نشد؟ زیرا حرکت دانشجویی گواه بر واقعیت‌هایی بزرگتر از خویش است. ای کاش قدر آن را می‌دانستند، از پیش‌آگهی‌هایی که درباره تحولات دور و نزدیک می‌دهد درس‌ می‌گرفتند و خود را با این تغییرات هماهنگ می‌کردند، خصوصا اینک که دانشجویان نه مستوره‌ای کوچک از مردم، که یکی از وسیع‌ترین و فعال‌ترین قشرها را تشکیل می‌دهند. درحال حاضر از هر بیست ایرانی یک نفر دانشجوست. متصدیان امور اگر پیش از این به نقش آنان به عنوان گواه فردا توجه کرده بودند اینک در چنین بحرانی قرار نداشتند.

البته این یک قاعده دوسویه است. حرکات دانشجویی هم به اندازه‌ای که از تمایلات واقعی جامعه خبر بدهند نیرومند و ریشه‌دارند، زیرا قدرت نهادهای اجتماعی در گرو پایبندی به ضرورتی است که آنها را ایجاد و ایجاب می‌کند. نسل ما آن زمان که در حرکات دانشجویی شرکت داشتیم به روشنی می‌دید که پیوند با متن جامعه تا چه حد در توانایی‌هایش موثر است. در آن زمان گرایش‌های بسیاری میان دانشجویان به چشم می‌خورد. اگر انجمن‌های اسلامی از همه قوی‌تر بودند به خاطر آن بود که از واقعیت‌‌های اجتماعی بیشتر نمایندگی می‌کردند.

بسیاری از فعالان دانشجویی امروز، گردانندگان فردای جامعه خواهند بود و این دلیلی مضاعف است تا مظهریت از واقعیت‌های اجتماعی را از دست ندهند . قدرت و سرزندگی آنها در گرو این رمز است. راز موفقیت سیاستمداران نیز همین است. آنها تا اندازه‌ای که بتوانند خواست‌ها و تمایلات جامعه را بشناسند و با آنها منطبق شوند، بلکه تجلی و گواه آنها قرار بگیرند، قادرند به کشور خود خدمت کنند، یا لااقل قدرتمند باقی بمانند. و این تصور که کسی می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌تواند به رغم گرایش‌های مردم بر آنان حکومت کند بیشتر از یک توهم نیست. حتی زمانی که یک دولت موفق می‌شود با تکیه بر نیروی سرکوب موجودیتش را حفظ ‌کند فی‌الواقع از انطباق خود با آمادگی جامعه برای تمکین در برابر زور ارتزاق کرده است، گرچه این تمکین هم تا ابد نمی‌پاید.

جامعه ما اینک شگرف‌ترین تحولات را تجربه می‌‌کند؛ بعد از حوادثی که چند ماه گذشته به خود دید کیست که بتواند این حقیقت را انکار کند؟ ماهیت دقیق این دگرگونی چیست؟ این بزرگترین سوال برای ما و برای مخالفان ماست. آنان نیز اگر بدانند که چه رویداد عظیم و مبارکی در راه است، کلاه‌خودها و چوب‌دستی‌هایشان را کنار می‌گذارند و به دنبال ابزارهایی برای پرستاری از این گیاه پاک که در خاک ما جوانه زده است می‌روند.

در میان زیبایی‌های بسیاری که روزهای پیش از انتخابات را نورانی می‌کرد زیباترین پدیده جمع شدن مردمی از سلیقه‌های گوناگون گرداگرد هم بود. آنها برای آن که به این کار موفق شوند تفاوت‌ها و تنوع‌هایشان را کنار نمی‌گذاشتند، بلکه به رسمیت می‌شناختند. کسی لازم نمی‌دید که برای شرکت در این یکرنگی هویت خویش را از دست بدهد و دیگری شود. در آن یگانه‌شدن‌ها حظی وجود داشت که فطرت‌هایمان می‌پسندید. آن زنجیره‌های سبز انسانی که شهرهای ما را فرا گرفت نمایشی تهی از حقیقت نبود. قرار نبود بعد از آن که از پل گذشتیم به سرنوشت یکدیگر اهمیت ندهیم و جان‌‌هایمان نمی‌خواست که پس از چشیدن طعم آن یگانگی از نو پراکنده شویم. چنین چیزی بدون تردید نشانه‌ای از طلوع بزرگی و رشد در حیات یک ملت است.

بزرگی یک ملت در ثروتمند بودن یا قدرتمند شدن نیست؛ اینها فقط بخش کوچکی از آثار آن است. بزرگی یک ملت در عظمت جان اوست. بزرگی به آن است که بتوانیم امور ظاهرا ناسازگار را با هم داشته باشیم. خانه کوچک مکانی است فقط برای «من»، اما در خانه بزرگ برای دیگران هم جا وجود دارد. کارفرمایی که جانش کوچک بود فکر می‌کرد جز با تجاوز به حقوق کارگران نمی‌تواند مالی بیندوزد، حال آن که کارآفرین بزرگ تنها راه سود بردن را سود رساندن می‌بیند. همین‌گونه است تفاوت کارگر کوچک و کارگر بزرگ. به هزار دلیل تنها راه بهره‌مند شدن این است که همه با هم بهره‌مند شوند، اما کسانی که کوچکند ظرفی ندارند که در آن دیگری هم بگنجد. همچنین است تفاوت دینداری که بزرگ است و دینداری که کوچک است. دیندار بزرگ امام صادق (ع) است که در خانه خدا می‌نشیند و با منکر خدا حکیمانه گفتگو می‌کند. حقیقت خانه خدا همان قلب اوست که برای همگان جا دارد و برای همه حق قائل است؛ حق زیستن، حق شنیدن، حق برگزیدن، حق اشتباه کردن، حق بزرگ بودن. آری بزرگ بودن، و الا بزرگ به کوچک چه کار دارد؟ غیردیندار را در جایگاهی می‌بیند که می‌تواند به زیبایی‌های دین رو کند، اگر نتوانسته‌ است حقیقتی را بیابد احتمال درک آن را از سوی دیگری نادیده نگیرد، یا می‌تواند کوچک باشد و هر چیزی را که نچشیده است انکار کند؛ هر چیزی را که درک نمی‌کند ترک کند و بی‌آن‌که بنشیند و برای فهمیدن گوش بدهد، عقاید دیگران را بی‌اساس بخواند.

ملت ما اینک دارد نشانه‌های بزرگی خود را به نمایش می‌گذارد؛ آن تحول شگرفی که جامعه ما در تکاپوی تجربه آن است این است. البته چیزی که اهمیت دارد خود این بزرگی است و نه نشانه‌های آن. نشانه‌هایش را باز می‌گوییم تا خود آن را باور کنیم که چونان بهار از راه می‌رسد و حیات ما را دیگرگون می‌کند؛ تا به مبارکی آن ایمان بیاوریم و از تغییراتی که ایجاد می‌کند نترسیم. این همان رشدی است که انقلاب ما به امید آن بنا نهاده شد. چندی گذشت و از آن غافل شدیم، ولی پروردگارمان غافل نشد. بذری را که سی سال پیش از این با هزار امید در خاک خود کاشته بودیم پرورش داد تا اینک که جوانه‌هایش را پیش‌رویمان قرار داده است.

نشانه‌های بزرگی یک ملت شبیه به صفاتی است که از یک انسان رشید انتظار می‌رود. کسی که آرمان ندارد هیچ نمی ارزد، اما کیست که بتواند در عین آرمان‌گرایی ارتباط خود را با واقعیت‌ها از دست ندهد؟ یک انسان رشید؛ و یک ملت بزرگ. اگر مردم علیرغم تمامی صحنه‌های تلخی که در این چند ماهه دیده‌اند همچنان اجرای بدون تنازل قانون اساسی را شعار محوری خود می‌دانند به آن خاطر نیست که اگر چیز دیگری بخواهند به آنها داده نمی‌شود. تنها و تنها حکمت و واقع‌بینی مردم بود که اجازه نداد رفتار زشت حاکمان به واکنش‌های عصبی و لجام‌گسیخته بیانجامد.

به عنوان مثالی دیگر صفت شجاعت را در نظر آورید. شهامتی که یک انسان رشید (مثلا یک پدر در دفاع از دختر جوانش) نشان می‌دهد همراه با هیاهو نیست، مانع از دوراندیشی و مستلزم قبول هزینه‌های بی‌دلیل نیست، اما هول‌انگیزتر و اثرگذارتر از زور بازوی دیگران است. آیا مشابه این کیفیت‌ را در شجاعتی که مردم ما به نمایش می‌گذارند مشاهده نمی‌کنید؟

به عنوان مثالی دیگر انعطاف یک انسان رشید به معنای وادادگی نیست، بلکه بدان معناست که او برای رسیدن به مقصود خود پر از راه‌حل‌های گره‌گشاست. در طول شش ماه گذشته هر روز روزنه‌هایی که مردم می‌گشودند بسته می‌شد و آنان هربار بدون آن که به رودررویی کشیده شوند یا آرمانشان را کنار بگذارند راه‌‌‌‌حل‌های جدید خلق می‌کردند.

به عنوان مثالی دیگر به صبر و متانتی که در حرکت مردم وجود دارد نگاه کنید؛ خواسته‌هایشان را چنان با حوصله‌ای زندگی می‌کنند که گویی می‌توانند صد سال آنها را زندگی کنند؛ حوصله‌ای که مخالفانشان را خسته کرده است، حوصله‌ای که از رشد حکایت می‌کند.

و به عنوان مثالی دیگر انسان رشید کسی است که اعتماد به نفس دارد؛ یعنی نسبت به ارزش‌های وجودی خود آگاه است. برای زمانی طولانی ما این‌گونه نبودیم. سرهای ما فروافتاده بود. دو قرن وابستگی خودباوری را از ملت ما گرفته بود، تا این که انقلاب ترمیم این باروی فروریخته را آغاز کرد. ولی آیا بلافاصله به این هدف رسیدیم و عمق روح خود را از آن لطمه‌های تاریخی پاک کردیم؟ پس چرا وقتی هنرمندانمان در جهان مورد تحسین قرار می‌گرفتند متعجب می‌شدیم؟ انگاری احتمال هم نمی‌دادیم که از ایرانی هنری سر بزند، یا اگر بدبین بودیم بی‌باور به آن که ممکن است کمترین نکته قابل‌ستایشی در ما وجود داشته باشد به دنبال ردپای توطئه می‌گشتیم. آیا اگر یک انسان رشید هم مورد تحسین قرار گیرد این‌گونه واکنش‌ نشان می‌دهد؟ یا او از فضائل خویش آگاه است، به قدری که تمجید‌ها نه جانش را ذوق‌زده می‌کند و نه مسیرش را تغییر می‌دهد. در چند ماه گذشته ملت‌ها ایرانیان را بسیار ستودند، اما واکنش مردم ما را در مقابل این تحسین‌ها با گذشته مقایسه کنید تا ایمان بیاورید که جان جامعه ما دارد نشانه‌های عظمت را تجربه می‌کند.

در سند چشم‌انداز بیست ‌ساله آمده است که ایران باید در سال ۱۴۰۴ قدرت اول منطقه باشد. آیا قرار است در آن سال ما به منطقه و جهان راست بگوییم که قدرت بزرگی هستیم یا دروغ بگوییم؟ ‌آیا قرار است در حالی که هنوز بزرگ نشده‌ایم لباس‌های بزرگ بپوشیم تا عظیم به نظر برسیم؟ آیا قرار است در سطح کشورهای منطقه طرح‌های عمرانی نیمه‌کاره افتتاح کنیم، یا سفرهای شکست‌خورده‌مان را با امدادهای رسانه‌ای پیروزی بنامیم، یا خود را کانون دائمی جنجال‌ها قرار دهیم، یا با تحقیر دیگران و توهین به آنان ادعای عظمت کنیم؟ یا قرار است واقعا قدرتمند باشیم؟ این سوال را از آنجا می‌پرسم که یک کشور تنها زمانی بزرگ است که ملتی بزرگ داشته باشد.

دعایمان مستجاب شد و ملت با تکیه بر زانوان خود به بلوغ و رشدی که شایسته او بود رسید، منتهی مشکل آن است که یک ملت بزرگ نمی‌نشیند تا در روز روشن رایش را ببرند و هیچ نگوید. یک ملت بزرگ انتخابات درجه دو انتصابی را تحمل نمی‌کند. وقتی که یک ملت بزرگ می‌شود دیگر خدمتگزارانش اجازه ندارند به او بگویند چه باید بخورد و کجا باید برود و چه کسی را برگزیند و به چه چیز و چه کس اعتماد کند. یک ملت بزرگ از شورای نگهبان انتظار دارد آنها را قانع کند که تقلبی در انتخابات روی نداده است، نه آن که تنها یک ادعا پیش رویشان بگذارد و ادعای خود را باطل کننده انبوهی از مشاهدات و مستندات بداند.

از ما می‌خواهند که مسئله انتخابات را فراموش کنیم، گویی مسئله مردم انتخابات است. چگونه توضیح دهیم که چنین نیست؟ مسئله مردم قطعا این نیست که فلانی باشد و فلانی نباشد؛ مسئله‌ آنها این است که به یک ملت بزرگ بزرگی فروخته می‌‌شود. آن چیزی که مردم را عصبانی می‌کند و به واکنش وا می‌دارد آن است که به صریح‌ترین لهجه بزرگی آنان انکار می‌شود.

مگر نمی‌خواهید که ما نباشیم و شما باشید؟ راهش توجه به این واقعیت است؛ مردم با زید و عمرو عهد اخوت ندارند و آن کسی را بیشتر می‌پسندند که حق بزرگی آنان را کامل‌تر ادا کند. این مسئله‌ای است که توجه به آن نه فقط گره انتخابات، که هزار گره دیگر را نیز می‌گشاید. و اگر بنا باشد حل نشود آرزو کنید که دامنه‌های مشکل در یک انتخابات، محدود بماند.

برادران ما! اگر از هزینه‌های سنگین و عملیات عظیم خود نتیجه نمی‌گیرید شاید صحنه درگیری را اشتباه گرفته‌اید؛ در خیابان با سایه‌ها می‌جنگید حال آن که در میدان وجدان‌های مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است. ۱۶ آذر دانشگاه را تحمل نمی‌کنید. ۱۷ آذر چه می‌کنید؟ ۱۸ آذر چه می‌کنید؟ چشمانی را که در صحن دانشگاه به رزمایش‌های بی‌فایده افتاده و آنها را نشانه ترس یافته چگونه تسخیر می‌کنید؟ اصلا همه دانشجویان را ساکت کردید؛ با واقعیت جامعه چه خواهید کرد؟

اینها سخنانی است که ما از روی خیرخواهی می‌گوییم و شنیده نمی‌شود. اگر می‌شنیدند راه پیروزی خیلی نزدیک می‌شد؛ آن پیروزی را می‌گویم که عبارت از غلبه یک حزب نیست، بلکه فراگیر شدن بلوغ یک ملت است؛ آن پیروزی که انسان‌ها را همچون جوانه‌های یک مزرعه یکی یکی و گروه گروه بزرگ می‌کند و بی آن که لازم باشد هویت خود را از دست بدهند سبز می‌کند، تا جایی که خود زندانبان از کارهایی که می‌کند خجالت بکشد.

اخیرا شنیدم بسیج دانشجویی یکی از دانشگاه‌ها در مراسم خود برای مخالفان هم فرصت سخن گفتن قرار داده است؛ این یک شروع خوب است. یا شنیدم که در عید غدیر مخالفان مردم به یکدیگر شال سبز هدیه می‌دهند. از دیدگاهی که این همراه شما می‌نگرد این را بزرگترین عیدی است. زیرا این ما نبودیم که سبز را انتخاب کردیم، بلکه سبز بود که ما را برگزید. آیا ممکن است که این رنگ، برادران ما را نیز برگزیند؟ آری ممکن است، زیرا ذی‌جود کسی است که به حیله حیله‌زننده نگاه نمی‌کند، و راه سبز شدن بر هیچ کس بسته نیست.

میر حسین موسوی

۱۵/۹/۱۳۸۸

با تشکر م - ص مدیر انجمن سبز و وبلاگ حماسه خرداد

منبع سایت کلمه

 

نويسنده: م-ص ? تاريخ: یکشنبه پانزدهم آذر 1388 ? موضوع: ?

علی(ع) جز به رضایت مردم حاضر نشد حکومتی را که خدا به او داده بود بپذیرد

این امتیاز بزرگ علی(ع) بود که جز به رای و رضایت مردم حاضر نشد حکومتی را که خدا به او داده بود بپذیرد.در1400 سال پیش امیرمومنان تنها به خاطر رضایت مردم از حکومت کنار کشید و اگر نبودند و او را نمی‌خواستند حکومت را به دست نمی‌گرفت.مسئله عدالت علی(ع) فقط اقتصادی نیست بلکه یک عدالت جامع است. عدالت او آزادی انسان و حرمت و تقوا بود. او حتی برای انسان‌هایی که مسلمان نبودند و مخالف او بودند نیز حرمت و آزادی قائل بود

رییس موسسه بین المللی گفت‌و‌گوی فرهنگ ها و تمدن‌ها با اشاره به تناقض همیشگی اخلاق و سیاست گفت: همیشه سیاست ضد اخلاق بوده است و نه تنها اخلاق توسط حکومت‌های دیکتاتور و مستبد پایمال شده بلکه در جوامعی که حکومت دموکراتیک هم داشته‌اند اخلاق قربانی سیاست شده است.

به گزارش ایلنا ،حجت‌الاسلام سید محمد خاتمی در مراسم جشن اصحاب فرهنگ و هنر و اندیشه که همزمان با فرارسیدن عید سعید غدیر خم مجلس وتعدادی از هنرمندان در خانه هنرمندان ایران برگزار شد با بیان اهمیت عیدغدیر در تاریخ بشریت ذکر کرد و گفت: غدیر تنها یک آب‌گیر و برکه کوچک در بیابان خشک و سوزان حجاز نیست. چشمه آب حیات نیست بلکه اقیانوسی است که در کویر تاریخ برای تشنگی بشر و کسانی که طالب عظمت و آزادی بودند مثل اقیانوس بوده است.

وی افزود: البته همه عظمت‌ها و زیبایی‌ها با هر نگاه مختصر انسانی نیز دیده می‌شود.

خاتمی در توصیف شخصیت والای امیر المومنین علی‌ (ع) گفت: علی مافوق انسان نیست چرا که برتر از انسان فقط خدا است. و اینکه ما بگوییم علی مافوق انسان است، مدح گفتن علی نیست. بلکه علی انسانی برتر است و الگویی است برای همه کسانی که از جنس خود او هستند. علی انسان برتر است در حکمت معنوی ما مسلمان‌ها و آنچه که در دنیای اسلام تحقق پیدا کرد و هرگز به خاطر ظاهرپرستی و ظاهرفریبی نهراسیده است.

رییس موسسه بین المللی گفت و گوی فرهنگ و تمدن ها در ادامه به شان آدمیت و انسان به عنوان لباب آفرینش اشاره کرد و گفت: انسان لباب آفرینش است در قرآن هم استناد شده است. انسان گل سر سبد کائنات است و به تعبیر قرآن مغز و لباب هستی است. و البته همه آفرینش برای انسان خلق شده است و هیچ موجودی برتر از انسان در آفرینش وجود ندارد.

وی خاطر نشان کرد: نبات، جماد و انسان امتیازاتی دارند که از نبات به جماد و از جماد به انسان رسیده است و در نهایت انسان همه این امتیازات را با هم دارد و در بردارنده همه امتیازات ملک و ملکوت است.

خاتمی ادامه داد: همه آدمیان کرامت و استعداد برتر بودن را دارند و اینکه بعضی انسان‌ها برتر از دیگران هستند به خاطر استفاده از این استعداد خدادادی است و می‌توانند به مرحله بالای انسانیت برسند. اگر انسان‌های دیگر نیز تلاش کنند می‌توانند این استعداد بالفعل خود را عملی کنند. این تناقض که انسان چقدر خودش و چقدر خدا در پیشرفت این استعداد به او کمک می‌کند، حتی در یکی از اشعار بلند حافظ نیز تجلی یافته است.

گرچه وصالش نه به کوشش دهند هر قدر ای دل که توانی بکوش

خاتمی درباره شخصیت علی (ع) به عنوان نمونه والای انسان کامل گفت: علی الگو و اسوه عدالت و تقوا است چرا که دست پرورده نبی اکرم است و حتی به تعبیر یک دانشمند بزرگ غیرمسلمان که می‌گفت من به پیامبر احترام می‌گذارم چرا که علی گفته است و خود علی افتخار می‌کرد که غلام پیشگاه نبی اکرم باشد. بنابراین علی در عدالت، تقوا و انصاف اسوه بود.

وی در مورد شرایط حکومتی حضرت علی خاطر نشان کرد: یکی از امتیازات بزرگ او این بود که توانست برای مدت کوتاهی حکومت ظاهری را به دست گیرد و در روز غدیر او از طرف خداوند و پیامبر به عنوان انسان شایسته‌ای شناخته شد که لیاقت حکومت بر انسان‌ها را دارد اما به هر دلیل حکومت او به تعویق افتاد و علی(ع) با همه شایستگی که از طرف خداوند به او داده شده بود، این حکومت را به دست نگرفت.

خاتمی ادامه داد: این امتیاز بزرگ علی(ع) بود که جز به رای و رضایت مردم حاضر نشد حکومتی را که خدا به او داده بود بپذیرد.

سید محمد خاتمی با اشاره به دموکراسی مطرح شده در دوران فعلی و اهمیت رای مردم گفت: در ۱۴۰۰ سال پیش امیرمومنان تنها به خاطر رضایت مردم از حکومت کنار کشید و اگر نبودند و او را نمی‌خواستند حکومت را به دست نمی‌گرفت.

وی ادامه داد: مسئله عدالت علی(ع) فقط اقتصادی نیست بلکه یک عدالت جامع است. عدالت او آزادی انسان و حرمت و تقوا بود. او حتی برای انسان‌هایی که مسلمان نبودند و مخالف او بودند نیز حرمت و آزادی قائل بود.

خاتمی با اشاره به تناقض همیشگی اخلاق و سیاست ادامه داد: همیشه سیاست ضد اخلاق بوده است و نه تنها اخلاق توسط حکومت‌های دیکتاتور و مستبد پایمال شده بلکه در جوامعی که حکومت دموکراتیک هم داشته‌اند اخلاق قربانی سیاست شده است.

وی با اشاره به چند مورد از شرایط به حکومت رسیدن علی(ع) سخنان خود را پایان داد و چنین گفت: زمانی که او به خلافت رسید گروهی به او گفتند حکومت‌هایی که در دوره‌های قبلی بوده‌اند و انحراف داشته‌اند برکنار کند ولی علی (ع) گفت من هرگز با ناروایی و ستم با آنها برخورد نمی‌کنم و از من به دور است که برای تن دادن به قدرت و رسیدن به حکومت دیگران را از سر کار براندازم به همین دلیل به او گفتند تو سیاست‌مدار نیستی و صداقت تو سبب می‌شود که به قدرت‌ات ضربه بخورد و علی(ع)پاسخ داد که تقوا بزرگترین پایه اخلاق است و اگر تقوا نبود و خود را مکلف به اجرای آن نمی‌دانستم بزرگترین سیاستمدار عالم بودم؟ علی (ْع)زرنگی کردن را جزو سیاست نمی‌دانست حتی در جنگ‌هایی که به دشمنان او بدگویی می‌کردند علی(ْع) می فرمود دشنام ندهید و با تهمت و افترا کسی را تخریب نکنید و هرگز نمی‌پسندید که به نام انقلاب و اسلام و علی به دیگران بدگویی شود.

وی خاطر نشان کرد: در حکومت حضرت علی (ْع)همه مشمول عدالت او بودند چه انسان‌هایی که در همان جامعه می‌زیستند و چه آنهایی که مسلمان نبودند و در شهرهای اطراف بودند. وی معتقد بود هیچ انسانی به خصوص اگر سوابق درخشانی دارد، نباید مورد ستم قرار گیرد.

سیدمحمد خاتمی با روایتی از لطف علی(ع) در حق دختری یهودی که خلخال را از پای او کشیده بودند گفت: آن دختر یهودی بود و در روستاهای اطراف ولی زمانی که علی(ع) فهمید که به او ظلم شده در مقابل آنها ایستاد از سوی دیگر زمانی که در جنگ صفین دشمنان آب را به روی علی بستند همراهانش خواستند که او نیز آب را بر آنها ببندد ولی علی(ع) هرگز چنین ستمی را نپذیرفت.

خاتمی در پایان سخنان خود شعری از شهریار در مورد علی(ع) خواند و با یاد و خاطره شهریار سخنان خود را پایان داد.

احمد مسجدجامعی عضو کمیسیون فرهنگی اجتماعی شورای اسلامی شهر تهران نیز با گرامیداشت عید سعید غدیر گفت: روز عید غدیر در تاریخ خورشیدی با نوروز هم‌زمان است و همان روزی است که کشتی نوح از طوفان و حضرت ابراهیم از آتش نجات پیدا کرد. از سوی دیگر روزی است که ضحاک به بند کشیده شد و همان روزی است که آدم و دنیا آفریده شد.

وی خاطر نشان کرد: عید غدیر نه تنها در دیدگاه ایرانیان بلکه برای همه دوران تاریخ و سنی و شیعه روز بسیار بزرگی است و به نوعی میزان همه تاریخ علی است.

بر اساس این گزارش اهدای تندیس برنز مرغ ملکوت به استاد غلامحسین امیرخانی از هنرمندان صاحب نام عرصه خوشنویسی ، قرائت شعر توسط عبدالجبار کاکایی، سعید بیابانکی، حسین شاهرخی (نوه مرحوم محمود شاهرخی)، خلیل جوادی ،محمدعلی شیرازی از برنامه های دیگر مراسم بود .

رضا کیانیان، لیلی رشیدی، پری صابری، علیرضا بهشتی، عبدالجبار کاکایی، محمد سریر، فریدون عموزاده خلیلی، رسول صدرعاملی، عزت‌الله انتظامی، مازیار میری، احمد مسجدجامعی، محمدعلی شیرازی، محمد رحمانیان، مهتاب نصیر‌پور، داود رشیدی، معصومه ابتکار، غلامحسین علی‌خانی، حسین پاکدل، حبیب رضایی، محمد عاقبتی از جمله هنرمندانی بودند که مراسم جشن عید غدیر هنرمندان حضور داشتند.

با تشکر م - ص مدیر انجمن سبز و وبلاگ حماسه خرداد

منبع سایت کلمه

نويسنده: م-ص ? تاريخ: یکشنبه پانزدهم آذر 1388 ? موضوع: ?

برخی رای مردم را زینتی می دانند/باید به تردید های انتخابات جواب می دادند

درست نبود که بسیج و سپاه در مقابل مردم قرار داده شوند – سپاه فرمان را هر جور که دلشان می خواهند اجرا می کنند نه آن جور که رهبری فرمودند ـ دوستان قاطع می گویند تقلب شده ولی من گفتم تردید دارم – اکنون در شرایطی قرار داریم که حرف زدن تحمل نمی شود – با توجه به تجربه 50 ساله ام پیشنهاد کردم زندانی ها آزاد شوند. جامعه ای که سه چهار میلیون دانشجو دارد را نمی شود با فریب اداره کرد

کلمه:آیت الله هاشمی رفسنجانی که به دعوت آیت الله واعظ طبسی به مشهد سفر کرده بود در دیدار چهار تشکل دانشجویی و در آستانه ۱۶ آذر تاکید کرد: از شرایطی که در کشورمی گذرد راضی نیستم و مناسب نیست قشر نوپا و نخبه از نظام جدا شود.

مخالف افراط و تفریطم

وی با بیان اینکه همیشه با افراط و تفریط مخالف بوده ام ادامه داد: اگر اعتدال در جامعه حاکم باشد بسیاری از مسائل قابل حل است. اما همیشه یک جریان افراطی گاهی در راست و گاه در چپ نمی گذارد مسائل حل شود در حالی که اکثریت جامعه ما اعتدال را می خواهد.

برخی رای مردم را زینتی می دانند

هاشمی تصریح کرد:بنده ساکت نیستم ولی اکنون در شرایطی قرار داریم که حرف زدن تحمل نمی شود و سخن گفتن ما برای جامعه مفسده دارد.

وی با اشاره به نماز جمع خود در پس از انتخابات افزود:بنده دیدگاه خودم را در نماز جمعه که اقامه کردم گفتم که آن هم مبنایش قرآن است .

وی ادامه داد:انقلاب ما براساس اسلام و قران بوداما برخی اصولگرایان این صحبت ها را قبول ندارند وفکر می کنند رای مردم زینتی است .

به گفته هاشمی پیامبر اکرم زمانی به حضرت علی فرمودند که شما حق ولایت از طرف خدا داری و لی اگر مردم قبول نکردند تو خودت را تحمیل نکن. امام خمینی (ره) هم مدام تاکید داشتند اگر مردم جمع شدند ما می توانیم کاری کنیم .

هاشمی ادامه داد: بعد از ۱۵ خرداد هم که رژیم پهلوی مردم را قتل عام می کرد بعضی ها پیشنهاد حمله های مسلحانه را دادند ولی امام نمی پذیرفتند.مردم بودند که انقلاب را پیروز کردند. درجنگ هم اگر مردم نمی آمدند ارتش شکست می خورد .

هاشمی با اشاره به رفراندم قانون اساسی جمهوری اسلامی در پس از پیروزی انقلاب گفت:در الجزایر ۲۰ سال بعد این کار انجام شد.ضمن اینکه تمام ارکان حکومت در جمهوری اسلامی مستقیم و غیر مستقیم توسط مردم انتخاب می شوند.

وی اظهارداشت:مردم ایران معتقد و مسلمانند اگر ما را می خواهند حکومت می کنیم و اگر نمی خواهند می رویم

درمورد انتخابات تردید دارم

وی در پاسخ به دانشجویی درباره اینکه از نظر شما در انتخابات تقلب شده است یا نه گفت : دوستان قاطع می گویند تقلب شده ولی من گفتم تردید دارم.اما بعدا به من خرده گرفتند چرا چنین حرفی زده ام. معتقدم راه درست آن بود که به تردید ها جواب دهیم لذا با توجه به تجربه ۵۰ ساله ام پیشنهاد کردم زندانی ها آزاد شوند و از آسیب دیدگان دلجویی شود.

هاشمی تصریح کرده است: ما برای همه چیز قانون داریم البته خیلی از قوانین نیازمند اصلاح است اما اگر همه همین قانون را بپذیرند و به آن عمل شود مشکلات قابل حل است.

سلام هر روز ما را نقد می کرد

هاشمی با اشاره به حوادث پس از انتخابات ادامه داد:حکومت پول دارد. نیرو دارد می تواند در خیابان آدم جمع کند ولی گروه مقابل یک عده استاد ،دانشجو کارگر ،مدیر،صنعت گر هستند و درست نبود که بسیج و سپاه در مقابل مردم قرار داده شوند.

وی درپاسخ به اینکه آیا در زمان ریاست جمهورش رسانه های جرات نقد داشتند افزود: بحث این دولت و آن دولت را ندارم اما روزنامه سلام دردوران ما تقریبا هر روز همه چیز ما را زیر سوال می برد ولی من چیزی نمی گفتم .

هاشمی در پاسخ به دانشجویی که سوال کرد آیا تلویزیون در پس ازانتخابات می توانست ادعاهای ساختار شکنانه را پخش کند گفت: حرف بنده آن بود که در چارچوب قانون دیدگاه ها مطرح شود.این حرف های که آنها زدند مال بعد از دعواهایی دوران انتخابات بوده است.

وی ادامه داد:اطلاع رسانی امروز مثل سابق نیست هر حرف کوچکی که زده می شودسریع منتشر می شودآیا این خوب است که مردم اخبار خود را از ماهواره ها بگیرند و بعد هم این مسائل به نام امام و اسلام تمام شود

به گفته هاشمی در حال حاضر خبر ها به وسیله رسانه های اجنبی زودتر به دست مردم می رسد تا رسانه های خودی .

باید مردم را قانع کرد

هاشمی تاکید کرد :سانسور در جامعه ما جواب نمی دهد .اگر رسانه هاآزاد باشند و مردم قانع شوند ودیگر به خیابان نمی آیند.

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام تصریح کرد:نظر من این بوده است که صاحب نظران بیایند بحث کنند وموارد مورد اختلاف را در مناظره ها به بحث شود تا مردم گوش دهند و تصمیم بگیرند.جامعه ای که سه چهار میلیون دانشجو دارد را نمی شود با فریب اداره کرد.

هاشمی با اشاره به حضور چشمگیر زنان در دانشگاه ها گفت:در تجمع ها و تظاهرات نمی شود با خشونت با زنان برخوردکردو ترس من این است که این تجمع ها به جمع خانم ها هم سرایت کند.

وی گفت:امروز اکثریت جامعه ما استدلال را می پذیرند مشکلی که من غصه می خورم این است که چه دولت و چه برخی مبلغان خام هر حرفی میزنند همه را به پای رهبری گذارند .

سپاه می گوید پیرو رهبریم اما هر گونه می خواهد عمل می کند

وی با اشاره به وجود زندانیان سیاسی اظهار داشت: این زندانیان سیاسی پای چه کسی است سپاه می گوید ما پیرو رهبریم اما فرمان را هر جور که دلشان می خواهند اجرا می کنند نه آن جور که رهبری فرمودند.

وی تاکید کرد:این صف بندی به مصلحت نیست. این گونه که به ما اخبار می رسد گروهی در دانشگاه معترض به نتایج انتخابات هستند. . اینکه وزیر که به دانشگاه می رود نمی تواند سخنرانی کند این نشان دهنده آن است که لابد چیزی شده است.ولی این مسائل با شعار و اهانت حل نمی شود.

مهدی در انتخابات دخالتی نداشته است

هاشمی درباره تخلفات منصوبین به خود هم گفت:مهدی ما خارج از کشور است و خیالش از پرونده هایش راحت است چون درباره او دیوان محاسبانت ،وزارت نفت و وزارت اطلاعات دو سال کار کرند و گفتند مبرا است. ضمن اینکه هیچ دادگاهی او را احضار نکرده و او هر وقتی که لازم باشدمی تواند بیاید ولی تاکنون لازم نشده است .فعلا هم دارد دکترایش را می خواند.

وی ادامه داد:در ماجرای استات اویل هم پول بین خودشان ردو بدل شد و پشت قضیه اسرائیل بود که می خواست ما را خراب کند.

هاشمی درباه دخالت فرزندش در انتخابات هم تاکید کرد: مطمئن هستم مهدی در این انتخابات هیچ دخالتی نداشته است.او تنها کاری که کرده این بوده که تجربه خودش در مورد کمیته صیانت از آراء را در اختیار دیگر دوستان قرار داد

 

با تشکر م - ص مدیر انجمن سبز و وبلاگ حماسه خرداد

منبع سایت کلمه

نويسنده: م-ص ? تاريخ: یکشنبه پانزدهم آذر 1388 ? موضوع: ?

جوابت رو بخوون بعد نظر بده پسر شجاع

اندر باب جواب به دوستان و دشمنان گرامی باید گله کنم از عزیز دل،"پسر شجاع"که کماکان بدون خواندن مطالب فقط نظر می ده و طی تحقیقاتی که کردم به این نتیجه رسیدم که اصولاَ ایشان حتی وارد وبلاگ هم نمی شه و  با کمک نرم افزار کامنت ارسال می کند.

این دوست عزیز ما یه حرفهای عجیبی می زنه.مثلاً میاد حکومت حضرت علی (ع) رو با حکومت اسلامی الان مقایسه می کنه،بعد نتیجه می گیره که مثلاً چون یزید و معاویه و .... از دوستان نزدیک ائمه بودن ولی بعداً قاتلین آنها شدن و منافق بودن،پس موسوی و کروبی و.... هم که یه زمانی دوستان امام خمینی (ره) بودن و الان دارن حرف مخالف احمدی نژاد می زنن منافقن ومثل یزید و معاویه هستن.

اخه برادر من،عزیز من،اولاً حکومت حضرت علی (ع) کجا و حکومت اسلامی اینا کجا.کجای حکومت حضرت علی(ع)حضرت می فرمودند برین و مردمی که به دنبال حقشون هستن رو تو خیابونا بزنین و دستگیرشون کنید؟کجای حکومت حضرت علی (ع) مخالفاشون رو 6سال زندان و 5 سال تبعید و محرومیت مادام العمر از نوشتن و حرف زدن در عرصه سیاسی می کردند؟(حکم آقای زید آبادی)دوماًیک میلیون بار گفتم این بارم می گم تا بشه یک میلیون و یک بار ما حکومت و نظام جمهوری اسلامی ایران رو قبول داریم،قانون اساسی رو قبول داریم.این شما هستین که دارین خارج از قانون فعالیت می کنید.این شما هستین که تو زنداناتون جوون می ره و جنازه جوون می آد بیرون.برای یک دقیقه خودتو بذار جای اوون جوونی که داداشش رو واسه این که طرفدار آقای موسوی بوده گرفتن بعد از دو ماه جنازش رو تحویل دادن.خودتو بذار جای فرزندان آقیانی مثل زید آبادی و ابطحی و .... .سوماً شما که اینقدر از صحبت های آقای خامنه ای رهبر اسلامی ایران طبعیت می کنی،مگه نه اینکه ایشان گفتند:هرکس حرف مخالف ما رو زد منافق نیست.اگه می خوای تا فیلمش رو هم برات بذارم.

می دونی،ایرادی که شما دارین مثل ایرادی که کومونیستها به عیدوولوژی شون دارنه.یعنی یک سری مطلب رو قبول کردن،و براشون سخته که قبول کنن اشتباه می کنن.مثل اوون کسی هستین که وقتی قرار بود همه ی کومونیست ها و لیبرال ها و لاییک ها و کپیتالها جمع بشن و برای یک هدف خاص اعتراض بکنن،وقتی رهبری رو انتخاب کردن که از هیچ یک از این گروهها نبود و اهداف رو گفت،کومونیست برگشت گفت:یعنی چی من 30 سال با طرز تفکر عزیز استالین زندگی کردم،حالا واسه این اعتراض همه 30 سالم رو به باد بدم؟پس گفته های عزیز استالین چی؟

یعنی حتی حاظر نیستی به اشتباه خودت اعتراف کنی و بگی من اشتباه کردم.

در آخر باید بگم که به عقیده من اینکه شما حکومت و دوران امروز رو می آی با دوران و حکومت ابتدای اسلام و دوران حضرت علی(ع) و دیگر معصومان مقایسه می کنی یه جورایی با هم مقایسه نمی شن.چرا که شرایط فرق کرده.شاید اگر در دوران حضرت علی (ع) هم رسانه و اینترنت و ... می بود ابن ملجم همچین کاری نمی کرد.شاید اگر آن زمان هم عصر ارتباطات می بود امام حسین(ع) با 72 تن یارش شهید نمی شدن.حداقلش این بود اوون تعداد یارانش که شب رفتن آگاه می شدن و شب فرار نمی کردن.

پس می بیی که عملاً بزرگترین اشتباهی که می کنی اینه که اوون دوران رو با الان مقایسه می کنی.

اگه می خوای یک نتیجه بهتر بگیری بیا و 40 سال پیش رو با الان مقایسه کن.شاه ملعون که اوونقدر جوونا رو کشت پیروز شد یا مردم؟نیروهای سرکوبگر در انقلاب پیروز شدن یا مردم آزادی خواه؟آنهایی که به زندان رفتن و شهید شدن به آرزوشون رسیدن یا اوونهایی که جوونارو به زندان انداختن؟

وقتی این دو دوره رو مقایسه بکنی می بینی که وجوه اشتراکش زیاده و عملاً شاید بشه گفت تاریخ دوباره داره تکرار می شه.مثلاً در اوون دوره هر کسی که از کارهای غیرقانونی و خلاق عرف مسئولین خبر داشت،یا می افتاد زندان،یا تبعید می شد یا می کشتنش.الانم که شما می بینی که دکتر جوان این مملکت،شادروان آقای پور اندرجانی پزشک کهریزک رو کشتن چرا که اوون بود که مدارک تجاوز در کهریزک رو به آقای کروبی داده بود و از گند کاری های کهریزک خبر داشت.آقای زید آبادی این شرف آل قلم رو به زندان و تبعید محکوم می کنن.

می فهمی چی می گم اما نمی خوای قبول کنی.چرا که برات سخته.مثل اوون دوست عزیزم "ت – س"می مونی که طرز تفکرش مثل تو بود.می دونی چی بهش گفتم؟گفتم اگر یه روز بفهمی همه اوون چیزایی که فکر می کردی و به اوونها اعتقاد داشتی اشتباه بوده چی کار می کنی؟برگشت گفت: من اشتباه فکر نمی کنم.ببین حتی حاظر نیستید به عقاید خودتون شک کنید.در صورتی که در صدر اسلام داریم که حتی برای پی بردن به وجود خدا در وجودش شک کنید!

سر انجام باید بگم که همیشه به ظاهر کسی در درگیری های سیاسی برنده است که بر اسب قدرت سواره اما این اسب قدرت اسب رام شدنی نیست و اگر یکم محکم تر بزنیش رم می کنه و به جایی که مسابقه رو ببری خودتو از اوون بالا می ندازه زمین.الانم شاید بگیم که سبز ها نمی تونن پیروز بشن اما دیر و زود داره و سوختو سوز نداره.

در ضمن شمایی که می گویید میر حسین موسوی در بیانیه خود بسیج را مورد فحاشی قرار داده اولاً شما ببینید روی صحبت وی با کدام یک از اعضای بسیج بوده.آیا تمام بسیجیان مانند باکری ها و دیگر بسیجیان ما پاک سرشتند؟ شهید رجایی هم بسیجی بود ، اون بابایی که با باتوم چنان زد تو صورت دختر مردم که پس افتاد هم بسیجیه اما این کجا و اوون کجا.آیا همه ی آنها از معصومینند؟ آیا همه ی آنها از دستورات الهی پیروی می کنند؟به طور حتم پاسخ این سوال ها را می دانید.دوماً شمایی که خود را ما نیز سبزیم معرفی می کنید ، خود شما وقتی در مورد این بیانه سخن می گویید،آقای موسوی را با چه الفاظی خطاب می کنید؟مگر نه این که خودتان در هنگام صحبت کردن در مورد این بیانه به آقای موسوی توهین می کنید در صورتی که او نخست وزیر 8 سال دفاع مقدس است.او از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نطام بوده است.شما که خودتان دائماً از اسلام و دین دم می زنید آیا این داستان را نشنیده اید؟

زمانی مادری به همرا فرزندش به خانه پیامبر اکرم(ص) آمد و به پیابر گفت فرزندم زیادی خرما می خورد.اورا نصیحت کنید.پیامبر اکرم(ص) فرمود برو و فردا بیا.روز بعد زن و فرزند آمد و پیابر خطاب به فرزند فرمود که خرما کم بخورد.مادر گفت یا رسول الله همین را نمی توانستید روز گذشته بگویید؟پیامبر اکرم(ص) فرمود من خودم دیروز خرما خورده بودم.

زمانی که خود پیامبر کاری را انجام داده بود دیگران را از انجام این کار منع نمی کرد.درحالی که شما خود فحاشی می کنید و بعد می گویید که چرا او فحاشی کرده؟

سوماًجناب پسر شجاع،شما از آقای مهاجرانی چه می دانید که او اینچنین تخریب می کنید(البته برای کسانی که او را نمی شناسند)افرادی که شما از آنها دفاع می کنید در مقابل کار سلمان رشدی کرد چه کار کردند؟سلمان رشدی کتابی با نام آیه های شیطانی نوشت و تنها کسی که نقد کاملی را در مورد این کتاب نوشت آقای عطاالله مهاجرانی بود و نه آقایانی چون احمدی نژاد.شما که دم از اسلام می زنید که نباید شخصی مانند عطاالله مهاجرانی که با نقد خود چهره ی سلمان رشدی را نشان داد را تخریب کنید!آیا شما این مطالب را نمی دانید؟یا می دانید اما به همان دلیلی که ذکر کردم نمی توانید قبول کنید.

با تشکر .م – ص مدیر انجمن سبز و وبلاگ حماسه خرداد

نويسنده: م-ص ? تاريخ: یکشنبه پانزدهم آذر 1388 ? موضوع: ?

قتل فجیع فرزند نخستین فرمانده کمیته های انقلاب اسلامی

قتل فجیع فرزند نخستین فرمانده کمیته های انقلاب اسلامی شوک بزرگی را در تهران ایجاد کرده است. سرهای بریده شده سیدمرتضی هاشمی ۲۸ ساله و همسرش آتنا که به تازگی زندگی مشترک خود را آغاز کرده بودند، ساعت ۱۴ بعدازظهر روز یکشنبه در منزل شخصی آنان در حوالی میدان نور تهران، پیدا شد.

آن چه قتل فجیع سیدمرتضی هاشمی را برجسته تر می کند این است که او فرزند شهید سیدمجتبی هاشمی است که نخستین فرمانده کمیته انقلاب مرکزی تهران و همچنین یکی از فرماندهان جنگ های نامنظم و یا چریکی در سال های اولیه انقلاب بوده است. به دلیل چهره خاص و محاسن بلند و علاقه سیدمجتبی هاشمی به کار چریکی برخی او را با نام چه گوارای ایران یاد می کردند.شهید سید مجتبی هاشمی یکی از اعضای گروه فداییان اسلام بود که پس از پیروزی انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ به راه اندازی کمیته های انقلاب پرداخت. وی با آغاز آشوب های داخلی کردستان در سال ۱۳۵۸ به آن منطقه رفت و گروه ضربتی با نام "فداییان اسلام" را تشکیل داد و به مقابله با گروه های کرد موسوم به ضد انقلاب پرداخت. پس از حمله عراق به ایران، شهید هاشمی گروه خود را به آبادان منتقل کرد و در مقاومت ۳۲ روزه این شهر در برابر ارتش عراق نقش بسزایی ایفا کرد. گفتنی است که پس از مدتی به دلیل اختلافاتی که سیدمجتبی هاشمی با اعضای وقت سپاه پاسداران داشت، او اجازه حضور در جبهه را پیدا نکرد. چهره های شاخص وقت سپاه پاسداران سیدمجتبی هاشمی را متهم به حمایت از بنی صدر می کردند. پس از آن که چندین بار تلاش های سازمان مجاهدین خلق برای ترور سید مجتبی هاشمی با شکست مواجه شد در نهایت در روز ۲۸ اردیبهشت سال ۱۳۶۴ و در حالی که در مغازه اش در حوالی خیابان خیام مشغول به کار بود ترور شد.

درباره سید مرتضی هاشمی فرزند مقتول این شهید اطلاعات اندکی در دست است. گفته می شود که او کارمند حراست تربیت بدنی بوده است و همچنین مدیریت موسسه فرهنگی شهید هاشمی را  به عهده داشته است. برادر بزرگ تر او سید روح الله هاشمی - که در ابتدا نیز به اشتباه نام او به عنوان قربانی قتل اخیر متتشر شده بود - برای اولین بار در اردیبهشت ماه سال جاری طی چندین مصاحبه به انتقاد از بی توجهی مسئولان سپاه و دولت نسبت به بزرگداشت پدرش پرداخت اما در عین حال ذکر کرد که از ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد در انتخابات حمایت خواهد کرد. با این حال اطلاعی از گرایشات سیاسی سید مرتضی هاشمی در دست نیست.

یک روز پس از قتل سیدمرتضی هاشمی و همسرش، فخرالدين جعفرزاده سرپرست دادسراي امور جنايي تهران از دستگیری یک مظنون به قتل خبر داده است. به گفته جعفرزاده: مظنون دستگير شده با مقتول مراودات كاري داشته است و همين امر باعث شده تا اين فرضيه كه مظنون با انگيزه تسويه حساب دست به ارتكاب قتل بزند افزايش پيدا كند. با این حال او افزوده که در صورتي كه مشخص شود مظنون در زمان وقوع قتل در محل قتل نبوده است از وي رفع اتهام خواهد شد. هنرمند بازپرس شعبه چهارم دادسراي امور جنايي تهران نیز اعلام کرده که به نظر مي‌رسد قتل با انگيزه انتقام‌گيري و يا مرتبط با مبادلات اقتصادي باشد.

گفتنی است که خانواده هاشمی به صورت سنتی به فعالیت در بازار مشغول بوده اند. پدربزرگ آنان آیت‌الله سیدمحمد هاشمی قندی بودند که از تاجران بزرگ قند تهران به شمار می آمد. شهید سید مجتبی هاشمی نیز در کنار فعالیت های چریکی اش همچنان ارتباط خود را با بازار حفظ کرد و حتی توانست مبالغ چشمگیری را از بازاریان تهران جهت کمک به جنگ های چریکی خود جمع آوری کند. او در آخر نیز در حالی که در مغازه خود با نام تعاونی وحدت اسلامی مشغول به کار بود ترور شد.

 

با تشکر.م - ص مدیر انجمن سبز و وبلاگ حماسه خرداد

منبع راه سبز

نويسنده: م-ص ? تاريخ: پنجشنبه پنجم آذر 1388 ? موضوع: ?

حمله نیروهای بسیج به محل اقامت آقای کروبی در شهر قم

روز گذشته و درپی درگذشت آیت‌الله قاضی، نماینده امام (ره) در استان لرستان، آقای مهدی کروبی، به شهر قم سفر کرده‌بود. آقای کروبی در این سفر ضمن بازدید و دل‌جویی از بازماندگان آن مرحوم، با آیت‌الله محفوظی هم دیدار جداگانه‌ای داشت. در این‌دیدار، آقای کروبی و آیت‌الله محفوظی درباره حوادث پس‌از انتخابات و مشکلات اقتصادی که مردم با آن‌ها دست‌به گریبان هستند، بحث و تبادل‌نظر نمودند.

آقای کروبی پس‌از این دیدارها، به‌محل اقامت خود در شهر قم بازگشتند. درطول این‌سفر نیروهای امنیتی و انتظامی شهر قم، همکاری خوبی با تیم همراه و محافظان آقای کروبی داشتند. اما در ساعت یک بامداد، بیش‌از ۶۰ نفر موتورسوار، تحت لوای نیروهای بسیجی که متاسفانه به قدرت‌های نامرئی متکی و مواجب خود را از آن قدرت‌ها تامین می‌نمایند، جلوی درب محل اقامت آقای کروبی تجمع کردند.

به‌گزارش خبرنگار تغییر، تجمع‌کنندگان، تا پاسی از شب گذشته، به فحاشی و سردادن شعارهایی نظیر مرگ‌بر منافق، مرگ‌بر ضدولایت فقیه، به دفاع از ولایت فقیه پرداختند. این حرکات موجب ترس و وحشت مردم عادی و همسایگان شده‌بود. اما سرانجام به‌دلیل سوز و سرمای زیاد و با دخالت نیروهای انتظامی و امنیتی، تجمع‌کنندگان، مجبور به ترک محل شدند.

این حرکات درحالی انجام می‌شود که در سی‌امین سالگرد تاسیس بسیج، باید به مسئولان این سازمان یادآور شد که آیا هدف از تاسیس بسیج، دفاع از امنیت و آسایش مردم بود یا این‌گونه عربده‌کشی‌ها و ترساندن مردم بی‌گناه در نیمه‌های شب، درقبال اخذ پول و امکانات دولتی و ملی که متعلق به همه مردم است؟ و آیا این حرکات، با ابتدایی‌ترین مسایل شرعی و حقوقی شهرنشینی هم‌خوانی دارد؟

 

با تشکر.م - ص مدیر انجمن سبز و وبلاگ حماسه خرداد

منبع سایت تغییر

نويسنده: م-ص ? تاريخ: پنجشنبه پنجم آذر 1388 ? موضوع: ?

احکام برخی از چهره های سیاسی بازداشت شده پس از انتخابات

یک عضو مجمع روحانیون مبارز در گفت و گو با «خبر» از صدور احکام زندان چند ساله برای اکثر فعالان سیاسی بازداشت شده پس از انتخابات خبر داد.

پیش از این مقامات دادگستری استان تهران از صدور حکم دادگاه بدوی برای بیش از ۸۰ نفر از سران احزاب معترض خبر داده بودند که اکثر آنها تقاضای تجدید نظر کرده اند.

به گفته این عضو مجمع روحانیون، احکام زندان صادر شده برای برخی از سران اعتراض، به شرح زیر است.

هدایت الله آقایی: ۵ سال حبس قطعی

بهزاد نبوی: ۶ سال حبس تعزیری

احمد زیدآبادی: ۶ سال حبس تعزیری، ۵ سال تبعید به گناباد، محرومیت دائمی از فعالیت سیاسی و اجتماعی

محمدعلی ابطحی: ۶ سال حبس تعزیری

سعید حجاریان: ۵ سال حبس تعلیقی

محمد عطریانفر: ۶ سال حبس تعزیری

علی تاجرنیا: ۶ سال حبس تعزیری، ۷۴ ضربه شلاق

سعید شریعتی: ۷ سال حبس تعزیری

عبدالله مومنی: ۸ سال حبس تعزیری

شهاب طباطبایی: ۵ سال حبس تعزیری

کامبیز نوروزی: ۲ سال حبس تعزیری و ۷۶ ضربه شلاق

مسعود باستانی: ۶ سال حبس تعزیری

کیان تاج‌بخش: ۱۵ سال حبس تعزیری

حسین رسام: ۴ سال حبس تعزیری

عاطفه نبوی: ۴ سال حبس تعزیری

حسام سلامت: ۴ سال حبس تعزیری

علی بهزادیان‌نژاد: ۶ سال حبس تعزیری

علی‌رضا عاشوری: ۶ سال حبس تعزیری

 

با تشکر.م - ص مدیر انجمن سبز و وبلاگ حماسه خرداد

منبع سایت کلمه

نويسنده: م-ص ? تاريخ: پنجشنبه پنجم آذر 1388 ? موضوع: ?

بیانیه 15 میر حسین موسوی در سی ام سالگرد تشکیل بسیج مستضعفان

برادران بسیجی من! کدام عیب و کاستی در آرزوهای امام برای بسیج وجود داشت که از آنها کناره گرفته ‌شود؟ و چرا باید چهره‌ای که با زحمات گذشتگان شما پدید آمد به کدورت‌ها آلوده گردد؟ شما خود با مردمید و از مردمید. مفاهیمی که فطرت مردم آنها را می‌پسندد چرا باید در نزد برخی از دوستان بسیجی ما نفرت ایجاد کند؟ کدام زشتی در نام‌هایی چون آزادی وجود دارد که وقتی بر زبان می‌آید قلب بعضی از آنان را مشمئز می‌کند، گویی که نام بزرگترین گناهان باشد؟//// بسیجی که امام می‌‌خواست در مقابل ملت قرار نمی‌گرفت، بلکه در کنار مردم و پشت‌سر آنان بود؛ بسیجی که فراتر از جناح‌ها عمل کند و بازوان بلندش همه اقشار را در بر بگیرد

انجمن سبز: مهندس میر حسین موسوی به مناسبت فرا رسیدن سی امین سالگرد تاسیس بسیج مستضعفان بیانیه ای را صادر کرد.نخست وزیر محبوب امام در این بیانیه به اهداف تاسیس نهاد بسیج مستضعفان و مقایسه ای بین عملکرد این نهاد در سالهای اولیه انقلاب وماههای اخیر پرداخته است.

به گزارش انجمن سبز به نقل از سایت کلمه متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

پنجم آذرماه سالروز تاسیس بسیج مستضعفان از سوی امام خمینی و فرصتی است تا این نهاد موثر در تاریخ انقلاب اسلامی در معرض نگاهی دوباره قرار گیرد. بسیج چه بود و چه هست و چه باید باشد؟ بسیج را چه چیز ساخت و چه چیز نامدار کرد و قهرمان تمامی سلیقه‌ها و گرایش‌ها در دوره‌ای از تاریخ معاصر این سرزمین قرار داد؟ آن سابقه درخشان و دستاورد بزرگ که بسیج نامیده شد با بودجه‌های کلان و سلاح‌های گران به دست نیآمد. سازماندهی برتر نبود که از بسیج اسطوره ساخت و قدرت نظامی نبود که توانایی‌های بسیج را شکل داد، بلکه نیت‌هایی پاک و عمیق این بنای بلند را برافراشت و اسوه‌هایی را پرورش داد که هنوز هرگاه از آنان نام برده می‌شود گویندگان و شنوندگان، یاران پیامبر (ص) را به یاد می‌آورند.

علاوه بر این، بسیج در تاریخ انقلاب نماد و نهاد شجاعت و ایستادگی ملت ماست. سی سال پیش از این امام بسیج مستضعفان را در مقابله با احتمال حمله نظامی ابرقدرت ها به وجود آورد و این موثرترین اقدام ممکن برای پیشگیری از آن خطر بود. در این سه دهه هیچ سلاحی وجود نداشت که قدرت‌های بزرگ و کوچک مخرب‌تر از آن را در اختیار نداشته باشند و تنها چیزی که آنان را از گزند رساندن به این خاک منصرف و یا پشیمان می‌کرد ملاحظه شجاعت مردمی بود که از قدرت قدرتمندان نمی‌ترسیدند و در دفاع از آرمان‌ها و حقوق خود کوتاهی نمی‌ورزیدند. بسیج قابی بود که این چهره از ملت ما را به نمایش می‌گذاشت.

و بسیج جلوه‌گاهی بود برای ظهور یکپارچگی اقشار و سلیقه‌های گوناگون مردم ما. زمانی که پدر دلسوز ما این نهال را غرس می‌کرد گفت: «کشوری که بیست میلیون جوان دارد، باید بیست میلیون بسیجی داشته باشد». چنین هدفی چگونه می‌توانست تحقق بیابد اگر بسیج به یک سلیقه یا نحله یا فرقه یا قشر تعلق پیدا می‌کرد؟ بلکه مقصود او از ارتش بیست میلیونی ایجاد ‌آن ظرفی و رنگی بود که بتواند تمام، یا لااقل اکثریت عظیمی از رنگ‌های جامعه را در خود جمع کند؛ شبیه‌ترین چیز به پرچم‌های سالار شهیدان (ع) که هر ساله در کشور ما بلند می‌شود و همه اقشار مردم ما، حتی برخی از اقلیت های دینی را گرد خویش می‌آورد.

اگر بسیج به یکی از بزرگترین دستاوردهای تاریخی ملت ما تبدیل شد به خاطر توجه به چنین رمزهایی بود، والا از صرف یک نام چنین هنرهایی ساخته نیست؛ هنر تبدیل انسان‌هایی عادی به لشکر مخلص خدا، هنر پایدار ماندن و پیروز شدن با دستانی خالی و هنر محور و مایه وحدت و سربلندی یک ملت تاریخی و بزرگ قرار گرفتن.

اینک نیز داستان همین است. نوعی از نام‌ها و نشانه‌ها، نوعی از کلمات و ظواهر، نوعی از لحن‌ها و لهجه‌ها، نوعی از جملات و طلسم‌ها…. نیستند که مدرسه‌های عشق و انسان‌های بزرگ می‌سازند. تمامی بسیجیان نامدار و گمنامی که ایمان و ایران به آنان افتخار می‌کند به صرف ادای چند حرف در میادین سابقین قهرمان نشدند. آنان در بوته قرار گرفتند. و در این جهان کیست که در بوته‌های فتنه آزموده نشود؟

احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون.

آیا مردم گمان کردند همین که بگویند ایمان آوردیم به حال خود رها می‌شوند و در فتنه‌ها آزموده نخواهند شد؟

و لقد فتنا الذین من قبلهم و لیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین

به تحقیق کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم و خداوند خواهد دانست کسانی را که راست گفتند و خواهد دانست آنانی را که دروغ‌گویانند.

اینک نوبت به وارثان باقری‌ها و باکری‌ها رسیده است. نسل جدیدی که بسیجی نامیده می‌شود امروز در بوته تاریک‌ترین شبهه‌ها و فتنه‌ها قرار دارد. آیا این نسل جدید نیز شبیه به کسانی هستند که جنگ جمل را در رکاب امیرمومنان (ع) مبارزه کردند؟ یا این قیاس‌ها واهی است و کسانی که این‌گونه قیاس می‌کنند بسیج را ماشینی سرکوبگر می‌‌خواهند برای زدن و گرفتن و آزار و حتی قتل انسان‌هایی که تنها جرمشان دعوت به دادگری است؟ چه کسانی جواب این سوال را می‌دانند؟ هویت آن سازمانی که اینک بسیج مستضعفان نامیده می‌شود به راستی چیست؟ دستگاهی بی‌نیت که بفرموده چشمانش را می‌بندد و دست ‌و پای خواهران و برادرانش را می‌شکند، یا نهادی مجهز به عمیق‌ترین بصیرت‌ها که می‌تواند در ظلمانی‌‌ترین شب‌های فتنه راه‌ را از بیراهه‌ تشخیص دهد؟ شب فتنه روز کسانی است که در پاسخ به این پرسش‌ها مردد مانده‌اند.

اذا التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالقرآن. پاسخ پیامبر (ص) را به تمامی این تردیدها بشنوید که وقتی فتنه همچون پاره‌های شب تاریک شما را فرا گرفت باید به قرآن رو کنید. قرآن شفیعی است که اگر به سود کسی شفاعت ‌کند از او پذیرفته خواهد شد و چون به رغم کسی شهادت ‌دهد تصدیق می‌شود؛ کتابی که هرکس آن را پیشوا و پیشارو بگذارد به بهشت می‌رود و کسانی را که به آن پشت کنند به سوی دوزخ می‌راند؛ کتابی که به سوی بهترین راه‌ هدایت می‌کند؛ کتابی که به روشنی و صراحت ما را فرمان می‌دهد تا با راستگویان باشیم.

یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین

ای کسانی که ایمان آورده‌اید از خدا پروا کنید و با راستگویان باشید.

ولی اگر معلوم بود کدام گروه راستگو هستند که شب فتنه به پایان می‌رسید. در عین حال این قدر معلوم است که راستگویان دروغ نمی‌گویند. کسانی که در مبارزه سیاسی اصلی‌ترین شیوه‌شان دروغ گفتن است حتما راستگو نیستند؛ تقوا در همدستی‌ با آنان و ایمان سازگار با پیروی‌شان نیست. آیا در این چند ماهه هیچ دروغی نشنیده‌اید؟ ای جماعت مومنان! تقوا کنید و با راستگویان باشید.

بسیج چه بود و چه خواهد بود و چه باید باشد؟

بسیجی که امام می‌‌خواست در مقابل ملت قرار نمی‌گرفت، بلکه در کنار مردم و پشت‌سر آنان بود؛ بسیجی که فراتر از جناح‌ها عمل کند و بازوان بلندش همه اقشار را در بر بگیرد؛ بسیجی که از دوستی مردم لذت ببرد؛ بسیجی که به دنبال رفاقت و محبت و یگانگی مردم باشد؛ بسیجی که بدون توجه به اختلافات سلیقه‌ای خود با دیگران حافظ ارض و ناموس‌شان باشد، که آنان یا برادر او در دینند و یا نظیر او در آفرینش؛ بسیجی که حرمت حریم‌های خصوصی مردم راحفظ کند. امام بسیج را به عنوان ابزاری برای قدرت حاکمان نمی‌خواست، بلکه نهادی برای قدرت مردم می‌دید تا حاکمیت آنان بر سرنوشتشان تضمین نماید. قرار بود رفتار و اندیشه بسیجی در مردم اثر کند، نه آن که قدرت بسیج بر سر مردم فرود آید. قرار نبود بسیج جیره‌خوار دولت شود و به ازای دستگیر کردن مردم در اجتماعات پاداش سرانه بگیرد. افسوس بر بسیج اگر تا حد یک حزب سیاسی تنزل کند؛ این آن چیزی نیست که امام ما برای بسیجیان می‌خواست. قرار نبود بسیج به دستگاهی تبدیل شود که اختیار انتخاب و آزادی رای را از مردم بستاند.

برادران بسیجی من! کدام عیب و کاستی در آرزوهای امام برای بسیج وجود داشت که از آنها کناره گرفته ‌شود؟ و چرا باید چهره‌ای که با زحمات گذشتگان شما پدید آمد به کدورت‌ها آلوده گردد؟ شما خود با مردمید و از مردمید. مفاهیمی که فطرت مردم آنها را می‌پسندد چرا باید در نزد برخی از دوستان بسیجی ما نفرت ایجاد کند؟ کدام زشتی در نام‌هایی چون آزادی وجود دارد که وقتی بر زبان می‌آید قلب بعضی از آنان را مشمئز می‌کند، گویی که نام بزرگترین گناهان باشد؟ حال آن که هنوز بزرگترین میعادگاه‌ها در اکثر شهرهای ما به نام آزادی خوانده می‌شوند. مگر نمی‌گوییم عنوان‌هایی چون حقوق بشر، حقوق زنان، حقوق اقلیت‌ها، و امثالشان محمل‌هایی است تا قدرت‌ها ریاکارانه خویشتن را به آنها الصاق کنند و سیمایشان را زیبا جلوه دهند؟ چرا آنهایی که قاعدتا باید صاحبان اصلی و اصیل چنین آرمان‌هایی باشند از آنها فاصله می‌گیرند؟ مگر می‌خواهند مکتب‌شان کریه جلوه کند؟ چرا این مفاهیم را لعن می‌کنیم و ملاک بی‌دینی قرار می‌دهیم؟ دینی که چونان یک بوته گل دلخواه برای بشر ارمغان آورده شد، از بس که آموزه‌هایش ملایم و موافق با فطرت بود. مبادا آن را تبدیل به یک بوته خار کنیم تا هرکس با هر گوشه از آن تماس می‌گیرد زخمی شود؛ زخم‌هایی از نوع آنچه جوانان ما در خیابان‌ها می‌بینند.

بسیج نیز سی سال پیش از این همچون یک بوته گل و یک پارچه نور متولد شد. آیا اگر کسی رجعت به آن عهد نورانی و نخستین را بخواهد به انقلاب پشت کرده است و دست به براندازی نظام زده است؟ آیا اگر کسی بازگشت به نسخه اصیل انقلاب اسلامی را طلب کند، آیا اگر کسی خواستار آن اسلام ناب محمدی که امام منادی و معرف آن بود باشد و از خرافه‌پرستی‌ها و قشری‌گری‌هایی که با نام دین به مردم فروخته می‌شود بیزاری بجوید، آیا اگر کسی اجرای بدون‌تنازل قانون اساسی را دنبال کند، آیا اگر کسی از وفاداری به عهدهای ایمانی و انسانی بپرسد جز به دادگری فراخوانده است؟ آیا چنین کسانی باید در خیابان‌ها کتک بخورند، در زندان‌ها شکنجه ببینند و به حبس‌های طولانی‌مدت محکوم شوند؟ آیا اسلام و قرآن اجازه می‌دهد مردمی که با مسالمت حاکمانشان را به عدالت امر می‌کنند کشته شوند؟

و یقتلون الذین یامرون بالقسط من الناس فبشرهم بعذاب الیم

و مردمی را که به دادگری امر می‌کنند به قتل می‌رسانند، پس آنان را به عذابی دردناک بشارت ده.

بسیج چه بود و چه خواهد بود اگر به مسیری که پیش‌رویش گذاشته شده است ادامه دهد؟ آن نیرویی که یک زمان نماینده شجاعت ملت ما بود آیا اینک به کار گرفته شود تا ایرانیان را بترساند؟ کاملا پیداست که آخرین و تازه‌ترین راهبرد اقلیت اقتدارطلب ایجاد هراس در مردم است. آیا لباس‌های مخوف می‌پوشند و ‌در خیابان‌های شهر آرایش‌های نظامی به خود می‌گیرند تا هم‌وطنانشان را مرعوب کنند؟ یا مردم را می‌ترسانند چون خود می‌ترسند؟ یا فرزندان انقلاب را به هفت سال و ده سال و پانزده سال زندان محکوم می‌کنند تا به خود تسلی داده باشند؟ و فکر نمی‌کنند که با این رفتارهای کوته‌بینانه چگونه امنیت ملی کشور را در معرض خطر قرار می‌دهند.

کافی است مردم بترسند تا پای قدرت‌ها به مرزهای این بوم باز شود. کافی است سمعه شجاعت این ملت خدشه‌دار گردد و بیگانه در دلاوری و استواری آنان تردید کند تا خواب های سی ساله تعبیر شود. به دو کشور همسایه ما که اینک در اشغال خارجی قرار دارد نگاه کنید. در هر دو آنها نخست مردم ترسانده شدند و ترسیدند. ظاهرا قدرت‌ها با شعار آزادی‌بخشی به این دو کشور قدم گذاشتند، در عین‌حال که وقتی ابوغریب‌ها را به راه می‌انداختند طمع خویش را در چهره‌های وحشت‌زده مردم پنهان نکردند. آنها با صراحتی که بیشتر از آن ممکن نبود به مردم این دو کشور می‌گفتند شما همان‌هایی هستید که از صدام و طالبان وحشت داشتید، پس اینک حق آن است که از سلاح‌های رعب انگیزتر ما بیشتر بترسید. حتی تروریست‌های افراطی هنوز به آن امید که بتوانند همچون خونخواران پیش از خود بر هراس مردم این کشورها حکومت کنند آنان را بیرحمانه می‌کشند. قربانیان ددمنشی‌های صدام و طالبان هنوز دارند تاوان ترس خود را می‌پردازند، کما این که ملت ما هنوز امنیت و آرامش خویش را مرهون شجاعت و استحکامی است که در طول سی سال گذشته به نمایش گذاشت.

حال کسانی در داخل کشور می‌خواهند این سرمایه را از ما بگیرند. در مقابل نمایش‌های آنان مردم یا نمی‌ترسند، که نمی‌ترسند، و این آخرین حربه هم از آنان سلب می‌شود، و یا خدای ناکرده می‌ترسند. در آن صورت آیا اسباب‌بازی‌های جنگی از تمامیت این کشور حفاظت خواهدکرد؟

بسیج در تاریخ معاصر ما نه فقط یک نام، بلکه یک عملکرد بود که هرگز از آن بی‌نیاز نمی‌شویم؛ تا جایی که اگر معدودی از متصدیان این عملکرد ماموریت‌های خود را فراموش کنند لازم است ما مردم خود آنها را بر عهده بگیریم. ضرورتی، حتی به مراتب مهم‌تر از آرمان‌های جنبش سبز ما را مجبور می‌کند که اجازه ندهیم کسی در ترسیدن ما طمع کند.

و بدانیم که بالاتر از سیاهی رنگی نیست. ترساندن آخرین تیر ترکش است. مخالفانتان اشتباه کردند و در مقابل مسالمت و مقاومت شما آن را به کار بردند تا اگرکارگر نشود چاره‌ دیگری نداشته باشند. چاره راستین آنها هم خود شمایید، روزی که از مخالفان خود بپرسید آیا پرچم‌های رنگارنگ شما نیز به معنای اصرار بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی است، و اگر آری گفتند آنها را بپذیرید. آن روز وقتی است که همه با هم سبز می‌شویم.

میر حسین موسوی

۱۳۸۸/۰۹/۰۴

با تشکر.م - ص مدیر انجمن سبز و وبلاگ حماسه خرداد

منبع سایت کلمه

نويسنده: م-ص ? تاريخ: پنجشنبه پنجم آذر 1388 ? موضوع: ?

گزارش کامل همایش “‌سبزها و جامعه” در دانشگاه تهران‌
پس از برگزاری همایش “سبزها و دین” در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران که به همت انجمن اسلامی این دانشکده سه شنبه هفته گذشته برگزار شد، امروز(سه شنبه سوم آذر) پانل دوم این سمینار در دانشکده پزشکی دانشگاه تهران برگزار شد. سخنرانی ۱۰ جامعه‌شناس برجسته ایرانی در این دو هفته و تحلیل مهمترین مسائل جامعه ایران توسط آنان، نشان می‌دهد که جامعه‌شناسان به سخن در امده‌اند و به صورت علمی در حال تئوری‌پردازی در باب ابعاد مختلف جنبش سبز اعم از دین و جامعه و … هستند. برگزاری این همایش‌ها و سخنرانی اساتید و جامعه‌شناسانی چون حسین سراج‌زاده، حمیدرضا جلایی‌پور، سعید معید‌فر، ناصر فکوهی، سارا شریعتی، جوادغلامرضا کاشی، عمادالدین باقی، محمد امین قانعی‌راد، حسن محدثی و عباس کاظمی، نشان داد که جامعه‌شناسی ایرانی علی‌رغم همه حملاتی که در این چند ماهه از سوی بنیادگرایان و حامیان کودتا روانه این علم مدرن شده زنده است و حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. مقامات دولتی امروز کم کم باید حس کنند که خواه‌ناخواه جامعه‌شناسی ایرانی را باید جدی بگیرند و حرف‌های آن را بشنوند. امری که زودتر از مقامات دانشجویان فهمیدند و استقبال گسترده آنها از این مراسمها نشان دهنده این فهم است. گزارش کامل همایش “‌سبزها و جامعه” به این شرح است:

دکتر جلایی پور‌: رهبری جنبش سبز، یک رهبری نجیب است، در فضای بی حیایی سیاسی
دکتر جلایی‌پور سخنران اول این مراسم بود. وی گفت‌: اولین خصیصه جامعه ایران بعد از انتخابات این است که دولت در ایران با چهار معضل روبروست که به ترتیب این معضلات تبدیل به بحران می شود، دومین خصیصه ظهور و شکل گیری یک جنبش فراگیر اجتماعی، مدنی، مسالمت آمیز و پیش برنده است. در ارتباط با خصیصه اول باید گفت که اولین معضل عدم مشروعیت سیاسی است. در دولت هایی که مشروع باشند، اکثریت مردم حکمرانی دولت را بدون ترس قبول می کنند و خودشان در ساختن دولت سهیم می شوند.”

از این نظر، دولت در ایران مشروع نیست، قبلا هم با مشکل مشروعیت رو برو بوده است ولی این مساله بعد از انتخابات شدیدتر شده است. دو نشانه برای مشکل مشروعیت وجود دارد که اولین نشانه اینکه دولت های مشروع از برگزاری انتخابات آزاد و سالم نمی ترسند و دومین نشانه اینکه نیروهای نخبه جامعه باید به طور اکثریت از یک دولت مشروع حمایت کنند و در ایران بر این اساس نیز دولت با مشکل مشروعیت روبروست.

دومین معضل، معضل کارایی است. همه می دانند که دولت در ایران حجیم ترین و وسیع ترین نهاد موجود است. دولت کارا باید سازمان ها را به سمت اهداف خودش ببرد و شاخص های عمده اقتصادی و اجماعی که به زندگی اکثر مردم مربوط است را کنترل کند. شاخصهایی چون بیکاری و رکود. دولت هایی که نتوانند این شاخص ها را پایین بیاورند با معضل کارایی روبرو هستند. ماشین دولت باید مشکلات ناشی از آسیب های اجتماعی مثل اعتیاد و جرم و جنایت و حاشیه نشینی را از بین ببرد. ماشین دولت به طور کلی باید یکی از موتورهای پیش برنده توسعه اقتصادی و اجتماعی باشد.

معضل سوم معضل مشارکت سیاسی است. در همه کشورها دولت عنصری است که مشارکت سیاسی مردم را سازمان یافته کرده و سامان می دهد. هیچ کشور توسعه یافته ای وجود ندارد که دولت زمینه مشارکت مردم اش را در سیاست، اجتماع و اقتصاد فراهم نکرده باشد. در حالی که اکنون تمام اقشار متوسط که وسیع هم هستند نسبت به نهاد دولت در ایران بی اعتماد و حتی معترض اند.

معضل چهارم معضل روابط خارجی است. هیچ کشوری نمی تواند توسعه را در خود انجام دهد. باید با تمام دنیا همکاری و بده بستان داشت. در کشورهایی که توسعه یافته هستند در فرودگاه شهرهای بزرگ شان افراد کشورهای زیادی رفت و آمد می کنند که خود نشانه ای از توسعه یافتگی است. اگر این رفت و آمد نباشد شاخص های توسعه کم میشوند. دولت فعلی در روابط خارجی با معضل روبروست و نتوانسته است که با دنیا آنطور که باید روابط برقرار کند. در زمان آقای هاشمی، دولت شروع به تشنج زدایی کرد و در زمان آقای خاتمی دولت اعتماد سازی را اصل قرار داد.

در حالی که این فرایندها اکنون متوقف شده است. کشورهایی نظیر برزیل و هند که اکنون در توسعه یافتگی کارنامه قابل ارائه ای دارند به صورت مرتب تیتر جنجالی روزنامه و خبرگزاری های بزرگ دنیا نیستند، ولی ما با این مشکل روبرو هستیم. ایران امروز بی دلیل تیتر اول دنیا است و تهدید های حقوقی علیه کشور ادامه دارد و متوقف نشده است. ایران با نامطمئن ترین دولت منطقه یعنی روسیه رابطه دارد که هیچ کدام از قول هایی که داده است را عملی نکرده است.

ویژگی دوم جامعه ایران به راه افتادن یک جنبش فراگیر اجتماعی و مسالمت آمیز است. این چیزی که در جامعه ایران به راه افتاده است با اغتشاش تفاوت دارد و معنای اصطلاحی آن social movment است. این شورش نیست، بلکه جنبشی است که باید به آن توجه کرد. ادعای اکثر جامعه شناسان این است که این جنبش نشانه توانایی جامعه ایران است و شورش و اعتراض کورنیست.

در این جنبش چهار ویزگی تراکم نارضایتی ، گفتمان آن و تشکل هایی که این نارضایتی را پیگیری می کنند و عده ای هم که این وضع را پیگیری می کنند وجود دارند. این جنبش خوشبختانه دارای یک رهبری اخلاقی در این زمان بی حیایی سیاسی در ایران است. بی حیایی سیاسی یعنی اینکه در کشوری که سی سال قبل انقلاب کرده است و هم اکنون انقلابیون آن زنده هستند، همان انقلابیون مورد بی مهری دولت قرار می گیرند. بی حیایی سیاسی یعنی اینکه میلیون ها نفر از مردم را آشوبگر خواندند. باتوم را را باید علیه کسی بکار برد که آگاهانه سعی در به هم زدن نظم ملی دارد نه بر علیه فرهیختگان و این یعنی بی حیایی سیاسی.

افراد آشوبگر و به اصطلاح لات را باید زندانی کرد نه فرهیختگان یک کشور را. روزنامه حکومتی در ایران فهیم ترین شخصیت انقلاب را یعنی مهندس موسوی را خائن معرفی کرده است. کسی که امام خمینی کوچکترین حرفی بر علیه ایشان نزد و هر چه گفت تشویق ایشان بود. همه این انقلاب مرهون خون شهید بهشتی است و بی حیایی سیاسی یعنی دستگیری فرزند شهید بهشتی. بی حیایی سیاسی یعنی هجوم به دعای کمیل و زندانی کردن کسانی که به دعا رفتند که هنوز هم آزاد نشدند و دادستان تهران هم از این هجوم اظهار بی اطلاعی می کند و بی حیایی سیاسی یعنی حادثه کهریزیک و احکام چند ساله ای که به زندانیان فرهیخته می دهند. اما در مقابل رهبر جنبش سبز یک فرد با اخلاق است که اصلا بی حیایی سیاسی نمی کند.

هدف جنبش هم یک هدف حداقلی است یعنی بدنبال تغییر قانون اساسی نیستند . دنبال تغییر نظام نیستند . ولی به دنبال تضمین قانون اساسی است. در قانون اساسی همه مردم و به اصطلاح آنها خس و خاشاک حقوق تعیین شده است و این باید به رسمیت شناخته شود. این جنبش به دنبال آرمان های تحقق نیافته انقلاب اسلامی است. این جنبش به ویژگی های جامعه اطلاعاتی آگاه است و از آن بهره برداری می کند . این جنبش ضد ضربه است یعنی پس از ۵ ماه معلوم شده است که مولفه های اصلی اش را نمی شود از بین برد. مهمترین مولفه در جنبش شبکه های اجتماعی است که برای جنبش کار می کنند.

شبکه های جنبش سبز احزاب سیاسی نیستند که همه را تعطیل کرده اند و حتی شخصیت های مهم نیستند که انها را هم محدود کردند و لذا شبکه های اجتماعی در ایران متکی به افراد آگاه و خانواده ها هستند و در جامعه شناسی این شبکه ها می توانند تبدیل به فرقه و جزیره های دور از هم شوند ولی به خاطر ارتباطات این ها با هم رابطه دارند و تبدیل به یک جامعه قوی در زیر این جامعه شدند و بر عکس احزاب و افراد مهم کاری با این جنبش نمیتوانند انجام دهند. دومین ویژگی این جنبش رهبر است که رهبری معنوی دارد و به خاطر این روحانی بودن، مردم می دانند که باید چکار کنند. این رهبران را نمی توانند دستگیر کنند چون وضع بدتر می شود و بهترین کار این است که با انها مذاکره کنند که البته نمی کنند.

سومین عنصر جنبش اهداف واقع بینانه است. هدف این جنبش حداقلی است. حال اگر کسی بپرسد چرا آنچه ذکر شد برای این دولت معضل است پایخ این است که باید امکان نظرسنجی و گردش اطلاعات و بحث و گفتگو شود تا همه اینها را فهمید ولی حالا که نیست من فقط علائم را می گویم. استقبال کم از دولت در سفرهای استانی و همچنین روز سیزده آبان از آن نشانه ها است. دولت کارایی ندارد. آسیب های اجتماعی روز به روز بیشتر می شود. در جامعه امروز مصرف مواد مخدر از مواد طبیعی به سمت مواد افیونی و کشنده می رود و این علامتی برای عدم کارایی است.

نماد توسعه یافتگی در زمان رفسنجانی این بود که سدها زیادی ساخته شد و در زمان خاتمی این بود که عسلویه ساخته شد ولی نماد توسعه یافتگی این دولت چیست؟ این دولت به جای کار فقط حرف میزند. در این دولت حتی کار مترو با مشکل روبروست. در روابط خارجی هم همه انرزی دیپلماتهای ما در امریکای لاتین و کشورهای دو رفته است. در حالی که منافع ملی در ارتباط با کشورهای همسایه و همچنین کشورهای صنعتی نهفته است. اگر مشروعیت بخواهند باید به اقای موسوی اجازه دهند که یک ربع صحبت کند. خودشان هرچه می خواهند بگویند ولی به دیگران هم اجازه دهند.

به عقده من این جنبش مثل ماه است یعنی میرود و میاید و همه به آن اعتقاد دارند و کسی نمی تواند ان را انکار کند. من با توجه به اینکه دولت در ایران مشروع نیست و در ایران هم جنبش شکل گرفته است نتیجه می گیرم که در ایران یک مثلث وجود دارد که یک ضلع دولت است که در ان معضلات دارند تبدیل به بحران میشوند ضلع دیگر یک جنبش اجتماعی است که ضد ضربه است. باید به ان پاسخ داد. در ضلع دیگر هم افراد بدبختی هستند که چشمشان به یک دولت کارا است.

این مثلث وضعیت جامعه سیاسی دولت ماست. در این وضعیت این است که بیاییم مطالبات این جنبش را تحلیل کنیم. ولی به جای ان همه ابعاد جامعه را نظامی می کنند و تهمت و افترا می زنند و دولت در صورت ادامه این کار یعنی خرج انرژی بجای دشمن خارجی در مورد مردم خویش باعث می شود که دولت با سوظن مردم روبرو شود و بدین ترتیب همه ضرر می کنند. این جنبش با همه مشکلات و موانع به راه خود ادامه می دهد تا مطالبات حداقلی اش پاسخ بیابد و این چیز مهمی است که این جنبش دارد و این اریابی من است.

دکتر سراج زاده‌: ، اصلاحگری همواره پاسخی معقول و به هنگام به ضرورت های اجتماعی و تاریخی است
دکتر سراج زاده در سخنانی با عنوان “اصلاحگری و ماندگاری” گفت: تحلیل رویدادهای سیاسی اخیر از منظر مسائل اجتماعی” به این شرح است: از روزهای پر التهاب انتخابات در خرداد ماه تا به امروز جامعه ایران شاهد رویدادهابی بوده است که در دهه های اخیر کم سابقه یا بی سابقه بوده است. پیش از انتخابات، گردهم آیی های بزرگ انتخاباتی، مباحث داغ تلویزیونی، کارناوال های پرشکوه و نسبتا آرام روزانه و شبانه انتخاباتی همراه با نوعی احساس رهایی و سرخوشی، اقبال کم سابقه دانشگاهیان به رقابت های انتخاباتی، و … همگی حکایت از یک بسیج عمومی کم سابقه انتخاباتی داشت. و پس از انتخابات، اعتراض گسترده به نتایج اعلام شده با حضور متوالی و مکرر و انبوه گروه هایی از مردم در خیابان و پشت بام و تداوم آن در مناسبت های خاص از یک سو و بسیج همه ظرفیت های انتظامی و اطلاعاتی و تبلیغاتی حکومت برای کنترل، مهار و سرکوب این اعتراض ها از سوی دیگر حکایت از شکل گیری یک جنبش اجتماعی – سیاسی پردامنه دارد.

این پدیده ها در سپهر سیاست جریان دارد و در بادی امر پدیده هایی سیاسی به حساب می آیند. با وجود این، رویدادهای سیاسی را می توان با ارجاع به زمینه ها و شرایط اجتماعی تبیین حامعه شناختی کرد. در این صورت، ناآرامی های و جنبش های سیاسی دیگر مسائلی صرفا سیاسی و نتیجه رقابت معطوف به قدرت نیروهای داخلی و خارجی نیستند بلکه مسائلی اجتماعی هستند که بازنما و معرف تضادهای اجتماعی سیاسی و فرهنگی و عدم تعادل های ساختار سیاسی اجتماعی می باشند. طبیعتا چنین رویکردی به ناآرامی های سیاسی، عرصه را برای تحلیل های همه جانبه تر آنها مهیا می کند و زمینه را برای ارائه راه حل های اجتماعی و نه صرفا سیاسی هموار می کند. در این بحث تلاش می شود تا رویدادهای سیاسی بعد از انتخابات به عنوان یک مسئله اجتماعی معرفی شود و بر اساس رویکردهای بی سازمانی اجتماعی و تضاد ارزشی تحلیل شود.

فرض رویکر بی سازمانی اجتماعی این است که جامعه به طور معمول دارای نوعی سازمان یافتگی است و اجزا و عناصر آن در یک هماهنگی و تعادل نسبی و پویا هستند. هر نوع تغییری در یک بخش یا بخش هایی از نظام اجتماعی تعادل و هماهنگی را از بین می برد و این ناهماهنگی منشاء بروز مسائل و مشکلاتی می شود که تنها با ایجاد تغییرات مناسب در اجزای دیگر قابل حل هستند. این تغییرات اگر به هنگام صورت نگیرند زمینه ساز بحران در نظام اجتماعی و سیاسی و نهایتا فروپاشی خواهند بود.

در عین حال، بر اساس رویکرد تضادی، جامعه متشکل از گروه های اجتماعی متفاوتی است که دارای علایق و منافع مختلف و متضادی هستند. هر تغییر و تحول اجتماعی عملا در راستای منافع و ارزش های گروه هایی خاص و برعلیه منافع و ارزش های گروه هایی دیگر است. در نتیجه جامعه همواره صحنه تعامل، رقابت و ستیز گروه های مختلفی است که هم عامل برخی تغیییرات اجتماعی و به هم خوردن تعادل های پیشین هستند و هم در مقابل برخی تغییرات ایستادگی می کنند. رویدادها و تحولات اجتماعی و سیاسی نتیجه این تعامل ها رقابت ها و ستیزهاست.

پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۳۵۷ را می توان نتیجه بی توجهی نظام سیاسی پیشین به تغییرات بنیادین اقتصادی-اجتماعی و عدم ارائه پاسخ مناسب و به هنگام اصلاحی به عدم تعادل های ایجاد شده در جامعه و در نظام جهانی دانست. این پیروزی سرآغاز یک تعادل جدید برای استقرار آرمان های تاریخی مردم ایران بود. در طی سه دهه گذشته تحولات اجتماعی گسترده و ژرف مثل افزایش نسبت شهرنشینی، گسترش آموزش عمومی و تحصیلات دانشگاهی، گسترش حضور زنان در عرصه اقتصاد و اجتماع، دسترسی گسترده به رسانه های مدرن، مشکلات مزمن اقتصادی مثل نرخ تورم و بیکاری دورقمی، افول ایدئولوژی های انقلابی در سطح داخلی و خارجی، و … ناسازه ها و عدم تعادل های جدیدی در جامعه ایران ایجاد کرده است که رویدادها و صف آرایی های سیاسی دهه ۷۰ به این سو را می توان نتیجه این تحولات دانست. در درون نظام سیاسی برآمده از انقلاب، اصلاح گرایی و اصول گرایی یا بنیاد گرایی دو پاسخ متفاوت به این تحولات هستند.

آنچه که در سپهر سیاست و سپهر عمومی در ایران امروز جریان دارد و معادله جنبش اصلاحی و ضدجنبش را ایجاد کرده است بازنمای عدم تعادل های ایجاد شده و صف آرایی های دو جریان فوق است. اگر از منظر رویکرد بی سازمانی اجتماعی به موضوع بنگریم، اصلاحگری همواره پاسخی معقول و به هنگام به ضرورت های اجتماعی و تاریخی است. در نتیجه اصلاحگران در پی ایجاد تغییرات لازم در جهت رسیدن به یک تعادل و هماهنگی جدید در نظام اجتماعی سیاسی و حفط کارآیی، وجاهت، و ماندگاری نظام هستند. از طرف دیگر، از منظر تضاد ارزشی، اصلاحگری بازنمای تفکری عقلانی برای عقب نشینی های به هنگام و فدا کردن ارزش ها و منافع کهتر برای حفط ارزش ها و منافع برتر است.

این راه ماندگاری نظام سیاسی برخاسته از انقلاب را تضمین می کند و پویایی لازم برای سازگاری با شرایط جدید را در آن ایجاد می نماید. عدم تعادل های ایجاد شده گسترده تر و عمیق تر از آن است که نظام سیاسی بتواند نا آرامی های سیاسی برآمده از آنها را با توسل به قدرت تمام عیار به صورت موثر و بلند مدت مهار کند. مکن است بتوان این جنبش را با توسل به زور مهار کرد و اوضاع را به ظاهر متعادل نشان داد اما این تعادل به دلیل پاسخ ندادن به مطالبات اجتماعی و سیاسی ناشی از تحولات فوق الذکر ناپایدار و شکننده خواهد بود و حکومت را فاقد کارایی و وجاهت اخلاقی و مردمی خواهد ساخت. از این رو پاسخ اصلاحگرایان پاسخ موثرتری برای ماندگاری نظام سیاسی و مصلحت جامعه ایران است.

دکتر سعید معبدفر‌: عده ای می خواهند ارزش‌هایشان را بر همه جامعه تحمیل کنند
دکتر سعید معبد‌فر، در سخنان خود با عنوان “شکاف‌های اجتماعی و جنبش سبز” اظهار داشت: از نقطه نظر جامعه شناسی، مسائل اجتماعی عموما به شرایطی در یک جامعه اطلاق می‌شود که از حالتی عادی خارج شده باشد یا در عملکرد معمول جامعه اختلالی جدی ایجاد شده باشد. امروز به نظر می‌رسد هم از نظر موافقان وضع موجود و هم از نظر مخالفان، ما در رابطه با جنبش سبز در چنین شرایطی قرار داریم. اما در تحلیل علل بروز چنین شرایطی در جامعه اختلافی جدی وجود دارد.

عده‌ای با تاسی به رویکرد نظم و انسجام اجتماعی، ارزشها و هنجارهای خودساخته را به جامعه تعمیم داده و با فرض آنکه مردم ایران ملتی یکپارچه هستند و در این ارزشها و هنجارها اختلافی ندارند، وضعیت بوجود آمده را ناشی از توطئه بیگانگان، و مسببین و هواداران را یا عامل خارجی و یا فریب‌خورده فرض می‌کنند که می‌خواهند در نظم و انسجام اجتماعی اختلال ایجاد کنند. اما عده‌ای دیگر، این فرض را زیر سوال برده و با رویکردی تضادی، اصل تنوع و تکثر جامعه ایرانی را در نظر می‌گیرند.

بر اساس این فرض جامعه ایرانی بجز در مقاطعی کوتاه مانند جنگ و تهدید بین‌المللی، یک جامعه چند فرهنگی و متکثر است. در ایران اقوام و ملل مختلفی از گذشته‌های دور همزیست بوده اند. این تنوع جامعه ایرانی امروز از جهات دیگر نیز بیشتر شده است. اگر این تنوع در گذشته شاید عمدتا محلی و منطقه‌ای بود، امروز حتی از نظر سنی، جنسی، طبقاتی، سیاسی، فکری و فرهنگی نیز گسترش یافته است و هر کدام ارزشها و هنجارهای متفاوتی دارند. با این وصف جامعه ایرانی در شرایط معمول، نه یک گروه با ارزشها و هنجاهایی واحد، بلکه متشکل از گروههای متعدد با ارزشها و هنجارهای متفاوت است.

عدم توجه به این ویژگی جامعه ایرانی طی سالهای متمادی موجب شده است تا گروهی که کنترل اوضاع را در دست دارند با فرض تعمیم ارزشهای خود بر کل جامعه، مانع از تجلی و جریان یافتن ارزشها و هنجارهای گروههای کثیری از مردم شوند و در نتیجه آن شکافهای اجتماعی موجود در مقطع فعلی سر برآورند و با انباشتگی در کنار یکدیگر، جنبشی فراگیر را موجب شوند.

دکتر ناصر فکوهی‌: این موقعیت، شکننده و پر خطر است
دکتر ناصر فکوهی در صحبت‌های خود با عنوان “تحلیلی بر دلایل «موقعیت کنونی» به مثابه یک آنومی اجتماعی سیستمیک” گفت: انتخابات خرداد ۱۳۸۸ و رویدادهای پیش و پس از آن ، ابتدا در قالب هایی اتوپیایی و سپس در چشم انداز هایی اعتراضی و مطالباتی ، از ابعاد گوناگون (از جمله وبه ویژه بعد ژئوپلتیک منطقه ای ، سیاسی ،نهادی و غیره) قابل درک و تحلیل است. و “موقعیت کنونی ” را نیز می توان به صورت های متفاوت تعریف کرد.

اما در این نوشتار رویکرد ما، رویکردی تحلیلی از بعد اجتماعی است که در آن، پدیده ای که اغلب یک “بحران” نامیده شده و در لایه های مقطعی تحلیل شده است، عمدتا به مثابه ی یک” آنومی اجتماعی سیستمیک” در نظر گرفته ایم. این آنومی (در معنایی در آن واحد کارکردی و ساختاری ) هرچند در ابعاد اتوپیایی، مطالباتی و اعتراضی به بیان در آمده ، اما به باور ما بیش از هر چیز در بعد دراز مدت آن و به دلایلی که سیستم اجتماعی کشورمان باز می گردد ، قابل تحلیل بوده و ارزش تحلیل در این زمینه نیز که اغلب کمتر به آن توجه شده، به عقیده ما می تواند در خروج از این موقعیت شکننده ، و پر خطر مفید واقع شود.

در تحلیل ما‌، پیش از هر چیز نفی دیدگاههای مقطعی و تقابلی که وضعیت را به مسائل ایدئولوژیک و سیاه و سفید کردن های ساده انگارانه تقلیل می دهند، مورد تاکید است در حالی که بر عکس سیستمیک و آنومیک بودن به مثابه وضعیت های ریشه دار و پایدار و دراز مدت در نظر گرفته شده اند که فرایند های کلی و جزئی و سازوکار های پیچیده حرکات اجتماعی یا سیاسی بتواند دخالتی در آنها به صورت تعیین کننده داشته باشند، به وجود آورده اند. در یک کلام، تغییر سیستم اجتماعی ایران در طول دو دهه ی اخیر، با افزایش شتاب زده اعتبار متما یز کننده سرمایه های فرهنگی و یا باز تعریف گسترده عرف، زبان و سیستم های شناختی کنشگران، با تغییر اساسی نقش زنان در جامعه و “زنانه شدن” جامعه و گسترش خارق العاده شبکه ای شدن یا سیبرنتیکی شدن جامعه (فراتر از روندی که می توانست “طبیعی” قلمداد شود) ، دلایلی هستند که نوعی “ضرورت” را بدون آنکه از هیچ گونه “جبرگرایی” دفاع کنیم، به مجموعه کنشگران اجتماعی و نهادی تحمیل می کنند.

این ضرورت را می توان در خلاصه ترین شکل آن ضرورت یک الگوی “بازی دموکراتیک” نامید، که ضرورت نزدیک شدن عقلانی، معتدلانه و به دور از هرگونه رادیکالیسم به آن از شدت آنومی کاسته و دور شدن غیر عقلانی، تند روانه و خشونت آمیز از آن بر شدت آنومی می افزاید به باور ما، موقعیت آنومیک کنونی به دلایل در آن واحد درونی، ژئوپلیتیک منطقه ای و جهانی، قابلیت بسیار اندکی برای تبدیل شدن به اشکال گسترده تنش را دارد و تنها می تواند ظرفیت های منفعلانه خشونت و از کار افتادن سیستم های اجتماعی جبران کننده و تعادل دهنده را ایجاد می کند که این امر به شدت در چرخه های دراز مدت، خطرناک و زیان بار است.

بنابراین مهم ترین مسئله در حال حاضر از نظر ما، درک کنشگران اجتماعی، و به ویژه نخبگان و دست اندر کاران از روند پیچیده کنونی (از لحاظ درونی و از لحاظ جهانی ) و تلاش برای یافتن راهکار های کوتاه مدت و راهبردهای دراز مدت برای کاهش رادیکالیسم در جهت تغییر وضعیت یا تحمیل اراده خود به آن در یک جهت و یا اعمال اراده گرایی و خشونت برای بازگشت به موقعیت “تعادل شکننده” پیش از “واقعه ی انتخابات” در جهت دیگر است.

با تشکر م - ص مدیر انجمن سبز و وبلاگ حماسه خرداد

منبع سایت تغییر

نويسنده: م-ص ? تاريخ: چهارشنبه چهارم آذر 1388 ? موضوع: ?

بازداشت دانشجویان طی آبان ماه؛ بازداشت ۶۰ دانشجو در یک ماه

شاید اگر یک سال پیش چنین گزارشی نوشته می شد باورش برای همگان سخت بود و عده ای نمی پذیرفتند که بازداشت ها به این حد گسترده و پرتعداد باشد. اما ۲۲ خرداد همه چیز را تغییر داده است و امروز حاکمیت دستپاچه و سراسیمه به نیروهای امنیتی خود مجوز هر اقدامی را داده است. مجوزی که جز معنای برخورد و سرکوب و بازداشت و شکنجه ندارد.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر با نزدیک شدن به ۱۶ آذر، روز دانشجو، فشارها بر دانشجویان شدت یافته و با احتمال برگزاری تجمعات و اعتراضات دانشجویی پیش بینی می شود که تا روزهایی پس از ۱۶ آذر نیز این بازداشت ها ادامه یابد. اما در سال ۸۸ به رغم بازداشت های گسترده، بازداشت ها بوی دانشجویی نمی دادند و پرشمار دانشجویان بازداشت شده خرداد و تابستان ۸۸ هم در جریان بازداشت سبزها قرار می گرفتند.

۱۳ آبان کم کم به شدت تاثیر دانشجویان در روند اعتراضات گسترده علیه حاکمیت افزود و نزدیکی به ۱۶ آذر نیروهای سرکوب را بر آن داشت تا نگاهی جدی تر به دانشگاه ها داشته باشند. بازداشت ها از چند روز قبل از ۱۳ آبان در دانشگاه های مختلف شروع شد. از ابتدای مهرماه با موج گسترده احضاهای کمیته انضباطی و حراست و حتی وزارت اطلاعات، دانشجویان به سکوت فراخوانده شده بودند و تعلیق و اخراج نیز اتفاقی عادی در بسیاری دانشگاه ها شده بود تا دانشگاه ها را به محیطی آرام برای دانشجویان تبدیل نماید. به جز بازداشت ها و احضارهای پراکنده در ۲ هفته اول آبانماه باید بازداشت های دانشجویی را از ۱۳ آبان پی بگیریم. بازداشت هایی که در هفته گذشته شدت گرفته و آینده اش نیز روشن نیست.

در دانشگاه خواجه نصیر، علی پرویز و سهیل محمدی یک روز قبل از ۱۳ آبان بازداشت شدند. این دو فعال دانشجویی پس از حضور صفار هرندی در دانشگاه و اعتراضات دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر به سخنان هتاکانه وی با یورش ماموران امنیتی به منازلشان بازداشت شدند و ادامه بازداشت آنان همچنان هر روز اعتراضات دانشجویی را در این دانشگاه در پی داشته است. اعتراض های دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر و این بازداشت ها در حالی صورت گرفته است که رسانه‌های حاکمیت اظهار داشتند که صفارهرندی بدون هیچ گونه مشکلی در دانشگاه سخنرانی کرده است.

در دانشگاه مازندران، ۵ دانشجوی این دانشگاه با شکل گیری تجمع ۱۲ آبان در دانشگاه بازداشت شدند. اشکان ذهابیان برای هشدار ۱۰ آبان ماه و سیاوش رضاییان ۱۱ آبان بازداشت شدند. رضائیان یک روز بعد آزاد و برای بار دوم در ۱۵ آبان بازداشت شد. بهنام فرازمند، زاوش گرایلی و مهدی داودیان بعد از تجمع بازداشت شدند.

در اصفهان علی مشمولی در جریان اعتراضات مردمی ۱۳ آبان با یورش نیروهای امنیتی به منزلش بازداشت شد. علی مشمولی طی هفته جاری آزاد شد. امین وطانی دانشجوی دانشگاه صنعتی شریف نیز دوشنبه شب ۱۱ آبان با یورش نیروهای امنیتی بازداشت شده و به مکان نامعلومی انتقال داده شده بود. وی هفته گذشته از زندان آزاد شد.

یاشار دارالشفا دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه تهران و دبیر سابق تشکل اصلاح طلب دانشگاه قزوین نیز طی ماه آبان بازداشت و آزاد شد. مرتضی اسدی دانشجوی دانشگاه علامه نیز در ۱۶ آبان بازداشت شد و از وضعیت وی اطلاعی در دست نیست.

پلی تکنیکی ها هم بازداشتی داشتند اما اینبار از تفرش شروع شد. ۷ دانشجوی پلی تکنیک واحد تفرش با اعلام برگزاری تجمعی در روز ۱۳ آبان در روز ۱۱ آبان بازداشت شدند. به گزارش خبرنامه امیرکبیر، حمید عظیمی، محمد اسعدی، سعید قاسمی، امین عربی، علی مطلبی، کورش یکان و محسن ادبی پور توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند و چند روز بعد نیز با بازداشت محسن پریزاد، سیاوش بیگ مدیان، ایزد جابری و مسعود مرادی شمار تفرشی های پلی تکنیک به ۱۱ رسید. پویا شریفی دانشجوی کارشناسی ارشد پلی تکنیک و دانشجوی کارشناسی دانشگاه علم و صنعت نیز که در ستاد میرحسین در جریان انتخابات فعال بود صبح ۱۳ آبان در منزلش بازداشت شد. وی چهارشنبه شب ۲۷ آبانماه از زندان آزاد شد.

محمد هاشمی عضو دفتر تحکیم وحدت نیز در ظهر روز ۱۳ آبان بازداشت و پس از ساعاتی آزاد شد. ماموران وزارت اطلاعات در شب قبل از آن به منزل وی مراجعه کرده و خانه وی را تفتیش کرده بودند. در آستانه روز ۱۳ آبان به اعضای سازمان ادوار تحکیم وحدت نیز مجدداً حمله شد. در این روز حسن اسدی زیدآبادی و محمد صادقی ۲ تن از اعضای سازمان دانش آموختگان بازداشت شدند.

فرزاد اسلامی از دانشجویان دانشگاه آزاد نیز بازداشت شد تا برای اولین بار نیروهای امنیتی نشان دهند که دیگر از اعتراضات هفتگی و گسترده دانشجویان آزاد به تنگ آمده اند. ماموران وزارت اطلاعات برای بازداشت سلمان سیما نیز به منزل وی یورش بردند اما وی در منزل نبود تا ۱۰ روز بعد او نیز برای بار دوم به زندان برود. گرچه فرزاد اسلامی با صدور وثیقه آزاد شد اما سلمان سیما همچنان در زندان و در وضعیت نگران کننده ای به سر می برد.

در کاشان ۳ دانشجوی این شهر امیرحسین چیت ساززاده، امین حیدری و مجید شهرابی پس از سه روز بازداشت در زندان کاشان به زندان مرکزی اصفهان منتقل شدند. این سه دانشجو در تاریخ نهم آبان ماه در بیرون از دانشگاه توسط مامورین وزارت اطلاعات ربوده شدند.

اما بخش زیادی از بازداشت ها در شیراز و پس از اعتراضات دانشجویی در روز ۱۳ آبان صورت گرفت. بازداشت دانشجویان دانشگاه شیراز در برخی موارد همراه با ضرب و شتم توسط نیروهای لباس شخصی و با کمک نیروی انتظامی صورت گرفت.

گرچه بازداشت ها از تجمع ۱۳ آبان شروع شد اما تاکنون حتی نام برخی از بازداشت شدگان منتشر نشده است. به گزارش خبرنامه امیرکبیر خبرها از بازداشت بیش از ۲۰ دانشجو در مقابل دانشگاه شیراز حکایت دارد. بنایی، جلالی، سعید رضایی، زاهدی، ظهوریان، عارف، پورفتحی، طاهری، صفرپور و پورسلطان از جمله دانشجویانی هستند که در زندان عادل آباد در شیراز همچنان در بازداشت هستند. به همراه این دانشجویان دکتر مسیح الله حقیقت جو نیز در زندان به سر می برد.

علی صالح پور، کاظم رضایی، یحیی طاووسی، ندا اسکندری، خدیجه قهرمانی، نظری، شیروانی و باقری از دیگر دانشجویان دانشگاه شیراز نیز در زندان اطلاعات شیراز (پلاک ۱۰۰) در بازداشت به سر می برند.

با وجود تمامی این بازداشت ها، همچنان هم فضای امنیتی سنگینی بر دانشگاه شیراز حاکم است و بازداشت ها نیز همچنان ادامه دارد. در آخرین مورد، بعد از ظهر روز سه شنبه ۲۶ آبان ماه ندا اسکندری و خدیجه قهرمانی دو دانشجوی دختر دانشگاه شیراز بازداشت شدند.

پنجشنبه ۲۸ آبان، نیز موج جدیدی از بازداشت ها شروع شد. عباس حکیم زاده دبیر سیاسی دفتر تحکیم صبح در منزلش بازداشت شد. حکیم زاده در حالی که ۱۳۴ روز از آخرین آزادی اش با وثیقه می گذشت برای سومین بار بازداشت شد.

در عصر همان روز نیز حمید قهوه چیان، احمد میرطاهری، علیرضا زرگر، امیرکاظم پور و یاسر معصومی دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی بازداشت شدند.

شب همان روز نیز نیروهای امنیتی با هجوم از قبل برنامه‌ریزی شده، دست کم هفت عضو دانشجویان و دانش‌ آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران را بازداشت کردند. مهرداد بزرگ، سورنا هاشمی، علیرضا موسوی، فرزان رئوفی، احسان دولتشاه، سینا شکوهی و البرز زاهدی دانشجویانی بودند که در جلسه این دانشجویان در آستانه آذرماه بازداشت شدند.

پنج شنبه شب هم دو تن از فعالین دانشجویی دانشگاه آزاد تبریز به نام‌های رسول عالی نژاد و بهروز فریدی توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند. بدین ترتیب تنها در روز پنج‌شنبه ۲۸ آبان حداقل ۱۵ دانشجوی در نقاط مختلف ایران بازداشت شدند.

با احتساب تمامی دانشجویان بازداشت شده طی ماه آبان در سراسر ایران، حداقل ۶۰ دانشجوی تنها در ماه آبان بازداشت شدند.

لازم به ذکر است در ۲ روز اول آذر ماه نیز حداقل ۷ دانشجو در نقاط مختلف کشور بازداشت شدند. آرش خاندل و مراد باصره از فعالین دانشجویی دانشگاه ایلام به همراه تعدادی از اعضای انجمن اسلامی این دانشگه و همچنین پیام حیدر قزوینی، فرهاد فتحی و سعید سکاکیان دانشجویان دانشگاه قزوین بازداشت شدند.

بی‌شک این حجم بازداشت دانشجویان نشان از ضعف و نگرانی حکومتی است که پایگاه خود در بین مردم از دست داده و مرتبا مورد اعتراض دانشجویان قرار می گیرد.

 با تشکر م - ص مدیر انجمن سبز و وبلاگ حماسه خرداد

منبع سایت تغییر

نويسنده: م-ص ? تاريخ: چهارشنبه چهارم آذر 1388 ? موضوع: ?

پاسخ کروبی به اظهارات محسنی اژه‌ای و عسگراولادی

درپی اظهارات اخیر دادستان محترم کل کشور و آقای حبیب عسگراولادی مسلمان، مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی در گفتگو با خبرنگار تغییر به برخی شبهه‌افکنی‌ها پاسخ داد و تاکید کرد پاسخ سایر مطالبی که برخی دیگر از آقایان مطرح کرده‌اند را به‌زودی خواهم داد.

رییس مجلس ششم در ابتدای این گفتگو با تاکید بر آن‌که مایل نبودم برخی موارد در جامعه مطرح شود و پاسخ اظهارات نامربوط برخی را بدهم، گفت: اما تکرار مباحثی که منجر به انحراف افکار عمومی می‌شود و یا گاها از آن بوی تهدید می‌آید، مرا علی‌رغم میل باطنی مجبور کرد تا یک‌سری مطالب را برای تنویر افکار عمومی مطرح کنم. هم‌چنان که پاسخ دو مورد را در این گفتگو و دو مورد دیگر را در آینده خواهم داد.

صاحب‌امتیاز روزنامه توقیف‌شده اعتماد ملی، سپس به اظهارات آقای محسنی اژه‌ای، دادستان محترم کل کشور اشاره کرد و اظهار داشت: اصلا بنا نداشتم وارد این مساله شوم، اما دیدم ایشان چندین‌بار به موضوع آزارجنسی پرداخته و اظهار داشته‌اند «موضوعاتی که سراسر کذب و دروغ بوده و حتی یک‌درصد هم وجود خارجی و حقیقت نداشت، قبلا موضوع سعیده پورآقایی اعلام شد و به‌عنوان نمونه دختری که نه، تنها دختر خانواده بود، نه خانواده شهید بود، نه کشته شد و نه اهل فعالیت سیاسی بود و نه چهار دایی شهید داشت، به‌عنوان یکی از چهره‌های مورد تجاوز و شکنجه و قتل معرفی گردید. حال این‌که کل این‌ها سناریوی ساختگی و مجعول بود و باز باید دید چه کسانی و با چه انگیزه‌هایی این سناریو را طراحی و تبلیغاتی کرده‌بودند».

مهدی کروبی دررابطه با موضوع آزار جنسی و اسناد ارائه‌شده درادامه افزود: بعد از انتشار اخبار مربوط به آزار جنسی، دوجلسه با مسئولین دستگاه‌های قضایی داشتیم و چند عدد سی‌دی که حاوی اطلاعات و اظهارات برخی از آسیب‌دیدگان بود، به کمیته سه‌نفره قوه قضاییه ارائه شد. در جلسه اول به‌طور گذرا و تلویحی، اشاره‌ای به اسم خانم سعیده پورآقایی کردم. اما چون مطمئن نبودم، فقط خواستم به آقایان هشدار داده‌باشم. به‌خصوص آن‌که به من خبررسید که جنازه خانم پورآقایی به‌وسیله شخصی از ریاست‌جمهوری که از نزدیک‌ترین افراد به احمدی‌نژاد است، تحویل خانواده شده‌است. این خبر، موجب شک و تردید من شد. درفاصله بین جلسه اول و دوم فهمیدم این قضیه صحت ندارد. فلذا در جلسه دوم که آقایان پرسیدند خبر جدیدی داری یا نه، متوجه منظورشان شدم و گفتم قضیه خانم پورآقایی صحت ندارد و می‌گویند زنده است و البته وابسته به خانواده شهید نیز نمی‌باشد. همان‌طور که آقای محسنی اژه‌ای نیز اشاره کردند.

مهدی کروبی در ادامه با اشاره به این نکته که آقای دادستان محترم در روزنامه‌ای، ۲۰۰سطر در خصوص موضوع خانم پورآقایی اظهار نموده و از سایر مستندات ارائه شده به‌صورت سطحی عبورکرده‌است، گفت: به‌نظر من همه این‌ها یک سناریوی ساختگی بوده و می‌توانید به اظهارات خواهر ناتنی خانم پورآقایی پس از خروجش از کشور مراجعه کنید و قضایای مربوطه دنبال کنید. باهمه این موارد، سوالم از آقای محسنی اژه‌ای دادستان محترم کل کشور آن است که چرا درخصوص سایر مستندات اشاره‌شده اظهار نظر نمی‌کنند؟

رییس مجلس ششم ادامه داد: در جلسه دوم، به هیات سه‌نفره گفتم یکی از سی‌دی‌ها حاوی مطالبی از سوی خانمی است که بسیار تکان‌دهنده و دلخراش است. این خانم وضع روحی خوبی ندارد و اظهار داشته که اگر این خبر به اطلاع خانواده‌اش برسد، خودکشی خواهد کرد. به آقایان گفتم قضیه این خانم، که مربوط به آزارجنسی در زمان دستگیری است و اتفاقا راجع‌به دخترخانم دیگری نیز همین موارد را بیان می‌کند، بحرانی است و شرایط مناسبی ندارد. اگر می‌خواهید، ببریدش جایی امن و تحقیقات لازم را انجام دهید، اگرنه ما می‌آوریمش اینجا تا کار پیگیری شود و آبرویش محفوظ بماند و وضعش از این خراب‌تر نشود.

دادستان محترم کل کشور در این خصوص نگفتند که تکلیف این خانم چه شد، زنده است، مرده‌است. به نظر من آقای محسنی لازم نیست این‌قدر به کلیات بپردازند، ایشان بیایند به‌طور مشخص درخصوص این خانم اظهارنظر کنند که الان چه وضعیتی دارند، دروغ گفته، راست گفته و درحال حاضر کجاست؟ چراکه دفتر ما را هم پلمپ کرده‌اند و از وی هیچ خبری نداریم.

کروبی در ادامه با اشاره به حضور دادستان محترم کل کشور در صدا و سیما نیز گفت: متاسفانه هرچه تلاش کردیم که نماینده ما هم در این برنامه حضور پیداکنند، آقایان توجهی نکردند و یک طرفه به قاضی می‌روند و سعی دارند با بوق و کرنا کردن در این زمینه، حقایق را به گونه‌ای دیگر جلوه دهند.

مهدی کروبی در ادامه با اشاره به مصاحبه های اخیر حبیب اله عسگراولادی مسلمان اظهار داشت: آقای عسگر اولادی در مصاحبه با روزنامه رسالت آورده است: آقای موسوی خیال می کند جریان سبز را او رهبری می کند و کروبی نیز در آرزوی خودش به سر می برد ولی غافل از این واقعیت هایی است که در خارج از ذهن او می گذرد. اصل مطالب را کسانی از خارج و عوامل شان در داخل مدیریت می کنند که یک قلم مبلغ ۷۷ میلیون دلار و یک قلم جدید مبلغ ۵۵ میلیون دلار از کاخ سفید دریافت کرده و سازمان و ساختار خاص خود را داشته و گوش شان به این حرف ها بدهکار نیست. عسگراولادی با بیان اینکه افکار عمومی ایران کم کم مهیای برخورد معقول و حقوقی با فتنه انگیزی می شود گفت: در حال حاضرشیب معتدل در جریان های سیاسی طی می شود تا همه به این نتیجه برسند که باید چشم فتنه را کور کرد ان شاء الله، … تا آنجایی که من اطلاع دارم آقای موسوی و آقای کروبی به بی مهری ها ادامه می دهند و مورد توجه آمریکا و رژیم صهیونیستی هستند. رییس مجلس ششم در پاسخ به سخنان عسگراولادی مسلمان اظهار داشت: ایشان انسان بزرگوار و شریفی است ، آقای عسگراولادی از مبارزان و زندان رفته های قبل از انقلاب است که سالها با ایشان همکاری در زندان های قبل از انقلاب و خارج از زندان داشتیم.

کروبی در خصوص نحوه همکاری های خود با عسگراولادی در اوایل انقلاب اظهار داشت: در ابتدای انقلاب حضرت امام در جهت تاسیس نهادهای انقلابی برای افراد مختلفی احکام مربوط را که متناسب با سوابق و فعالیت و تجارب افراد بود صادر می فرمودند. به همین مناسبت حضرت امام حکم کمیته امداد را به نام بنده صادر فرمودند که در آن نام آقای عسگراولادی نیز برده شد. سپس آقای آیت الله صانعی از طرف امام به من فرمودند شما یک نفر دیگر را نیز انتخاب کنید. در آن موقع من ابتدا آقای اکبر استادی را معرفی کردم که از مبارزین و جریان خود آقای عسگراولادی بود. آقای عسگراولادی مخالفت کرده و در عوض آقای حبیب اله شفیق را مطرح کردند و از آنجا که من روحیه همکاری داشتم پذیرفتم. بعد از حدود یکسال که کارها را پیش بردیم که (البته در همان موقع نیز موارد مفصلی پیش آمد) حضرت امام به جهت حفظ حرمت خانواده های شهدا تصمیم گرفتند رسیدگی به امور خانواده های شهدا و جانبازان را که زیر نظر کمیته امداد بود از این کمیته جدا و زیر نظر نهادی دیگر مستقر نمایند که ایشان بدون اطلاع بنده مسئولیت بنیاد شهید را بر دوش اینجانب نهاد همچنانکه کارهای کمیته امداد را به اتفاق آقایان ادامه می دادیم.

به دنبال صدور حکم امام که مسئولیت کار بنیاد شهید را به بنده سپرده بودند آقای عسگراولادی و عده ای از همراهانشان برآشفتند و در جلسه ای نیز که در همان زمان برقرار بود بلوا و آشوب کردند که چرا حکم به نام فلانی صادر شده که حتی کار به جایی رسید که من از جلسه بیرون آمدم و گفتم همین الان به جماران (بیت حضرت امام “ره”) رفته و استعفا می دهم که آقایان آمدند و بنده را به جلسه برگرداندند. کروبی ادامه داد: در زمان دولت های آقایان رجایی و موسوی میان دو گروه اختلافات شدیدی وجود داشت که آقای عسگراولادی از چهره های یکی از دو جریان بود. در همان کابینه اول در خصوص وزارت جهاد کشاورزی مباحثی پیش آمد که آقای عسگراولادی مسلمان که از مخالفان وزیر جهاد کشاورزی بود خواستار معرفی شخص دیگری برای تصدی این وزارتخانه شدند. بنده نیز که وسط میدان بودم روزی به آقای عسگراولادی گفتم خوب حالا نظر شما روی چه کسی می باشد؟ ایشان گفتند آقای حبیب اله شفیق، که من یک مرتبه جا خوردم و گفتم آقای شفیق انسان بزرگوار و شریفی هستند ولی کاسب و بازاری است و دانش و تخصص او برای وزارت تخصصی و فنی همچون کشاورزی کافی نیست. چگونه امورات مربوط به این وزارتخانه خاص و حیاتی را که زندگی بسیاری از مردم به آن گره خورده می خواهید به ایشان بسپارید؟ و آیا ایشان می تواند این وزارتخانه را اداره کند که آقای عسگراولادی اظهار داشتند بله، ایشان در دشت قزوین کارهای کشاورزی می کند و محصول بر می دارد. واقعا جا خوردم که این طرز تفکر را در مدیریت اقتصادی و کشاورزی کشور با کاشت خیار و گوجه و برداشت آن یکی می داند.

موضوع سوم و آخری که باید در خصوص آقای عسگراولادی اشاره کنم آن است که در همان اوایل انقلاب که ایشان رییس سازمان اوقاف بودند ، وی در انتخابات مجلس کاندید تهران شده و به مجلس می رود. در همان زمان دو تن از چهره های مشهور که در حال حاضر عضو مجمع روحانیون مبارز هستند به عنوان نمایندگان امام در سازمان اوقاف انجام وظیفه می کردند. با راهیابی آقای عسگراولادی به مجلس با توجه به دو شغله بودن ایشان، نمایندگان امام در اوقاف از آقای عسگراولادی خواستند که از ریاست اوقاف استعفا دهند اما ایشان ریاست اوقاف را که به قول خودش “نفت دوم” کشور است با آن همه تشکیلات عریض و طویل، شغل نمی دانستند و حاضر به استعفا نشد تا در نهایت با استعلام نمایندگان امام در اوقاف از شورای نگهبان آن زمان آقای عسگراولادی مجبور به استعفا شد. در پایان به آقای عسگراولادی با این سن و سال توصیه می کنم که دیگر به بیان اینگونه مطالب نپردازد چرا که هم اکنون در مجمع تشخیص ، کمیته امداد و هیئت منصفه مطبوعات مشغول هستند و با این گونه اظهارات مسیر جدیدتری برای ایشان باز نخواهد شد. علارغم تمامی احترامی که برای ایشان قائلم متاسفم که می بینم ایشان مدافع امام شده و ما همه مخالف انقلاب و امام. با همه این تفاسیر به بیان این موارد بسنده می کنم و از اشاره به موضوع انتخابات های مجالس شورای اسلامی و به خصوص دوره سوم که با انشعاب ما از جامعه روحانیت مبارز و پیروزی جریان منتسب به ما و شکست جریان آقای عسگراولادی و بحث هایی که آن موقع مطرح شد خودداری می کنم و تاثر خود را از این نکته که ایشان که فاقد هر گونه سوابق قضایی است و تلاش دارد نظرات خود را به قوه قضاییه تحمیل کندغافل از آنکه مهدی کروبی بیدی نیست که با این بادها بلرزد.

با تشکر م - ص مدیر انجمن سبز و وبلاگ حماسه خرداد

منبع سایت تغییر

نويسنده: م-ص ? تاريخ: سه شنبه سوم آذر 1388 ? موضوع: ?

دومین مصاحبه تصویری مهندس موسوی با کلمه به همراه لینک دانلود

میر حسین موسوی در دومین مصاحبه ویدیوئی –اینترنتی با  ” کلمه”  درباره اتفاقات رخ داده در ۱۳ آبان امسال و لایحه هدفمند سازی یارانه ها و نگرانی های کارشناسان در مورد تبعات اجرای طرح سخن گفته است.

موسوی در این گفت و گو همچنان بر پایبندی به قانون اساسی به عنوان نقطه اشتراک حداقلی اعضای جنبش سبز تاکید کرده و معتقد است:گرچه در ۱۳ آبان علیه مردم لشگر کشی کردند اما ؛مردم توجه کنند که هرچه در مقابل آنها خشونت کنند آنها نباید اسیر خشونت و احساسات شوند. برای ما حفظ عقلانیت و خونسردی و حفظ و پایبندی به اصول و شجاعت ابراز عقاید در جامعه ضروری است؛

××۱۳آبان امسال مردم با برخورد های خشن  و بی سابقه نیروهای نظامی و انتظامی مواجه شدند وحجم نیروهایی که برای مقابله با تظاهرات مردم به کار گرفته شد بسیار عظیم بود به نظر شما چه نتیجه ای را از این اقدام می خواستند بگیرند؟ آیا به آن نتیجه رسیدند؟  کلا ۱۳ آبان امسال را چطور ارزیابی می کنید؟ و چه نتایجی حاصل شد؟

۱۳آبان امسال  با نحوه شرکت مردم درخیابان ها وحضور در صحنه به یک خاطره بزرگ برای مردم ما تبدیل شد. در اوایل انقلاب مراسم و روزهای گوناگونی داشتیم. به تدریج به دلیل تکرار زیاد ‏‎ٌعدم نوآوری  دور شدن از مبدا و منبع چه بسا انگیزه هایی که برای آن روزها و مراسم بود دور شدیم و فراموش کردیم چه  فضایی در کشور حاکم بوده و ارزشهای بنیادی که منجر به این مراسم و اتفاقات می شد را از یاد بردیم.

××بعد ازانتخابات روزهای تاریخی انقلاب باز تعریف و باز تفسیر شدند

جریانات رخ داده در انتخابات و پس از آن منجر یه این شد که تک تک این روزها چه آنها که تاریخی هستند و چه آنها که متعلق به تاریخ انقلاب اسلامی هستند نماد جدید پیدا کرده دوباره باز تعریف و باز تفسیر شوند که بسیار مهم است.

۱۳ آبان یاد آور سه حادثه بود که در بیانیه گفته شد. مهمترین آن اشغال لانه جاسوسی و گرفتن سفارت خانه آمریکا توسط دانشجویان خط امام بود. دلایل آن هم روشن است. مساله کودتای ۲۸ مرداد و نوع فعالیت های آمریکا در حمایت از رژیم شاه سرکوب و کشتن مردم و غارت اقتصادی کشور که در یک نمونه آن خرید وسیع اسلحه در آن زمان بود . موضوع دیگر حضور چند ده هزار مستشار آمریکایی در کشورما که به ایران بعنوان بخشی از خاک آمریکا نگاه می کردند و هر کار که می خواستند انجام می دادند.

××مردم ما مخالف دخالت بیگانگان در سرنوشتشان هستند

من به ذهنم می آید اگر به جای آمریکا انگلیس یا روسیه بود هم این اتفاق بر ضد روسیه و انگلیس رخ می داد.مردم ما مخالف دخالت بیگانگان در سرنوشتشان هستند. تسخیر سفارت آمریکا واکنشی نسبت به این مساله بود.بخصوص بعد از بردن شاه به آمریکا و پس از آن جنایاتی که مرتکب شده بود.مردم احساس عصبانیت و نارضایتی کرده و سفارت را گرفتند.توجه به ریشه های تاریخی این روز(۱۳ آبان) در طول سالیان گذشته کمی تضعیف گردید.

من برداشتم این است که درست است در این مدت با آمریکا قطع رابطه داشتیم و شاید دیگر فعالیت آمریکا جلوی چشم و ذهن جوانان نبود اما مردم ما همچنان به بنیاد ها توجه دارند.دوست دارند که کشورشان مستقل باشد و بیگانگان حضور نداشته باشند.برای همین وجه مشترک وذهنیت همه مردم که  در ۱۳ آبان به خیابان آمدند به این مساله بر می گشت.

××۱۳ آبان در خیابان علیه مردم لشکر کشی کردند

متاسفانه دخالت هایی در این قضبه (راهپیمایی ۱۳ آبان) صورت گرفت. جدا کردن مردم از یکدیگرو اعمال محدودیت برای راه سبز و جنبش سبز وضعیت تازه ای را بوجود آورد.

در درجه اول آنچه که در خیابان ها دیده شد یک لشکر کشی عظیم علیه مردم بود.من در طول تاریخ انقلاب چنین صحنه ای را ندیده بودم که این همه نیرو در جاهای حساس چیده باشند.

صبح ۱۳ آبان که از خانه به سمت فرهنگستان بیرون آمدم شاهد یک آرابش نیروی  بسیار متراکم روبروی دانشگاه تهران و همه خیابان های منتهی به خیابان آیت الله طالقانی و نقاط مرکزی شهر بودم.

همان لحظه که مردم هنوز جمع نشده بودند وآن اتفاقات نیفتاده بود به ذهنم رسید که اگر امروز یک نفر هم به خیابان نیاید این یک پیروزی برای راه سبز امید است.(آوردن آن همه نیرو) نشان می دهد چه خوفی از آن دارند و جنبش سبز چه عظمتی در خود دارد.

×× کشوری که به نام اسلام اداره می شود نباید با ترساندن مردم مسیر را طی کند

اگر واقع بینانه نگاه کنیم نباید نظام از این مساله بترسد. مسیردر کشوری که به نام اسلام اداره می شود ویک انقلاب بزرگ را از سر گذرانده نباید از این راه باشد که با ترساندن مردم کشور را اداره کند.

انقلاب اسلامی اتفاق افتاد که به مردم شهامت بدهد. مردم در انقلاب اسلامی از زمین سربرداشتند وچشم در چشم جهانیان دوختند. در خودشان شهامت را کشف کردند. این شهامت بود که به ما قدرت داد در ۸ سال دفاع مقدس مقابل همه نیروها بایستیم و با دادن شهدای بسیار یک میلیمتر از خاک کشور را واگذار نکنیم. در طول انقلاب سرمایه بزرگتر از این نداریم.

اولین برداشت از آن آرایش نیرو در ۱۳ آبان این است که مفهومی جز ایجاد ترس نمی تواند داشته باشد و سرمایه  بزرگ (شهامت مردم)مورد تهدید و هدف قرار دادند. درحالیکه اگربخواهیم یک ملت و کشور سرفراز و پیشرفته داشته باشیم باید بر این مساله (شهامت)تاکید کنیم و بایستیم. این همان چیزی است که در ۱۳ آبان مورد هدف قرار گرفت.

اما اگر بپرسیم آیا این هدف برای آنها حاصل شد؟ به نظر من حاصل نشد.

×× عصبانیت موجب فراتر رفتن بعضی ها از شعار اصولی می شود

حضور گسترده نیروها و بعد آن ضرب و شتم ها که در تصاویر و سایت ها منتشر شد و شاهد های بی شمار داشت مردم را اذیت کرد. به مردم خسارت وارد کردند اما مردم نترسیدند. شما اگر صحنه خیابان ها را ببینید مردم را کتک می زنند اما مردم فرار نمی کنند بلکه می روند آن طرف خیابان شعار خود را می دهند.

نتیجه بعدی این نوع برخوردها (برخورد خشن)این است که عصبانیت موجب فراتر رفتن بعضی ها از شعار اصولی می شود که راه سبز بر آن تاکید داشته است. پایبندی بر قانون اساسی و اجرای همه اصول قانون اساسی بدون دخالت واعمال سلیقه  در کشور است که باید به آن توجه داشت.

برای ما حفظ عقلانیت و خونسردی و حفظ و پایبندی به اصول و شجاعت در جامعه ضروری است.

اگر بخواهیم اجماع قابل توجهی برای تغییر مطلوب در کشور به سمت اهداف خوبی که تعریف شده را بین خود حفظ کنیم و پایبندی خود را به این مساله نشان دهیم باید این حداقل( پایبندی به قانون اساسی ) را حفظ کنیم و بسیار ضروری است که بگوییم ما پایبند به قانون اساسی هستیم.

مردم توجه کنند که هرچه در مقابل آنها خشونت کنند آنها نباید اسیر خشونت و احساسات شوند.برای ما حفظ عقلانیت و خونسردی و حفظ و پایبندی به اصول و شجاعت ابراز عقاید در جامعه ضروری است.

انقلاب شده که شجاعت  داشته باشیم و آزادی را بخواهیم

انقلاب شده که ما به اصول پایبندی داشته باشیم.انقلاب شده که ما شجاعت داشته باشیم و آزادی را بعنوان یک اصل و خواسته فطری انسان دائم بخواهیم.ما نمی توانیم از این اصول برگردیم و هر هزینه ای که لازم باشد تن می دهیم و تحمل می کنیم.

خواست همه مردم کشور است که راه(جنبش سبز) مسالمت آمیز و از مسیر غیرخشونت آمیزباشد

از نظر روش هم با مردم به اجماع رسیده ایم و این خواست همه مردم کشور است که راه(جنبش سبز) مسالمت آمیز و از مسیر غیر خشونت آمیز باشد.باید این اجماع را حفظ کنیم  و در این راه خداوند کمک خواهد کرد.

××طرح هدفمند کردن یارانه ها اکنون در کشور مطرح است و بحث مخالفت و موافقت ها زیاد بوده است.نگرانی هایی هم بین کارشناسان وجود دارد با توجه به تجربیات اجرایی که شما داشته اید نظرتان در مورد نتایج این طرح چیست؟

طرح هدفمندسازی یارانه ها اسم مثبتی دارد.در این اصطلاحی که به کار می برند تایید می کنند که پرداخت یارانه ها اجتناب ناپذیر است و از سوی دیگر می گویند که می خواهیم یارانه ها را هدفمند کنیم.اما در برخی استدلال ها که برای یارانه شده و ما را به بیراهه می برد این است که برخی به گونه ای حرف می زنند که گویی یارانه مضر و زشت است در حالیکه اینگونه نیست.

در همه اقتصادهای جهان یارانه پرداخت می شود.اصل اما این است که چگونه یارانه داده شود که بهترین حاصل را برای کشور داشته باشد.برخی از کشورهای پیشرفته پرداخت یارانه را به شکل وسیع در اقتصاد خود دارند.ما هم از این مساله جدا نیستیم.

باید به کسانیکه استدلال می کنند یارانه کلا بد است و باید حذف شود گفت که اشتباه می کنند.

هدفمند کردن یارانه ها بیش از آنکه حذف یارانه ها باشد افزایش قیمت برخی از کالاهای مورد نیاز مردم است

مشکل هدفمند کردن یارانه ها در محتوای خود لایحه ای است که به مجلس داده شد.این لایحه درواقع بیش از آنکه حذف یارانه ها باشد افزایش قیمت برخی از کالاهای مورد نیاز مردم است.

زمانیکه ما نفت فراوان داریم و به خاطر آن امتیازات نسبی در کشور بدست می آوریم (در اینجا بحث قیمت وفروش ارزان و گران آن مطرح نیست) به دلیل آنکه نفتی که دولت می فروشد با قیمت بین المللی متفاوت است نباید به این اختلاف قیمت  به چشم یارانه نگاه کند.این دید اشتباه است.این اختلاف قیمت در کالاهای داخلی هم وجود دارد.

اگر با این منطق به مساله هدفمند کردن یارانه ها نگاه کنیم باید به این سمت میل کنیم که پیوند ارگانیک بین اقتصاد داخلی و اقتصاد جهانی  ایجاد کنیم.در چنین حالتی انتظار است اگر قیمت حامل های انرژی  برخی کالاها و خدمات را افزایش دهیم آیا  بقیه بخش های اقتصاد خود را متاثر از اقتصاد بین الملل و قیمت جهانی می کنیم؟

آیا حاضر هستیم حقوق کارگران را بر اساس قیمت بین المللی پرداخت کنیم؟

می توان این سوال را مطرح کرد که آیا حاضر هستیم  اتومبیل تولید داخل را به قیمت خارج بفروشیم یا حقوق کارگران را بر اساس قیمت بین المللی پرداخت کنیم و میانگین قیمت های داخل را بر این اساس تنظیم کنیم.

نمی توان از یک طرف اقتصاد کشور را متاثر از قیمت بین المللی و قیمت نفت خلیج فارس کنیم و از طرف دیگر این فاصله در بخش های دیگر را حفظ کنیم.به طور مثال تورم ۲۵ درصدی در سال گذشته به معنای از دست دادن یک چهارم  قدرت خرید مردم بود.خوب ببینیم میانگین تورم در جهان و کشورهایی که از نظر اقتصادی موفق بودند چگومه بوده است؟

دولت می تواند از این زاویه به مسایل نگاه کند که بیشتر خدمات و کالاهایی که به مردم ارائه می دهد یا حقوقی که به مردم داده می شود و تنظیم کالای اقتصادی مردم هیچ تناسبی با وضعیت بیرون از کشور ندارد.به همین دلیل بالا بردن یکباره قیمت ها و حدف یارانه در مقابل پرداخت ۱۰ یا ۲۰ هزار تومان برای هر فرد اشتباه بزرگی است که انجام می دهیم .

با اجرای لایحه هدقمند سازی یارانه ها ذائقه مردم تلخ خواهد شد

یقینا  این اقدام  اثرش را بر زندگی مردم خواهد گذاشت و ذائقه مردم تلخ خواهد شد و ممکن است شاهد مشکلات اساسی امنیتی اجتماعی و اقتصادی در کشور در سطح روستاها مردم مستضعف جامعه و در سطح تولید باشیم.
در همین رابطه من به یاد دارم که در اوایل انقلاب زمانیکه بحث قیمت پایین نفت در داخل کشور مطرح می شد معتقد بودیم از این اختیار نسبی برای ایجاد رقابت قوی در سطح جهان و اقتصاد خود استفاده کنیم.نمی خواهم بگویم هیچ نوع سیاست تعدیل یا سیاست در جهت تنظیم یارانه ها و اقتصاد نداشته باشیم اما همه این ها می تواند به صورت یک بسته سیاستی و از هم جدا نباشد.

زمانیکه قیمت حامل انرژی در کشور را بالا ببریم اثرش را در زندگی و سفره های عادی مردم خواهد گذاشت که باید تاثیر آن بر  آموزش هزینه بهداشت و درمان و… را ارزیابی کرد.

اکنون باید دید آیا مقدمات لازم برای اینکه از این سیاست ها تاثیر کمتر ببینیم تدارک دیده ایم؟یا صرفا با پخش پول و در آمد ناشی از این سیاست ها چشم دوخته ایم. در این صورت نمی توان بر مشکلات غلبه کرد.نرخ تورم بالا فایده این برنامه ها را از بین می برد و ما را با وضعیت خطرناکی مواجه می کند.

دولت حالت بی طرف و نگاه جامع به منافع کلی کشور ندارند

آنچه که بنده را نگران می کند نبود یک برنامه جامع همراه با نظارت دقیق مجلس است.دولت تلاش بسیار کرده که در آمد ناشی از بالا بردن قیمت حامل های انرژی را (من این  اسم را به جای هدفمند سازی یارانه به کار می برم) به صورت کلی و در یک سر فصل کلی در اختیار بگیرد.احساس می کنم این مساله منجر به آشفتگی و فساد گسترده در جامعه خواهد شد.

به دلیل اختلافات سیاسی و سلیقه ای  مردم را با مشکلات بسیار مواجه کرده اند

در حال حاضر مشاهده می کنیم دولت و کسانیکه در اجرا هستند حالت بی طرف و نگاه جامع به منافع کلی کشور ندارند.گاهی اختلاف مجری با یک دستگاه دیگر که نظر دولت را ندارد  منجر به انجام ندادن کار می شود.نمونه آن مترو است.مترو جز، ضرورت های اصلی برای رفت و آمد است.با افزایش قیمت بنزین وسایل رفت و آمد عمومی مانند مترو را تقویت کند اما به دلیل اختلافات سیاسی و اختلافات سلیقه ای شاهد هستیم چند سال را از دست داده ایم و مردم را با مشکلات بسیار مواجه کرده اند.

برای اجرای طرح هدفمند سازی یارانه ها کافی است دولت با یک بخش خوب و با یک بخش بد باشد.به یک قسمت پول می دهد و به قسمت دیگر نمی دهد.

ضرورت برنامه ریزی در کشور این است که سلایق شخصی افراد را که گاهی به صورت اغراق آمیز وجود دارد کنترل شود.از اولین ضرورت ها و وظابف برای تشکیل مجالس در دوران مشروطیت تا به امروز این بوده که کنترل و ضابطه مند کردن هزینه و در آمد دولت را نظارت کند. در جمهوری اسلامی و قانون اساسی نیز بیش از گدشته به این نقش مجلس توجه شد.

اکنون اگر این بودجه(در آمد حاصل از حذف یارانه ها و افزایش قیمت حامل های انرژی )از نظارت دقیق مجلس خارج بماند نتیجه حاکم شدن سلیقه شخصی  و ریخته و پاش فراوان است.

مردم اطلاعی از اینکه ۳۰۰ میلیارد دلار در آمد نفت در ۴ سال دولت نهم چطور و کجا هزینه شد و نتایج آن چه بود؟ندارند

هنوز مردم در جریان حساب ذخیره ارزی و نحوه خرج کرد آن نیستند.اینکه چطور از حساب ذخیره هزینه شده شفاف نبوده و مردم اطلاعی از اینکه ۳۰۰ میلیارد دلار در آمد نفت در ۴ سال دولت نهم چطور و کجا هزینه شد و نتایج آن چه بود؟ندارند.این مسایل هنوز برای مردم جای سوال است و یا اینکه دولت موظف بوده طبق برتامه چهارم قیمت ها را در هر سال به صورت متوازن افزایش دهد و تمهیداتی بیندیشد که افزایش قیمت ها بر زندگی مردم اثر گذار نباشد.

این اقدامات انجام نشده و یک باره این طرح را به میان کشسده اند.

به لایحه هدفمند سازی یارانه ها بد بین هستم

بنده کلا به این لایحه بد بین هستم. البته برای کمتر شدن هزینه های مردم فکر می کنم مجلس با مقاومت باید حداقل نظارت خود بر هزینه ها را تثبیت کند تا اینکه از این بودجه برای عامه پروری یا تزریق پول در یک بخش ویژه مواجه نشویم. این مساله مهمی است که مردم و دست اندرکاران  که در مجلس هستند یاید نسبت به آن حساس باشند که این مساله کوچکی نیست.

لینک دانلود با حجم 10 مگابایت و فرمت 3gp

با تشکر م - ص مدیر انجمن سبز و وبلاگ حماسه خرداد

منبع سایت کلمه

نويسنده: م-ص ? تاريخ: سه شنبه سوم آذر 1388 ? موضوع: ?

نتیجه همراهی شجریان با مردم؛ بازجویی در وزارت اطلاعات

احضار به ساختمانی در جردن
 
روز گذشته سایت خبری "عصر ایران" مصاحبه ای با محمد حسین آغاسی وکیل شجریان بر روی صحفه سایت خود قرار داد که در این مصاحبه خبر احضار و بازجویی شجریان توسط نیروهای وزارت اطلاعات برای اولین بارمنتشر شد.آغاسی در این گفتگو با اشاره به اینکه "شنبه هفته گذشته پس از بازگشت استاد شجریان به کشور ، ماموران امنیتی مستقر در فرودگاه او را برای گفتگو و ادای پاره ای از توضیحات به ساختمانی در خیابان جردن دعوت کرده اند،" اظهار داشت:" : استاد شجریان روز دوشنبه برای گفتگو در این محل حاضر شد و به مدت ۲٫۵ ساعت گفتگویی بین او و مسئولان مربوطه انجام شد و استاد در آن گفتگو از مواضع همیشگی خود دفاع کرد."
محمد حسین آغاسی با اشاره به اینکه گفتگوها به خوبی و خوشی به اتمام رسیده است، افزود : ” طبق قانون نمی توانم جزییات گفتگو را توضیح دهم اما یکی از مواردی که روی آن بحث شد مصاحبه اخیر استاد شجریان با صدای آمریکا بوده است.
"
شجریان به صدای آمریکا چه گفت؟
 
شجریان اما در گفتگو با صدای آمریکا چه گفت؟ استاد آواز ایران چندی پیش در یک مصاحبه زنده با شبکه صدای امریکا شرکت کرد و از آلمان با بیژن فرهودی مجری این برنامه گفتگو کرد. مصاحبه از "باغ هنر بم" شروع شد، با موسیقی ادامه پیدا کرد و با وضعیت کنونی ایران به پایان رسید. محمدرضا شجریان از جمله به خشونت نظامیان در سرکوب مردم در وقایع اشاره کرد:"چه کسی است از آنچه که گذشته بی خبر باشد. رفتار اینگونه جواب مردم شریف ایران نبود، صحنه هایی که دیدم بقدری مرا منقلب کرد که به یکباره شعر فریدون مشیری به یادم آمد و گفتم باید حرفی بزنم و ساکت نمانم. باید نشست و حرف زد نه با تفنگ جواب مردم را داد." شجریان در مورد درخواست عدم استفاده صدا و سیما از "ربنــــا" گفت:" موجودیت صدا و سیما این است که زبان مردم وبرای همه مردم باشد نه اینکه فقط در یک جبهه و برای عده ای خاص باشد، من تحمل دیدن برنامه های صدا سیما را هم ندارم! این بود که من هم گفتم حق پخش صدای من را ندارید. در طول این سی سال، قدمی برای موسیقی بر نداشتند، حتی یک سالن نساختند، سالن کنسرتی در ایران وجود ندارد. صدا و سیما به حرف من گوش نداد تا شکایت کردم. تا موقعی که رفتارش را با مردم درست نکند، اجازه پخش صدای من را ندارد."
 
اینها دیگر نمی توانند مملکت را اداره کنند
 
اما مهمترین بخش سخنان شجریان که احتمالا موجب احضار او به وزارت اطلاعات شد آنجایی بود که او گفت: ین انتخابات نباید چنین نتیجه ای می داشت، دل هر دردمندی را به درد می آورد وقتی می بینیم جواب مردمی که گفتند رای من چه شد این بود. من نمی توانم کلمه ای را برای توضیح بیابم. اینها دیگر نمی توانند مملکت را اداره کنند، فقط می توانند کنترل کنند. او البته در خصوص صدای زنان هم در موسیقی ایران چنین ابراز عقیده کرد که:" با ممنوع کردن بانوان از خوانندگی، بخشی از موسیقی را حذف کردند، مگر می شود صدای سوپرانو در موسیقی نباشد؟ امیدوارم روزی به این نتیجه برسند صدای زنها باعث تحریک مردها نمی شود، چطور صدای مردها باعث تحریک زنها نمی شود!؟
"
صدای من صدای خس و خاشاک است
 
شجریان چند ماه پیش از مصاحبه با صدای آمریکا و پس از آغاز اعتراض های جنبش سبز نسبت به نتایج اعلام شده انتخابات در نامه ای خطاب به عزت اله ضرغامی رئیس صدا و سیما، از رادیو و تلویزیون که به گفته او مستمرا سرودهای میهنی او را پخش می کنند، خواست از این کار خودداری کنند. او در این نامه نوشت، سرودهایی که خوانده به ویژه سرود "ای ایران ای سرای امید" متعلق به سال های ۱۳۵۷ و ۱۳۵۸ بوده و "هیچ ارتباطی با شرایط کنونی ندارد".

او در این نامه اعلام کرد سازمان صدا و سیما هیچ نقشی در تهیه این آثار نداشته و به "حکم قانون و شرع" از این سازمان خواسته صدا و آثار او را در هیچ یک از واحدهای رادیو و تلویزیون پخش نکند.

شجریان سپس در گفتگویی با تلویزیون فارسی بی بی سی با اشاره به این نامه گفت:"در شرایطی که مردم در بهت و حیرت هستند و به گفته آقای احمدی نژاد، خس و خاشاک به حرکت در آمده اند، صدای من در صدا و سیما جایی ندارد. صدای من صدای خس و خاشاک است و همیشه هم برای خس و خاشاک خواهد بود." استاد موسیقی ایرانی همچنین در ادامه گفتگوی خود با بی بی سی گفت:" هربار که صدای خود را از این رسانه می شنوم احساس شرم می کنم و بدنم می لرزد."
 
صدا و سیما:ربنا را پخش نمی کنیم!
 
پس از ارسال این نامه از سوی شجریان و اظهارات او با بی بی سی بود که صدا و سیما نیز واکنش نشان داد. محمدحسین صوفی معاون رادیو یک ماه پس از اعتراض های شجریان در این باره گفت:" از این پس حتی در ماه رمضان هم صدای محمدرضا شجریان از شبکه های رادیویی پخش نخواهد شد." اشاره صوفی به دعای ربنا بود که به مدت بیش از بیست سال در هنگامه افطار از رادیو و تلوزیون ایران پخش می شد. البته صدا و سیما هم به وعده خود عمل کرد و از آن پس صدای شجریان دیگر از این رسانه شنیده نشد.
 
انصار حزب الله: ساسی مانکن هم نیستید!
 
در همان روزها سایت "انصار نیوز" وابسته به انصار حزب الله طی یادداشتی به شدت به شجریان حمله کرد و از جمله نوشت:" شجریان سی‌سال است برای پخش صدایش از آنتن مقدس رسانه نظام عشوه‌های شتری می‌آید"..و" روی آنتن بی‌بی‌سی با همان حنجره‌ای که برای این ملت «ربنا» خوانده است، در اقدامی خائنانه، سخنان رییس‌جمهور را در «خس و خاشاک» خواندن آشوبگران، به تمسخر و توهین گرفته و خود را تلویحا جزو آشوبگران و فتنه‌گران خیابانی قلمداد کرده و عنوان نمود که در نامه‌یی به ضرغامی درخواست کرده تا صدای "غیرمردمی‌اش" از آنتن صداوسیما پخش نشود." در پایان این یادداشت طولانی سراسر هجو آمده بود:" آقای شجریان، روراستی را از ساسی‌مانکن بیاموزید. باور کنید که شما، ام‌کلثوم که چه عرض کنم، ساسی‌مانکن هم نیستید."
 
کیهان : شجریان فرصت طلبانه سوار بر موج شده است
 
واکنش ها را اما روزنامه کیهان به عنوان مهمترین رسانه حامی دولت محمود احمدی نژاد با انتشار مطلبی تند در روز دهم تیرماه ادامه داد. ايرج نظافتي نویسنده صفحه ادب و هنر کیهان در این مطلب با عنوان "یاران را چه شد"خطاب به شجریان نوشت نوشت:" آيا بهت و حيرت يك جناح مدعي اصلاح طلبي از اقبال گسترده ملت ايران به رئيس جمهور مردمي، خدوم و خدمتگزار را به كل مردم ايران بسط مي دهيد؟! .. آقاي شجريان! شما كه با اين خصوصيات اخلاقي و نشستن در برج عاج! اكثر اساتيد موسيقي را از خود دور كرده ايد، لطفا با اقدامات نسنجيده همچون نامه به صداوسيما براي عدم پخش آثارتان، يا مصاحبه هاي جهت دار با رسانه هاي وابسته به استعمار حداقل علاقه مندان به خود را از خود نرانيد. آيا مي دانيد چه اقشاري از ملت ايران را با همين مصاحبه با بي بي سي و موضع گيري عليه آقاي احمدي نژاد از خود رنجانده ايد؟ .. متأسفانه شما نيز خواسته يا ناخواسته ، فرصت طلبانه بر اين موج سوار شديد و در حد توان خود آب به آسياب دشمن ريختيد و رأي و انتخاب مردم و شادي ملي ايرانيان را به كام آنها تلخ كرديد...!"
 
واکنش خانه موسیقی :گستاخی به همه ایرانیان
 
پس از انتشار این مطلب از سوی روزنامه کیهان بود که آغاسی وکیل شجریان گفت که موکلش از این روزنامه شکایت کرده است. از سوی دیگر هيئت مديره خانه موسيقی در روز پنج مرداد ماه نسبت به "هتک حرمت" محمدرضا شجريان، خواننده موسیقی سنتی ایرانی در برخی رسانه ها، بيانيه ای صادر كرد. در این بیانیه آمد بود که مردم ایران بار دیگر "شاهد هتاکی برخی قلم به دستان مغرض به اهالی فرهنگ بودند." و بستن افترا به آقای شجریان را "اهانت و گستاخی به همه ایرانیان اهل علم و فرهنگ" دانسته  بود.

در بخش دیگری از این بیانیه آمده بود که خطاب قرار دادن محمدرضا شجریان که ریاست شورای عالی خانه موسیقی را برعهده دارد، به عنوان "مهره استعمار و وطن فروش اتهام بزرگی است که نه تنها ایشان و دیگر اعضای برجسته این شورا، بلکه شان وجايگاه طیف گسترده ای از شاگردان، هنرجویان و همچنین هزاران عضو نهاد مدنی خانه موسیقی را نیز ملکوک کرده و موجبات رنجش ومشوه جلوه دادن فعالیت های فرهنگی این نهاد را فراهم آورده است.

با تشکر. م - ص مدیر انجمن سبز و وبلاگ حماسه خرداد

منبع جرس

نويسنده: م-ص ? تاريخ: سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 ? موضوع: ?

دیدار مهدی کروبی با اعضای فراکسیون خط امام; گروهی دوست دارند تا با ایجاد بهانه‌ای به برخورد شدید دست

مهدی کروبی کاندیدای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری،در دیدار با نمایندگان عضو فراکسیون خط امام(ره) مجلس شورای اسلامی تنها محل اتکاء و امید برای حل مسائل در کشور را مجلس دانست و ضمن آنکه از جوانان و زنان جنبش سبز خواست تا در هر شرایطی همچنان متانت و آرامش خود را حفظ کنند، گفت:«گروهی دوست دارند تا با ایجاد بهانه‌ای به برخورد شدید دست بزنند.»

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، اعضای فراکسیون خط امام(ره)مجلس، شب گذشته به دیدار مهدی کروبی رئیس مجلس شورای اسلامی دوره ششم رفتند تا مسائل پیش‌روی کشور را با او به بحث و بررسی بپردازند.

مهدی کروبی که ۱۶ سال سابقه فعالیت در پارلمان را در کارنامه خود دارد در ابتدای این نشست، گفت:«دیدار هیچ گروهی همچون نمایندگان مجلس شورای اسلامی او را خشنود نمی‌سازد و این به حافظه طولانی و برداشت او از نقش و جایگاه مجلس در اداره کشور در مواقع بحرانی باز می‌گردد.»

وی افزود:«حضرت امام خمینی بنیانگذار انقلاب اسلامی چه قبل از آغاز نهضت و چه پس از پیروزی انقلاب اسلامی نقش والا و منحصر به فردی برای مجلس قایل بودند و به راستی و حقیقت مجلس را در رأس همه امور می‌دانستند.»

دبیر کل حزب اعتماد ملی با اشاره به خاطرات دوران کودکی و نوجوانی خود از مجالس رژیم گذشته و نقش آنها در بزنگاه‌های تاریخ گفت‌:«وقتی می‌شنیدیم که در مجلس اقلیتی ۵ نفره منشاء چه تأثیرات شگرفی شده‌اند و یا آنکه مدرس به تنهایی چگونه ایفای نقش می‌نمود، در ذهنم جایگاه والایی از مجلس و توان آن شکل می‌گرفت.»

وی گفت:«این اعتبار و جایگاه وقتی در کنار دیدگاه امام قرار می‌گرفت که در همان نخستین اعلامیه‌ها می‌فرمود مجلس نباید به جلسه قیام و قعود مبدل شود و یا اگر مجلس کارآمد و نمایندگانی چون مدرس داشتیم چنین و چنان نمی‌شد، اعتقادم را به جایگاه و شأن مجلس صد چندان می‌نمود.»

یار دیرین امام با ذکر خاطراتی از امام در سال‌های اولیه انقلاب و معضلات اداره کشور و بحران‌هایی که پی در پی برای انقلاب تازه تأسیس ملت شکل می‌گرفت، گفت:«در آن دوران من و برخی دوستان با خودمان می‌گفتیم چه خوب بود امام، ریاست جمهوری را بپذیرند و کشور را  از این بحرانها عبور بدهند که امام گفتند”بروید به فکر آن باشید تا مجلس قوی درست کنید، مجلس قوی نمی‌گذارد کشور با بحران و مشکل مواجه شود”.»

رئیس مجلس شورای اسلامی در دوره‌‌های سوم و ششم گفت:«هنوز هم معتقدم مجلس است که در هر شرایط قابل اتکاء و محل امید برای حل مسایل کشور است و مجلسی که برآیند واقعی افکار عمومی و طبقات اجتماعی ملت باشد، هیچ‌گاه برخلاف خواست و اراده ملت گام برنخواهد داشت.»

آغاز محدودیت‌ها بر یاران امام (ره)

مهدی کروبی در ادامه اظهارات خود به آغاز محدودیت‌ها بر جریان خط امام(ره) مجلس پس از رحلت بنیانگذار انقلاب اسلامی و ذکر حوادث سال‌های گذشته پرداخت و گفت:«پس از رحلت امام، مجلس سوم، که سخت‌ترین شرایط را پیش‌رو داشت و منشاء اقدامات بزرگی بود در همان انتخابات میان دوره‌ای تیغ تیز رد صلاحیت‌ها مواجه شد.»

وی گفت‌:«پس از آغاز رد صلاحیت‌ها در انتخابات میان دوره‌ای مجلس سوم، انتخابات مجلس چهارم کلید خود و اقلیت ضعیفی از جریان خط امام شکل گرفت که به رغم تمام تنگناها، منشاء اثر بود و من معتقدم به رغم فراز و نشیب‌های بسیار مجلس در هفت دوره گذشته جایگاه بدون مثالی داشت.»

کروبی روند تأیید صلاحیت‌ها در انتخابات مجلس شورای اسلامی دوره هشتم را بدعتی منحصر به فرد در تاریخ برگزاری انتخابات دانست و افزود:«سخت‌گیری‌ها برای چیدمان ترکیب خاص در مجلس هشتم هیچ نمونه‌ای نداشت و به واقع موضوع از آنچه که در انتخابات مجالس صورت گرفت، متفاوت‌تر بود.»

رئیس مجلس شورای اسلامی دوره ششم گفت:«نگرانی‌ها و دغدغه‌های ما از آنچه در شرف تکوین بود، باعث شد تا در عرض کمتر از دو هفته، چهار بار با مقام معظم رهبری ملاقات کنم و ۳ با برای ایشان نامه بنویسم.»

وی گفت:«‌این‌بار برخلاف گذشته که شورای نگهبان اعمال‌نظر می‌نمود، جریانی شکل گرفته بود که تصمیم گرفت ترکیب مجلس چگونه باشد، چه کسی بیاید و چه کسی نیاید؟ جریانی که بنام کارشناسان شورای نگهبان انتخابات را اداره می‌نمود و من همان‌جا گفتم که انتخابات دیگر پایان یافت.»

کروبی سپس در ادامه با توجه به ۵/۲ سال باقی مانده از عمر مجلس هشتم از نمایندگان عضو فراکسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی خواست تا با عمل به وظایف و اعتقادات خود منافع نظام، انقلاب و مردم را مدنظر قرار داده و نقش تأثیرگذار و قابل قبولی از خود بر جای گذارند.

کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری در ادامه به شرایط حاکم بر کشور اشاره کرد و افزود:«سردمداران اصلاحات و جنبش سبز مقید به چارچوب‌های انقلاب، نظام و قانون اساسی هستند و معتقدند که باید همان جمهوری اسلامی که امام مطرح کردند و ۹۸ درصد مردم به آن رأی دادند حاکم باشد نه جمهوری برخی آقایان که مردم و رأی آنها را تزئینی می‌دانند.»

کروبی با اشاره به تبلیغات داخلی و خارجی مغرضانه علیه جنبش مردمی و دیدگاه‌های آن گفت:«گروهی در داخل کشور هر چه می‌کنند را به امام نسبت می‌دهند و گروهی در خارج از کشور نیز ریشه تمامی مشکلات و معضلات پیش آمده را در اندیشه‌های امام می‌دانند و می‌گویند موسوی، کروبی و هاشمی نیز یاران همان امام هستند.»

وی تصریح کرد:«هر دو گروه جز تخریب امام و مبانی افکار واندیشه‌های او هدفی ندارند و من مظلوم‌ترین فرد در نظام را امام می‌دانم، چرا که هر جا اقداماتشان هزینه سنگین دارد بر گردن امام می‌شکنند و بعد هم می‌گویند توجه به دیدگاه‌های ولی فقیه مرحوم قابل اعتناء نیست.»

وی خطاب به جوانان گفت:«اسلامی که امام (ره) و ما به آن اعتقاد داریم به آزادی حقوق و حرمت مردم پایبند است و تجسس و تفحص در زندگی شخصی مردم را منع کرده است و با کسی سر جنگ و نزاع ندارد.»

کروبی با اشاره به مجموعه تنگناهایی که بر یاران امام از پس از مجلس سوم رفت، گفت:«اگر در جلسه‌ای، یا نشستی عمومی کسی از یاران امام حضور می‌یافت دوربین صدا و سیما فیلمی نمی‌گرفت تا اثری از ما در عرصه افکار عمومی نباشد، و تبلیغات مسموم آنها که پول مردم را بردند و فرار کردند، تقویت شود.»

دبیرکل حزب اعتمادملی در ادامه گفت:«اگر چه همان تنگاناها با شدت بیشتر و همراه با تخریبی سازمان‌دهی شده، ادامه دارد اما تفاوت امروز با دیروز این است که امروز جوانان و نسل جدید انقلاب می‌داند که اختلاف‌ها بر سر چیست.»

وی با اشاره به حوادث سالروز تسخیر لانه جاسوسی آمریکا گفت:«متأسفانه برخوردهای بسیار خشنی با مردم به خصوص زنان صورت گرفت که من و هر علاقمند به نظام و انقلاب را غمگین و متأثر کرد.»

کروبی گفت:«مجموعه‌ای دوست دارند تا با ایجاد بهانه‌ای حرکت‌های خشنی صورت گیرد تا شدیداً دست به کار برخورد شوند و متأسفانه به پایان این شیوه فکر نمی‌کنند که اگر فکر می‌کردند کار به اینجا کشیده نمی‌شد.»

وی از جوانان خواست تا با حفظ آرامش و متانت در هر شرایطی از اعمال رفتار خشونت آمیز که خواست آن جریان خاص است پرهیز کنند و اجازه ندهند انسان‌های مریض جوانان را به کارهای تند هدایت کنند و همچنان رفتارهای منطقی و انسانی را سرلوحه جنبش سبز قرار دهند.

در ابتدای این نشست اعضای فراکسیون به طرح دیدگاهها و نقطه نظرات خود پرداختند.

با تشکر.م - ص مدیر انجمن سبز و وبلاگ حماسه خرداد

منبع سایت تغییر

نويسنده: م-ص ? تاريخ: سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 ? موضوع: ?

آقای احمدی نژاد.غم انگیز ترین لحظه عمرتان کی بود؟
اگر آنطوری که محمود احمدی نژاد پیش از این مدعی شده بود سخت ترین لحظه زندگیش توهین مقامات یک کشور خارجی در استقبال سرد از مسوولان جمهوری اسلامی ایران که نمایندگان ملت ایران هستند ، باشد باید گفت هفته گذشته محمود احمدی نژاد رییس دولت دهم روزگار سختی را گذراند.احمدی نژاد در حالی هفته گذشته برای حضور در اجلاس «کومسک»، مهمان کشور ترکیه بود که چه در زمان ورود به فرودگاه و چه در زمان دیدار با نخست وزیر این کشور با سردی میزبان روبرو شد .دیدار سردی که در عرف بین الملل از آن به عنوان توهین به مقام رسمی یک کشور یاد می شود.

به گزارش خبرنگار «کلمه»، عکس های منتشر شده توسط خبرگزاری مهر نشان می دهد، در هنگام ورود احمدی نژاد به فرودگاه، استقبال سردی از احمدی نژاد به عمل آمد . این تصاویر که توسط همه خبرگزاری های مطرح جهان به سرعت مخابره شد نشان داد غیر از یک مقام نظامی ترک از دیگر افرادی که به استقبال او رفتند برخی از ایرانی های مقیم ترکیه و کارکنان سفارت ایران در این کشور بودند.

همچنین این عکس ها نشان می دهد که رئیس دولت دهم برای دیدار با نخست وزیر ترکیه در محل تدارک دیده شده برای مدت زمان طولان معطل ماند.تصاویر نشان می دهد که احمدی نژاد بارها با نگاه کردن به ساعت ناراحتی خود را ابراز می کند. این تصاویر گویای استقبال سرد مقامات ترک از احمدی نژاد است.

پیش از این احمدی نژاد در رقابت های انتخاباتی برای جذب آرای مردم در ادعایی غیر واقع یکی از غم انگیزترین لحظات زندگی اش اینگونه توصیف کرده بود که : «روزی که رئیس‌جمهور سابق کشور با آن وضعیت به فرانسه رفت یکی از غم‌انگیزترین روزهای زندگی‌ام بود؛ چرا که شیراک بالای پله‌ها ایستاده بود و رئیس‌جمهور ایران پله‌های متعدد را پشت‌سر گذاشت تا به او برسد.»

ادعای احمدی نژاد البته به ساعت نرسید که سایت های خبری با انتشار تصاویر مربوط به آن زمان خلاف واقع گویی های رییس دولت را اثبات کردند.احمدی نژاد در زمان طرح چنین ادعایی فراموش کرده بود که تصاویر ثبت شده به راحتی می تواند کذب بودن ادعا های خلاف واقع او را افشا کند.به خصوص آنکه سفر خاتمی به فرانسه و استقبال با شکوه ژاک شیراک یکی از با شکوه ترین استقبال ها از مقامات بلند پایه ایران پس از پیروزی انقلاب بود.

به هر حال ادعای احمدی نژاد در حالی مطرح شد که اسناد و تصاویر موجود، بیانگر موضوع دیگری بود. بر اساس عکس‌های موجود از سفر سید محمدخاتمی به فرانسه، خاتمی بعد از ظهر روز سه‌شنبه، ۱۶ فروردین ماه سال ۸۴، برای دیدار با ژاک شیراک وارد کاخ الیزه شد و پس از ورود به این کاخ مورد استقبال رییس گارد و رییس تشریفات الیزه قرار گرفت و از گارد مستقر در آن سان دید. سپس شیراک که برای استقبال از خاتمی از پله‌های کاخ پایین آمده بود، به گرمی از خاتمی استقبال کرد.

در زمانی که این شایعات توسط احمدی نژاد به اوج خود رسید، صادق خرازی سفیر سابق ایران در فرانسه با بیان اینکه مسوولین فرانسوی در سفرهای آقای خاتمی به این کشور استقبال شایانی از رییس جمهور سابق کشورمان داشتند،گفت:« آقای خاتمی در سفرهایی که به کشور فرانسه داشت با استقبال شایان ذکر و به یادماندنی مقامات فرانسوی مواجه شد که در سیاست خارجی این کشور اروپایی غیر قابل مثال زدنی است.

وی با رد و نقد اظهارات آقای احمدی نژاد مبنی بر رفتار خارج از عرف و غیرمحترمانه مقامات فرانسوی در برخورد با رییس جمهور سابق کشورمان گفت:« آقای خاتمی در طول دوران ریاست جمهوری خود ۲مرتبه به کشور فرانسه سفر کرد؛ مرحله نخست در چهار ساله اول دوران ریاست جمهوری وی و مرحله بعد در پایان دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی بود.»

وی افزود:« در هر ۲مرتبه مقامات فرانسوی استقبال در خور توجهی از آقای خاتمی در مقام رییس جمهور ایران به عمل آوردند که در نوع خود بی نظیر بود.»

حال با انتشار تصاویر جدید سفر احمدی نژاد به ترکیه باید پرسید :آقای احمدی نژاد غم انگیز ترین لحظه زندگی شما چه زمانی بود ؟

با تشکر.م - ص مدیر انجمن سبز و وبلاگ حماسه خرداد

منبع سایت کلمه

نويسنده: م-ص ? تاريخ: شنبه بیست و سوم آبان 1388 ? موضوع: ?

دیدار دوباره مهندس موسوی و مهدی کروبی

عصر روز گذشته، مهندس میرحسین موسوی به منزل آقای کروبی رفت تا ضمن احوال‌پرسی و دل‌جویی از ایشان بابت حوادث رخ‌داده در روز ۱۳آبان، درباره رفتارهای انجام شده با مردم و به‌خصوص زنان در این روز نیز با هم گفتگویی داشته باشند.

به گزارش سایت تغییر ، درابتدای این دیدار آقای موسوی، ضمن ابراز انزجار از رفتارهای انجام شده توسط نیروهای لباس شخصی، در روز ۱۳‌آبان، با آقای کروبی، گفت: «من از این حمله‌ای که به شما شد بسیار متاثر شدم. اما رفتار شما، نشان‌دهنده اوج روحیه شجاعت و ایستادگی شما و مردم است». آقای کروبی هم در پاسخ ضمن تشکر از این ابراز هم‌دردی، رفتار مردم را بسیار محبت‌آمیز توصیف کرد.

آقای کروبی در ادامه گفت: «من هم اگر خود را جای حکومت بگذارم، اصلا توجیه نمی‌شوم که چرا باید چنین رفتاری با مردم صورت بگیرد. عمری ازمن گذشته، حداقل ۱۵ سال با رژیم پهلوی رسما مبارزه کردم. البته من در این راه، سرباز کوچکی بودم. اما تظاهرات دیدم، راهپیمایی دیدم، زندان و فرار کشیدم. یادم می‌آید حدود سال ۴۱ بود که نهضت آزادی اوج گرفته‌بود. آن‌زمان هم چنین تظاهراتی در تهران و جلوی دانشگاه انجام می‌شد. دانشجویان شعار می‌دادند، پلیس هم می‌آمد و متفرق می‌کرد. چنین برخوردهایی نبود. من اعلام کردم که روز ۱۳آبان می‌آیم. ولی هرجا هم مصاحبه کردم، گفتم که مواظب باشید که طوری رفتار کنید که به کل نظام برنخورد و از روز قبل هم پیغام‌هایی آمد که در مراسم شرکت نکنید. بنا است با شما برخورد شود و صبح روز حرکت هم نامه‌ای ارسال شد از یک سازمان امنیتی، مبنی بر این‌که گروه تروریستی ریگی قصد انجام عملیات انتحاری را دارند بدین جهت به محافظین گفتم هرکس مایل نیست و احساس خطر می‌کند، مرا همراهی نکند. ولی من به‌خاطر عهدی که با مردم مبنی‌بر شرکت در مراسم کرده‌ام، باید حضورپیداکنم.»

آقای کروبی ضمن غیرمتعارف بودن تعدادی از شعارهایی که مردم می‌دادند، گفت: «یکی از استادان روز بعد این‌جا آمد و گفت از شعارهایی که مردم می‌دادند من بی‌اختیار اشکم درآمد. ببینید این کسانی که مردم را کتک می‌زنند، کار را به کجا رسانده‌اند که مردم را تحریک به شعارهای افراطی می‌کنند. من هم واقعا نمی‌دانم که این چه خدمتی است که این‌ها دارند به رهبری می‌کنند. خب اگر این تظاهرات مسالمت‌آمیز برگزار می‌شد، عده‌ای می‌آمدند و می‌گفتند مرگ بر آمریکا، عده دیگری هم بودند که فریاد الله اکبر می‌دادند و همه‌چیز هم تمام می‌شد.»

وی در ادامه افزود: «من گاهی شک می‌کنم که این‌ها خودشان افرادی را بین جمعیت می‌فرستند تا از این احساس هیجان سو استفاده کنند و مردم را تحریک به رفتارهای خشونت‌آمیز بکنند تا بهانه‌ای برای حمله به مردم پیدا کنند. مردم باید از رفتارهای خشونت‌آمیز بپرهیزند.»

آقای کروبی سپس به حملات کیهان و سایر روزنامه‌های زنجیره‌ای علیه ایشان و آقای موسوی پرداخت و گفت: «من ۵۰سال است که در جریان این انقلاب هستم. روزی که حضرت امام فوت کردند، ۵تا حکم از ایشان داشتنم. شما هم که نخست‌وزیر امام بودید. این روزنامه‌های زنجیره‌ای تهمت و انگ‌ می‌زنند که من و شما از اسلام و انقلاب خارج شده‌ایم. اما با نوشته‌های آن‌ها که ما از اسلام و انقلاب خارج نمی‌شویم. منتها من نمی‌دانم این چه برخوردی است که آن‌ها خودشان را میزان‌الاعمال و امیرالمومنین می‌دانند؟ اگر زمانی که ما روزنامه‌داشتیم، می‌نوشتیم که مثلا آقای عسگراولادی یا مرتضی نبوی ضدانقلاب هستند، حالا این آقایان ضد انقلاب می‌شدند؟»

آقای کروبی درباره نحوه برخورد‌های خشن با زنان هم افزود: «یادم می‌آید در زمان پهلوی وقتی می‌رفتیم یک اداره‌ای یا جایی در صف بودیم، وقتی خانمی وارد می‌شد، متصدی آن‌جا می‌گفت اجازه بدهید اول کار خانم را راه‌بیاندازم. یا توی اتوبوس‌ها که مختلط بود، مردها بلند می‌شدند که خانم‌ها بنشینند. اما حالا درجمهوری اسلامی با زنان به قدری با خشونت رفتار می‌شود که اخبار متواتری از زدن بانوان با باتوم به اطلاع می‌رسد. من واقعا نمی‌فهمم که دستور چنین رفتارهایی علیه مردم، از کجا صادر می‌شود.»

مهندس موسوی نیز در این دیدار، در توصیف حضور مردم در روز ۱۳ آبان گفت: «وقتی صبح آن روز از خانه به سمت فرهنگستان هنر می‌آمدم، دیدم که جلوی دانشگاه تهران، آن‌قدر نیرو چیده‌اند که انگار لشگرکشی شده‌است. با‌خودم گفتم اگر امروز حتی یک‌نفر هم بیرون نیاید، باز هم این نشان‌دهنده قدرت جریان سبز است.»

مهندس موسوی درباره برخورد لباس‌شخصی‌ها با وی گفت: «حدود ساعت ۹ صبح، تعدادی جلوی فرهنگستان جمع شدند و شروع‌کردند به شعاردادن. سپس تعداد زیادی موتورسوار لباس شخصی، جلوی هر دو درب فرهنگستان در خیابان ولی‌عصر و خیابان صبا را سد کردند که مانع خروج من شوند و با بستن درب پارکینگ، کاری کردند که من سعادت نداشته‌باشم که به جمع مردم بپیوندم و در این اجرمعنوی شریک بشوم.»

مهندس موسوی در ادامه افزود: « این افراد می‌خواستند با ممانعت از حضور من در میان مردم، قدرت‌نمایی بکنند، ولی در نهایت این مردم بودند که قدرت‌شان را نشان دادند. این‌ها باید حق مردم را بشناسند. شرکت در این تظاهرات چه ایرادی داشت؟ مردم می‌آمدند و آرام شعارهای‌شان را هم می‌دادند. پخش فیلم‌های این رفتارهای خشونت‌آمیز و حمله به مردم و باتوم‌زدن به سروپای خانم‌ها عاقبت خوشی نخواهد داشت.»

مهندس موسوی اضافه‌کرد: «این جنبش عظیم از ارزش‌های بنیادی دفاع می‌کند. می‌گوید دورغ نگویید و می‌گوید دروغ محکوم است، تقلب محکوم است. کسانی‌که مردم را می‌زنند، فکر نکنند می‌توانند با ترساندن، مردم را خانه‌نشین کنند. اسلام به مردم یاد داده‌است که در راه‌حق از چیزی نترسند. تصور این‌که سرکوب حلال مشکل است، اشتباه است. سرکوب، شورش را از بین می‌برد ولی آن‌چه ما در کشور شاهد آن هستیم، شورش نیست. بلکه درخواست حقوق قانونی است.»

آقای موسوی افزود: «شعارهای ساختارشکنانه، اغلب متاثر از خشونت نیروهای امنیتی است که با ناجوانمردی به پیر و جوان و زن و مرد، حمله می‌کنند. مخصوصا حمله به زنان، اوج شکستن سنت‌های مرسوم جامعه ماست.»

موسوی گفت: «راه‌سبز، سرکوب را محکوم می‌کند و خود هم گرفتار خشونت نخواهد شد. همه مردم متوجه هستند که سلاح ما، شعارهای مسالمت‌آمیز و عقلانی ماست. اگرچه دراین راه دچار خسارت هم بشویم. ما اجرای بدون تنازل قانون اساسی را می‌خواهیم. ما آزادی زندانیان سیاسی را می‌خواهیم. ما تضمین انتخابات‌های سالم را می‌خواهیم. ما تامین آزادی‌های مطبوعات و رسانه‌ها و آزادی عقیده و بیان را می‌خواهیم. اسلام دین منطق است. دین شکستن قلم‌ها و بستن فله‌ای روزنامه‌ها نیست. مردم ما تجربه تاریخی نصب گل به سر تفنگ‌ها را دارند. امروز هم گرچه مورد حمله قرار می‌گیرند، می‌دانند که قدرت عقل و مسالمت، بر قدرت سلاح‌های گوناگون غلبه خواهد کرد.»

مهندس موسوی اضافه کرد: «علی‌رقم این صف‌آرایی نظامی-امنیتی غیرعادی، وسعت حضور مردم و پراکندگی آن در بیشتر نقاط تهران و بعضی از شهرهای کشور، نشان می‌دهد که حضور مردم جنبه احساساتی ندارد، بلکه ناشی از دلسوزی و عقلانیت برای آینده کشور است.»

آقای کروبی سپس درباره ماجرای حمله به وی و محافظش گفت: «وقتی دیگر رفتن با ماشین امکان‌پذیر نبود، پیاده شدیم و درکنار مردم قرار گرفتیم. در همان‌جا شروع‌کردند به زدن مردم. به‌سمت میدان ۷تیر در حرکت بودیم که ناگهان من دیدم که سر محافظم شکاف برداشته و از آن خون جاری شده‌است. اول فکر کردم که با باتوم به سرش کوبیده‌اند. اما بعد فهمیدم که در اثر شلیک مستقیم گاز اشک‌آور به سمت ما و برخورد آن به‌سر محافظم، این وضعیت پیش آمده‌است. در همین حین دیدم چیزعجیبی در جلوی پایم است. دیدم دارم خفه می‌شوم. انگار تمام صورت، ریش و ابروهایم گرگرفته است. من در جریان انقلاب حداقل ۲۰ بار گاز اشک‌آور خورده‌ام. اما این، گاز اشک‌آور نبود.»

با تشکر م - ص مدیر انجمن سبز و وبلاگ حماسه خرداد

منبع سایت تغییر

نويسنده: م-ص ? تاريخ: شنبه بیست و سوم آبان 1388 ? موضوع: ?

میرحسین موسوی: عده ای نفعشان بر این است که در جامعه اختلاف باشد‬

مهندس میر حسین موسوی  حدود دو هفته قبل در گفت و گویی تفصیلی با پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران که به مناسبت سالروز صدور پیام روشنگرانه ” منشور برادری” از سوی حضرت امام در آبان ۶۷

صورت گرفت، برخی از دیدگاههای خود در خصوص مسایل روز کشور را مطرح کرده است.این گفت و گو امروز در سایت جماران منتشر شد.

به گزارش جماران  ۹سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی، یاران روحانی رهبر انقلاب، گرد آمدن بر یکی از موثرترین حلقه‌های جامعه روحانی را برنتافتند و سودای جدایی و ایجاد مجمع دیگری کردند. رهبر کبیر انقلاب این زایش تاریخی شاگردان خویش را مبارک دانست و مجمع روحانیون مبارز از دل جامعه روحانیت اعلام موجودیت کرد. جریان جدیدی که معادلات سیاسی را در انتخابات پیش روی مجلس سوم به نفع خود تغییر داد و همچنین در رخدادهای سیاسی کشور نقش تاثیرگذاری پیدا کرد.

امام ضمن تایید این انشقاق، به نگارش توصیه نامه ای روشنگرانه به این دو جریان دست یازید، نامه ای که عطف به محتوای آن به “منشور برادری” شهرت یافت. ۲۱ سال پس از صدور منشور برادری از سوی امام خمینی(س)، سراغ یاران امام و بزرگان انقلاب رفته ایم تا مراد رهبر کبیر را از «وحدت» و «اختلاف» بپرسیم و چاره چالش های فراروی وحدت ملی و امنیت سیاسی را در برهه ای از حساس ترین دوران نظام جمهوری اسلامی از آنها بخواهیم.میرحسین موسوی نیازی به معرفی ندارد. همان که نخست وزیر مود وثوق امام خمینی (س) است و کاندیدای مطرح ریاست جمهوری دوره دهم.

در نشست دو ساعته اعضای تحریریه پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران با میرحسین موسوی ، او بارها از قانون اساسی به عنوان میثاق ملی و نماد وحدت یاد کرد و تفسیر نامتوازن آن را مهمترین عامل تفرقه دانست. با آخرین نخست وزیر در طبقه هفتم ساختمان صبا گفتگو کردیم، بنایی که به همراه چند بنای معروف دیگر، حاصل معماری مهندس هنرمند است.

گفتگو با مهندس میرحسین موسوی پیرامون منشور برادری چنین آغاز می شود: «وحدت بخشی از رویکردی است که حضرت امام خمینی (س)از اول انقلاب تا آخر عمرشان به آن توجه می کردند. امام کاملا توجه داشتند که مهمترین سرمایه ما وحدت ملی هست و تلاش می کردند این وحدت در گسترده ترین شکل خودش وجود داشته باشد. مردم دور هم باشند. هیچ نوع متن مهمی از ایشان نمی بینیم که به این مساله تاکید نکرده باشند.

میر حسین، وحدت را همزاد قبول کثرت اندیشه های سیاسی و فکری در جامعه معرفی می کند و می گوید: کثرت اندیشه ها و نظرات، امام را آزرده و پریشان نمی کرد بلکه اینها را به عنوان نعمتی برای جمهوری اسلامی می دانست. به نظر من ، گاهی خود ایشان با مهر تاییدی که روی این مساله می نهادند اختلاف را به عنوان یک ضرورت مطرح می کردند که درخشنده ترین رفتار امام در این خصوص، رضایت کامل ایشان با تشکیل مجمع روحانیون مبارز است.

نخست وزیر دوران دفاع مقدس بحران های دهه اول را بهانه محدود کردن فضای سیاسی از سوی حاکمیت نمی داند و اظهار می دارد: در عرف ملی و جهانی، رهبری کشوری که انقلاب کرده و درگیر آشوب های داخلی و جنگ خارجی است، باید به این سمت گرایش داشته باشد که اندیشه ها و افکار مختلف را در یک کانال قرار بدهد و سعی کند یک اندیشه در کشور حاکم باشد؛ ولی امام با تاکیدی که روی تشکیل مجمع روحانیون داشتند، نشان دادند که وجود مستقل دو گروه مجمع روحانیون و جامعه روحانیت مبارک بوده و این کثرت ضروری است.

مبادا به دلیل طرح تنگ نظرانه مباحث فقهی، مردم در حصاری قرار بگیرند که آزادی خود را از دست بدهند

مهندس موسوی به فرازی از “منشور برادری” در خصوص باز بودن باب اجتهاد در نظام اسلامی اشاره کرده و خاطرنشان می سازد: امام توجه داشتند که مبادا تکیه بر نظام ارزشی اسلامی و مباحث تام فقهی، منجر به این شود که اندیشه های دیگر و حتی خود این اندیشه ها خفه بشوند و امکان بروز و ظهور پیدا نکنند. امام مدام تاکید می کردند که در زمینه های فقهی نظرات مختلفی گرداگرد مسائل گوناگون می‌تواند وجود داشته باشد.

“” من به نظرم می آید که این موضع گیری ایشان که خیلی صریح و روشن است؛ تنها جنبه فقهی ندارد و متوجه فقها نیست بلکه بیش از فقها، به نظر من دغدغه مردم مد نظر امام است که مبادا به دلیل طرح مباحث تنگ نظرانه این بحث ها، مردم در حصاری قرار بگیرند که آزادی خود را از دست بدهند.

امام در باب باز بودن باب اجتهاد درجمهوری اسلامی،می فرمایند: در مسائلی که ادعای اجماع هم شده است، اقوال مخالف وجود دارد. این مساله مهمی است. یعنی یک مساله فقهی وجود دارد که تا الان علما روی آن اجماع کرده اند، بنابه فرمایش امام حتی در این مساله هم امکان اختلاف است. اگر دقت بکنیم ایشان معتقد به یک نوع تسامح و مدارا است. فضا را برای مجتهدها باز می کند تا بتوانند بر اساس مسائل و رویدادهای جدیدی که در فضای مدرن در حال رخ دادن است، نظر بدهند. حتی امام به مردم عادی که فقیه نیستند و به نظرات کارشناسی فقها رجوع می کنند، پیام داده که نسبت به مساله خیلی تنگ نگاه نکنند و بدانند که اندیشه های گوناگون راجع به آن وجود دارد.””

تکیه بر تحجر یا اصالت دادن به آن می تواند کشور را دچار بن بست بکند

آخرین نخست وزیر معتقد است که «اسلامی که امام به آن اشاره دارد اسلامی است که دائم با مسائل گوناگون جامعه درگیر است و نظریاتش در حال تغییر و متناسب با شرایط جدید است و در حال پاسخ به آنها است. ایشان دنبال اجتهادی است که در برخورد با مسائل جدید و نو بتواند درک درستی از آن‌ها داشته باشد و به تبع مسائل جدید بتواند احکام متناسب با آن را ارائه کند. »

اومی افزاید:«قرآن، اسلام و انقلاب واژه هایی هستند که معانی سیالی دارند که بر اساس مسائل مختلف معانی گوناگون پبدا می کنند و حوزوی آشنا به مسائل و روشنفکرها، مسولین، مجریان و مدیران که با اندیشه های امام جوش خورده اند با این نگاه می توانند مشکلات را حل کنند و گرنه یک حالت تنگ نظرانه همیشه حاکم خواهد بود.»

“”حضرت امام در رابطه با تنگ نظری و تحجر – با توجه به بروز برخی مسایل – بارها صحبت کرده اند که شاید هنوز برخی از آن‌ها منتشر نشده باشد. ایشان توجه دارند که تکیه بر تحجر یا اصالت دادن به آن می تواند کشور را دچار بن بست بکند. مواردی هست که امام اخطارهای شدیدی به برخی افراد دادند که ذهنیت تنگی داشتند و مواظب بودند که این مساله نظام را با بن بست مواجه نکند.””

میرحسین موسوی از نتیجه این تفکر فقهی امام در حوزه آزادی بیان چنین برداشت می کند: اولین ویژگی این تفکر این است که خیلی راحت نمی شود افراد را تکفیر کرد و آنها را خارج از مدار دین به حساب آورد. نمی شود به اعتبار اینکه کسانی که مختصر اختلافی با نظرات رسمی در یک گروه یا جمعی دارند، به عنوان افرادی که مخالف دین و نظام هستند، قلمداد کرد و مورد حمله قرار داد. این تنگ نظری ها به نوعی بر روشنفکران اعمال شده و به نوعی دیگر بر فقها. امام این نگاه را مخالف وحدت بر سر منافع ملی می دانستند.

وحدت بر اساس خویشاندی سیاسی طرح نمی شود

مهندس موسوی در ادامه این گفتگو تاکید دارد:«از نظر امام وحدت بر اساس خویشاندی سیاسی طرح نمی شود. در وحدت مورد تاکید امام، فامیل و دوست و آشنا به هم باج نمی دهند بلکه امام وحدت را به مولفه های منافع ملی و حیات طیبه نظام اسلامی بر می گردانند و همه جا به آن تاکید می کنند. بحث بر سر خدمت و ارزشهای بسیار اساسی و بنیادی است که کشور را برومند کند. منشور برادری حضرت امام، کاملا به مسائل حیاتی جامعه معطوف است. صلاح گروه های مختلف سیاسی، فقها، روحانیون، روشنفکرها و مردم است که روی آن فکر کنند و اندیشه های مختلف آنها بر اساس این پیام به هم پیوند بخورد. »

در ادامه این گفتوگو از مهندس موسوی پرسیدیم لحن حضرت امام در نامه به جریانات سیاسی موجود، خوش بینانه و خود این لحن ایشان وحدت بخش است. واقعیت چه بود؟ آیا فضای آن دوران اینگونه بود یا امام عمدا با این کار می خواهند به جامعه و گروه های سیاسی وحدت را القا نماید؟ پاسخ اما این چنین مهم بود: حقیقت این است که در آن شرایط که خود نامه هم به آن معطوف است، اختلاف هایی وجود داشت و جناح بندی هایی هم بروز کرده بود . شخصیت ها در نهادهای موازی حضور داشتند که این نهادها به جناح مخصوص خودشان تعلق داشت. دفتر تبلیغات اسلامی در کنار سازمان تبلیغات اسلامی، انجمن اسلامی در کنار جامعه اسلامی و غیره وجود داشت. در نهادهای مختلف چنین تقسیم بندی وجود داشت. آنچه من در رابطه با حضرت امام دقت کرده ام ایشان در حوزه اقتصاد، معیشت، رفاه و … ترجیح هایی داشت که من فکر می کنم با نظریات دولت خیلی نزدیک تر بود یعنی با جناحی که آن موقع سر کار بود.

وی می گوید :آنچه مهم است این است که هیچ کدام از این اختلاف ها، منجر به این نشد که در حلقه پیرامونی ایشان، افراد متعلق به جناح های مختلف حذف بشوند. همه اینها یکپارچه حضور داشتند. آقای عسگر اولادی بود، آقای مهدوی کنی بود، آقای موسوی خوئینی ها بود، آقای موسوی اردبیلی هم بود. این افراد همه در کنار امام بودند. بودن یک جناح در کنار امام به معنی حذف جناح دیگر نبود.

“”من خیلی روی این مساله فکر کرده‌ام. احساسم بر این است این حلقه ها، واسط ارتباط امام با بخشی از قاعده جامعه بودند. یقینا افردای که از طریق آقای موسوی خوئینی ها – که امروز مورد اتهام و فحاشی قرار گرفته اند – به امام وصل می شدند؛ از طریق آقای مهدوی کنی نمی توانستند وصل بشوند. همان هایی که از طریق آقای مهدوی کنی به امام وصل می شدند و سخنان اینها از طریق ایشان به گوش امام می رسید یقینا نمی توانستند از طریق آقای موسوی خوئینی ها وصل شوند. این خودش یک روش خوبی بود. برای همین ایشان در مقابل حذف هر کدام از این چهره ها در گرداگرد خودش به سختی مقاومت می کرد همه تا آخرین دم در کنار ایشان ماندند. حذف اینها، موجب اختلال می شد و این اختلافات را به بدنه اجتماعی می کشاند. حذف هر کدام از این چهره ها، به معنای حذف یک قاعده اجتماعی نبود، چرا که قاعده که حذف نمی شود؛ بلکه رابطه رهبری و بخشی از قاعده اجتماعی قطع می شد. به نظر می رسد این مساله غیر از اینکه بعد اعتقادی داشت، یک جنبه استراتژیک هم در ذهن امام داشت. ایشان هر کسی را که قصد خدمت داشت و نیت پاک داشت، در انقلاب اسلامی و نظام به نوعی مشارکت می داد. “”

امروزه تساهل و مدارای جامعه نسبت به اندیشه های مختلفدر سطح سیاسی بسیار کم شده است

مهندس موسوی در این باره که شما در گذشته مسئولیت‌های خطیری داشتید. الان هم در عرصه سیاسی حضور فعال دارید و همیشه مسائل را رصد می کنید. پس از انقلاب همه استعداد های بالقوه تفرقه در کشور پررنگ می شود، آشوب های منطقه‌ای، نزاع های قومی، هجمه تهدید کننده دشمن خارجی، فشارهای اقتصادی؛ همه پیش‌نیازها برای اینکه جامعه دچار تشتت و تفرقه بشود، وجود داشت و شرایط سختی بر جامعه حاکم بود که نظام این فضا را مدیریت می کند. الان سی سال پس از انقلاب، نظام به شرایط خاصی گام نهاده است. به نظر شما شرایط امروز خطیرتر است یا شرایط آن دوران؟خاطرنشان می کند:ما می توانیم از گذشته درس بگیریم اما دو تا موقعیت دشوار را به سختی می توان روی هم انداخت و با هم مقایسه کرد. ما آن موقع تازه انقلاب کرده بودیم و تازه از سلطه رژیمی درآمده و رو به نظام جدیدی آورده بودیم.

نظام سابق ریشه عمیق تاریخی داشت و اثر خود را در فرهنگ ، سیاست ، اجتما ع و ساختارهای حکومت گذاشته بود بعلاوه حرکتی که انقلاب آغاز کرده بود برخلاف نظم موجود جهانی تلقی می شد و بخاطر همین دشمنان زیادی در سطح جهان بود که مشکلات زیادی مثل کودتای نوژه، شورشها و حمله صدام برای ما به وجود آورده بودند. در سطح بین المللی هم حرکت های دیگری وجود داشت.آنچه در این شرایط به ما قدرت می بخشید، وحدت و همدلی بر گرداگرد یک ایدئولوژی بسیار پیشرفته، مترقی و به روز و یک نوع صیانت از این وحدت در مقابل امواج فتنه هایی که می توانست این وحدت را مورد حمله قرار بدهد، وجود داشت.

می می گوید :در حال حاضر یقینا خطرهای آن موقع را به آن شکل نداریم اما اینکه الان احساس می کنیم آسیب پذیرتر شده ایم، به نظر من عامل آن مشکلات داخلی است. زمان جنگ علی رغم همه مشکلات، احساس قدرت وصف ناپذیری می کردیم ولی الان چنین احساسی وجود ندارد.

به نظر من امروزه تساهل و مدارای جامعه نسبت به اندیشه های مختلف در سطح سیاسی بسیار کم شده است. آن موقع مشکلات اگر چه بیشتر بود، تحمل و سعه صدر هم بیشتر بود. اندیشه های مختلفی که با هم اختلافاتی داشتند می توانستند در کنار هم کار بکنند ولی الان متاسفانه چنین حالتی وجود داشت.

ارزشها در اقتصاد و تجارت و فرهنگ فرق کرده است

نخست وزیر دوران دفاع مقدس در بخش دیگری از گفتگوی خود ، در تبیین تفاوت های دهه اول و فضای فعلی کشور از حاکمیت ارزشهای بنیادی در آن دوران یاد کرد که همه را برای اجرای سالم قوانین بسیج کرده بود. وی اظهار داشت: « آن موقع اگر فساد اقتصادی مطرح می شد، سریع مورد توجه قرار می‌گرفت. کوچکترین فسادی، بزرگ دیده می شد. اگر در سطح دولتی گفته می شد که ده هزار دلار گم شده و تکلیفش روشن نیست و مشخص نیست کجا هزینه شده، ممکن بود که منجر به سقوط دولت بشود. در حالی که الان بحث میلیاردها دلار هست ولی هیچکس حساسیت نشان نمی دهد. من نمی خواهم کسی را متهم بکنم اما اینها مسائلی را در کشور به وجود می آورد که ما را آسیب پذیرتر می کند. آن موقع دغدغه همه رسیدن به این مساله بود که همه مردم از نعمات و امکانات و از فرصت هایی که یک کشور و نظام می تواند داشته باشد، بهره‌مند بشوند و صادقانه این خدمات در اختیار همگان گذاشته بشود. بحث، بحث مردم بود.متاسفانه امروزه این ارزشها در اقتصاد و تجارت و فرهنگ فرق کرده است.»

میرحسین موسوی به هدفمند کردن یارانه ها اشاره کرد و گفت: من مجبورم به نکته ای اشاره کنم. همین لایحه هدفمند کردن یارانه ها اگر اول انقلاب بود به این شکل طرح نمی شد. اصل این لایحه چیز بدی نیست. اما اینکه ما بیاییم از یک طرف حذف یارانه ها را مطرح کنیم و بنزین را گران نماییم و از سوی دیگر بودجه مترو داده نشود. از یک طرف امور مردم به دلیل بهای سنگین بنزین مختل شود و از طرف دیگر به تامین وسایل حمل و نقل عمومی اهمیت ندهیم، برای مردم مشکل ایجاد می کند. همه زندگی و شغل و درآمد ملت به رفت و آمد بستگی دارد. اگر ما حمل و نقل را گسترش داده باشیم این گرانی بنزین بار زیادی را روی هزینه های خانوار وارد نمی کند. اما اگر به دلیل وجود پاره‌ای از مسایل بین دولت و شهرداری، ارز مورد نیاز مترو تامین نشود و در حالی هدفمند شدن یارانه ها تصویب شود که مشکلات زیادی -مثل قرار داشتن مترو در بدترین شرایط تامین بودجه- وجود داشته باشد، چوب این مسائل را مردم می خورند.

وی تاکید می کند که لایحه هدفمند کردن یارانه ها اگر خوب اجرا بشود، دولت کارآمدی داشته باشد و از همه نیروها خوب استفاده کند و مشکلات مردم را حل کند ، ممکن است به کشور کمک کند. اما اگر اینگونه نشود، خداوند با هیچ کسی عهد و پیمان نبسته است. اگر داد مردم را دربیاورند، آنان را در برابر دولت قرار می‌دهند. »

دهه اول انقلاب یک نوستالوژی ملی است

وی با بیان اینکه حتی در شرایط جنگی افکار عمومی اجازه اظهارات متناقض و سیاست های دوگانه به دولت نمی دادند، گفت: اینکه یک نفر از یک طرف حرفهایی بزند و از طرف دیگر کارهایی بکند که پاسخی برای اعمال خود نداشته باشد، اشتباه است. الان ما جنین چیزهایی را زیاد داریم. این مساله ما را آسیب پذیر تر می کند و مشکلات ما را زیاد خواهد کرد.نخست‌وزیر دوران امام از دهه اول به عنوان یک نوستالوژی یاد می کند و اظهار می دارد : این حسی که در سطح ملی به دهه اول انقلاب وجود دارد، ناشی از این است که در شرایط آن دوران چون مردم می‌دانستند که همه توان نظام و دست اندرکاران در خدمت حل کردن مشکلات آنان است اگر جایی هم کم و کسری می دیدند، تحمل بالایی داشتند. می آمدند پشت سر دولت قرار می گرفتند.

« مردم با کم و کسری های کشور که خیلی زیاد هم بود و ناشی از فقر و جنگ و انفجار کشتی های نفتی، خطوط انتقال گاز و محدودیت های واردات و صادرات بود، می ساختند. مشکلات را حس می کردند ولی فریادشان بلند نمی شد. چون می دانستند که هم خودشان، هم کسانی که در خدمتشان هستند برای حل این مساله تمام توان خود را به کار گرفته اند. برای همین با یک همکاری وسیع و صبر بزرگ در سطح ملی روبرو بودیم که هم اختلافات را از بین می برد، هم مشکلات را حل می کرد و هم پشتوانه قوی برای نیروهای رزمنده ما در جبهه بود.

در چنین شرایطی که کمبودهایی وجود داشت، مردم بچه های خود را به جبهه می فرستادند و طلاهای خود را به دولت می بخشیدند تا بلکه بخشی از هزینه های جنگی را تامین بکنند. این مساله احساسی از امنیت و آرامش را در کشور ایجاد می کرد که هنوز هم ذائقه و سابقه اش در جامعه مقداری مانده است. الان متاسفانه چنین چیزهایی نیست.

اجرای متوازن قانون اساسی همه را دور یک میثاق ملی جمع می کند

مهندس موسوی در پاسخ به این پرسش که اصولی که بر آنها باید وحدت کرد چیست؟ چگونه باید وحدت را تعریف کرد؟ به نظر می‌رسد در مفاهیم اساسی مانند منافع ملی یک تعریف واحد مورد قبول و اجماع نیست. چرا؟ می گوید:به این دلیل که توجهی به قانون اساسی نداریم.در متن قانون اساسی همه مسائل بصورت متوازن در مطرح شده است و نمی شود ما بخشی را برجسته نگاه کنیم و بخش دیگر را کم رنگ ببینیم. الان جناح ها و مسئولان مختلف به مذاقشان خوش می آید که تکه ای را برجسته کنند و تکه دیگر را ضعیف نمایند؛ این درست نیست. اینها بخش های به هم پیوسته است. مخصوصا بخش مربوط به آزادی ها (آزادی بیان، آزادی اجتماعات، آزادی عقیده … )،شوراها، اصل عدم تجسس، مساله زبان های قومیت های و آموزش آنها و …، اینها هیچ خطری را برای کشور ایجاد نمی کنند بلکه وحدت بخش هستند. بنده نوعی نمی توانم با سلیقه خود بگویم که اجرا یا عدم اجرای این اصل، صلاح نیست.

“” توجه کنید که در زمان جنگ در کشورهای مختلف، انتخابات یا انجام نمی شود و یا بسیار تصنعی برگزار می گردد. در زمینه اجرای قانون مشکل پیدا می شود اما در تمام دوران جنگ ما باوجود همه بحران ها و مشکلات وسیعی که بود «انتخابات» ها علی رغم هزینه هایی که داشت، پشت سر هم انجام شد و نظام به قوت خود باقی ماند. کسی به ذهنش نرسید که کار دیگری بکند.تنها موردی که تاخیر انداخته شد، اجرای قانون شوراها بود. دلیل آن هم نظریات مختلف مسوولان بود وآن زمان من اعتقاد داشتم برای عدم تمرکز دولت قانون شورا یکی از مهمترین راهکارهای ممکن است. برخی مخالف این بودند می گفتند زمان جنگ احتمال دارد مشکلات اساسی در برخی از مناطق خصوصا مناطق مرزی داشته باشیم.

ما در دولت اقدام کردیم قانون را به مجلس بردیم و زمانی هم برای انتخابات شوراها معین کردیم. در آستانه انتخابات، عده‌ای از استاندارها به امام نامه نوشتند که این مساله به تاخیر انداخته شود. حضرت امام ملاحضه کردند. بعد در جلسه روسای سه قوه تصمیم بر این شد که انتخابات به بعد از جنگ وانهاده شود.بحث این بود که ما همه اصول را پیاده کنیم ولی الان این اعتقاد زیاد وجود ندارد. برخی اصول پررنگ شده و برخی اصلا کنار گذاشته شده اند. عدم اجرای درست قانون می تواند یکی از عوامل تفرقه باشد و از سوی دیگر اجرای متوازن آن می تواند همه را دور یک میثاق ملی جمع کند .””

شکستن پی در پی نهادها یا تخریب قوانین بویژه قانون اساسی حلال مشکلات ما نیست

از مهندس موسوی پرسیدیم شما می فرمایید که اگر همه اصول قانون ساسی بصورت متوازن نگریسته و عمل شود، بخش بزرگی از این مشکلات حل می شود. آیا احساس نمی کنید که قرائت از برخی از اصول قانون اساسی آنقدر فربه هستند که اصول دیگر را به خودی خود کم رنگ می کنند؛ بطوری که مفسران و مجریان آن اصول را خیلی مورد توجه قرار می دهند و متوجه اصول مهم دیگر نمی شوند؟ همین امر باعث شده است که برخی از لزوم بازنگری در قانون اساسی سخن به میان آورند.

وی پاسخ داد : مشکلاتی در جامعه داریم که بخشی از آن به میراث های ما بر می گردد. رفتار، علایق و کردار سیاسی ما بیش از شکل و ظاهر قانون اساسی درموضع گیری های نظام ما موثر واقع شده است و گرنه ما در جهان کشورهایی داریم که از نظر شکلی و محتوایی جوامعی کاملا دموکرات و باز هستند اما وقتی به قانون اساسی آنها توجه می کنیم و به رویه هایی که باید به آن رجوع کنند، نگاه می کنیم، می بینم که خشک تر از قانون اساسی ما در آن کشورها وجود دارد ولی رویه هایی که برای نهادینه کردن مردم سالاری در آن کشورها استقرار پیدا کرده، منجر به این شده که تفسیر آن چارچوب های خشک سنتی، مشکلی برای دموکراسی و آزادی به وجود نمی آورد. نمونه اش چند کشور اروپایی که اگر نگاه بکنید اصول بسیار سنتی مبتنی بر نظام شاهنشاهی در آن هست. وی اضافه می کند : شکستن پی در پی نهادها یا تخریب قوانین بخصوص قانون اساسی حلال مشکلات ما نیست. این خودش می تواند یک نوع آشوب و آشفتگی را در کشور ایجاد کند. توجه به مسائل اجتماعی-سیاسی ریشه داری که در تاریخ کشور و فرهنگ ما وجود دارد، مهم است. مخصوصا اگر ما دقت بکنیم که خود قانون اساسی نیست که در حقیقت این مساله را ایجاد می کند بلکه نوع تلقی از قانون است که با تکیه بر نیروهای اجتماعی و فرهنگی به این مشکلات عمق می بخشد.

یک ذهنیت نقاد مردمی که نسبت به سرنوشت خود حساس هست، با استفاده از تمام فرصت ها برای جمع شدن بر اصول قانون اساسی می تواند به ما مجال دهد که ما تفسیرهای متعالی تر این قانون را اجرا نماییم. البته قانون اساسی هم وحی آسمانی نیست و بر اساس مقتضیانت زمان می تواند در چارچوب پیش بینی شده مورد تجدید نظر قرار بگیرد.

مهندس موسوی تاکید دارد : من مشکل را بیش از آنچه که فربه بودن یک اصل و سنگینی بر اصل های دیگر ببینم در برخی از سنت های اجتماعی فرهنگی می بینم که با رویه های نادرست انباشت شده در طول تاریخ و ایجاد رویه های غلط جدید، به نوعی به کرختی رسیده است. کرختی تنها به حکومت مربوط نیست. به کسانی که شهروند عادی هستند هم مربوط می شود. البته من نقش تربیتی حاکمیت در فرهنگ پذیری جامعه و آشنایی آنها با حقوق خود را خیلی موثر می دانم. وقتی حضرت امام بر می تابید که افکار و اندیشه های مختلفی وجود داشته باشند، این خودش در فرهنگ جامعه تاثیر زیاد می گذاشت. امام دائم به ملاک ها و معیارهای جمعی در تصمصم گیری ها برمی گشت.

اگر در یک نظام، مردم برایشان عادی باشد که حقوقشان پایمال بشود و آنها چیزی نگویندآن نظام بسوی دیکتاتوری و خشونت سیر می کند

مهندس موسوی در ادامه با بیان اینکه شیوه تفسیر حاکمیت در رابطه با قانون اساسی از یک سو اهمیت فوق العاده ای دارد و در سوی دیگر، سمت گیری مردم و روشنفکرها هم اهمیت زیادی دارد. امام حق را گرفتنی می دانند. آزادی را گرفتنی می دانند. آزادی را جزو حقوقی می دانند که باید مردم باید دنبال بکنند و به از دست دادن ارزشهای بنیادی تن در ندهند.این برای ما یک اصل است. اگر در یک نظام، مردم برایشان عادی باشد که حقوقشان پایمال بشود و آنها چیزی نگویند؛ آن نظام بسوی دیکتاتوری و خشونت سیر می کند. اینجاست که نقش مطبوعات، رسانه ها، روشنفکران، مردم، ادبیات سیاسی و فرهنگی اهمیت پیدا می کند.گفت:البته همه نظام ها با این مساله روبرو هستند. در کشورهایی که جامعه کمی به پختگی رسیده است، یک ذره محدودیت که در برابر حقوق مردم ایجاد می شود، بلافاصله موج اعتراض ایجاد می شود و این کار نهادینه شده است.

وی می گوید : ما از دوران مشروطیت قدم های زیادی پیش گذاشتیم. وضعیت امروز ما نه با دوران مشروطیت و نه با سی سال پیش قابل مقایسه نیست. قدم هایی پیش گذاشتیم اما اینکه بگوییم این راه در نقطه ای به پایان رسیده و مردم بروند در خانه خود بخوابند و هیچ خواسته ای نداشته باشند و مساله خوبخود حل بشود، اشتباه است. مطالبه مردم از حاکمیت و تفسیر روشن اندیشانه حاکمیت از قانون اساسی به نحوی که به ملت کمک کند، راه حل مشکلات است

بنده اعتقاد قطعی دارم که واگذاری پیمانهای چند میلیارد دلاری به سپاه نه نفع کلیت نظام است و نه به نفع سپاه

نخست وزیر دوران دفاع مقدس تاکید می کند :«حساسیت شدیدی در فرامین حضرت امام نسبت به مسائل مالی بود. یک زمانی در کشور این بحث آغاز شد که نیروهای مسلح نیاز مالی دارند و باید وارد فعالیت های تجاری شوند. من مخالف بودم و اعتقاد داشتم که این مساله کشور را با مسائل مختلفی روبرو می کند. می گفتند نیروی نظامی می خواهد کار عمرانی بکند. من گفتم نیروی نظامی که در پی آن باشد که که قیمت دلار چند است دیگر به وظایف خود عمل نمی کند و فساد هم ایجاد می کند. استدلال آنها این بود که در قانون اساسی اصولی داریم که در زمان صلح، ارتش و سپاه می توانند در سازندگی کشور کار کنند. من گفتم، بله در حد خود می توانند این کار را بکنند بدون اینکه از انجام وظایف خود جدا شوند و نیازی نیست که در مسائل مالی وارد شوند.

نیازهای مالی آن‌ها باید در دولت و وزارت دفاع حل و فصل بشود. بنده اعتقاد قطعی دارم که واگذاری پیمانهای چند میلیارد دلاری به سپاه نه به نفع اقتصاد کشور است و نه به نفع سپاه و نه نفع کلیت نظام. این رویکرد به تنهایی میتواند کشور را در معرض خطر قرار دهد .وی می افزاید : در سه چهار سال اخیر اینگونه مسائل ابعاد وسیع تری پیدا کرده است . توسعه موسسات پولی عجیب و غریب هم در میان نیروهای نظامی و انتظامی مشکل ایجاد کرده و هم در میان مردم. فکر نکنیم که سپاهی عزیزی که در مرزهای کشور شهید می شود، نفعی از این برده است. خیر، این فعالیت اقتصادی برای خود شبکه ای ایجاد کرده که این شبکه، شبکه اقتصادی صرف نیست مقاصد سیاسی هم دارد و این به نفع کشور نیست. حضرت امام این مساله را بارها مطرح کرده است، اگر به آن عمل می کردیم به اینجا نمی رسیدیم. »

هستند کسانی که نان خود را از راه دروغ و تهمت می خورند

مهندس موسوی در این باره که امام در نامه خود از واسطه هایی سخن می گوید که القای بدبینی می کنند و توصیه موکد دارند که از اینها پرهیز شود. اینها کی هستند؟ چکار می کنند؟ می گوید : هستند کسانی که نان خود را از این راه می خورند. واقعا من نمی دانم دین و ایمان دارند یا نه. الان فضای تهمت خیلی رواج دارد.ما افرادی داریم که اگر پرونده هایشان با نگاه امام گشوده شود پرونده های بسیار آلوده ای دارند. اینها آمدند یکدفعه یک حرکت عظیم مردمی را می گویند که به منافقین ارتباط دارند و … . اینها همان کسانی هستند که آتش بیار معرکه هستند و نفع خودشان برای رو نشدن پرونده هایشان در این است که دائم این اختلافات را در کشور به هم بزنند و بدبینی ایجاد کنند. در حالی که به سود همه هست که حقوق مردم را بشناسند و خوش بینی ایجاد کنند. اینکه یک عده ای این وسط بیافتند و بگویند این با بیگانه ارتباط دارد و … این کار بزرگ کردن بیگانه است اگر بیگانه ها اینقدر بزرگ هستند که می توانند اینهمه آدم را به صحنه بیاورند که ما باید دستهایمان را ببریم بالا و از کل انقلاب اسلامی استعفا بدهیم.

مهندس موسوی در پاسخ به پرسش که این فضای بد بینی را چه کسانی می سازند؟ می گوید : یقینا یک عده از ساختن فضای بدبینی سود سیاسی می برند و عده ای دیگر سود شخصی. مشهور بود که کسی در حضور حضرت امام واقعا جرات اینکه از دیگری غیبت کند و جوسازی و بدگویی بکند، نداشت. ایشان در همان جا جواب تندی می داد. بنده مواردی شاهد بودم که امام در برابر این مسائل تند می شد. این اثر جانبی در جامعه داشت. اینکه باید مراقب کسانی که آتش بیار معرکه هستند و فضا را آلوده می کنند، بود.از او پرسیدیم که امروزه عده ای بر ضرورت وحدت تاکید می کنند و گروهی با مساله وحدت مخالفت می کنند. مسائلی از سوی برخی از افراد مطرح می شود می گویند اول محاکمه بعدا وحدت و از این قبیل. شما این را چگونه می بینید؟.مهندس موسوی پاسخ داد:جنگ سیاسی و قدرت طلبی است. در این میان آنچه مطرح نیست، معنای وحدت است. یک عده ای نفعشان بر این است که در این کشور اختلاف باشد و دایره نظام و متن نظام روز به روز تنگ تر و لاغرتر بشود. امام سعی می کرد که متن واقعی انقلاب و جامعه غنی باشد. بزرگترین حجم را داشته باشد و حاشیه، کوچکترین حجم ممکن را داشته باشد. موقعی که در وصیت نامه سفارش می کنند که کسانی که از انقلاب بریدند، بازگردند؛ نشان می دهد که حتی آن حاشیه کوچک را هم بر نمی‌تابند. می خواهند همه در دریای وحدت قرار بگیرند.

امروز حاشیه نظام از متن پررنگ تر شده است

مهندس موسوی در ادامه با بیان اینکه امروزه حاشیه نظام از متن فراتر رفته است می گوید : آنچه امروزه اتفاق افتاده این است که حاشیه از متن فراتر رفته است و متن خیلی لاغر شده است. من فقط نمادین می گویم که در این حاشیه تعداد وسیعی از مدیران و روحانیون، بخشی از مراجع، چند رییس دولت و حتی رییس مجلس داریم. به این که نمی شود حاشیه گفت. این نقل مکان است. در چنین حالتی آن کسانی که در متن اصلی باقی می مانند به دلیل عدم برخورداری از این حاشیه بزرگ، مجبورند در یک حالت پادگانی و فیزیکی به افراد معدودی تکیه بکنند و این همان چیزی است که به نفع کشور ما نیست.وی افزاید : مصلحت کشور این است که آن فضایی که به عنوان غیر خودی برای خود تعریف می کنند، در کوچکترین سطح و اندکترین وجه ممکن باشد. اگر غیر از این باشد، باید در رفتار خود شک کنیم. نمی شود که در کشور هزاران هزار مدیر برجسته ای که خدمت کرده اند همه را کنار بگذاریم و به حاشیه ملحق بکنیم.

“”الان یک عده ای کشف کرده اند که موسوی خوئینی ها توده ای است یعنی همین شخصی که شاگرد امام است. می گویند گروه فرقان پیش ایشان درس خوانده اند. اگر اینجوری باشد فکر می کنم ما در نظام یک نفر را نمی توانیم پیدا کنیم که با این و آن ارتباط نداشته باشد. وقتی ما مسائل را به این اندازه تقلیل می دهیم این نشان بیماری است که در جامعه ما گسترش پیدا کرده است. همه باید نگران باشیم.””

وی مثال دیگری هم می زند که این مساله بسیار مهمی است که ما یک همایش دوسالانه کاریکاتور بگذاریم و بیش از صد نفر از بهترین کاریکاتوریست ها اعلام کنند که ما در این دوسالانه شرکت نمی کنیم. این اتفاق بزرگی است. ما اگر این را علامت بگیریم، مشکلات را حل می کنیم. علامت ها همیشه در کلان جامعه نیست اگر در بخشی از جامعه آنها را ببینیم ، می توانیم به حل مشکلات برسیم. اینکه بیشتر سینمایی های، نویسنده ها، نقاش ها و … در حاشیه قرار می گیرند، این علامت خطر برای کشور است.

دچار کرختی جذام‌وار شده ایم

مهندس موسوی در ادامه در توصیف اوضاع امروز به این نکته اشاره می کند که ما دچار کرختی جذام‌وار شده ایم او سپس توضیح می دهد : ما دچار کرختی جذام‌وار شده ایم. یک یخش هایی از بدنه‌ی انقلاب جدا می شود و متوجه نمی شویم. این وضعیتی است که ما الان متاسفانه داریم و نگرانی امام در منشور برادری توجه به این قضیه است که حساسیت ها را در اوج خودش در میان نیروهای مسوول حفظ کنند.

“”در اوایل سال ۵۸ چند نفر از هند آمدند و خواهان حضور گروهی در آن جا جهت معرفی انقلاب اسلامی شدند. بنده از طرف شهید بهشتی مامور شدم که پس انتخاب چند نفر به هند رفتیم. یک روز که روی پله های مسجد جامع دهلی نشسته بودیم دیدم کنار من یک جذامی نشسته است که قسمتی از انگشتان و پاهایش افتاده است از یک دوست هندی پرسیدم که چرا اینجوری شده؟ گفت، بدن این فرد کرخت است . وقتی تکه تکه می افتد شخص متوجه نمی شود. ما دچار کرختی اساسی جذام‌وار شده ایم. وقتی می بینیم افرادی که برای نظام دل می سوزانند و چیزی از نظام نمی خواهند و حرفشان هم بازگشت به قانون اساسی و اصول است و ما راحت آنها را مورد هتاکی قرار می دهیم و حتی مثلا به آقای کروبی حمله فیزیکی می کنیم ، باید بدانیم که یک کرختی اساسی پیدا کرده ایم.””

وی در پاسخ به این پرسش که آنچه از خاطرات امام و یاران ایشان از دهه اول بر می آید ، این تصویر را ایجاد می کند که آزادی سوال و انتقاد و مخالفت با نظرات دیگران و ایشان در آن زمان معمول بوده است، چرا امام که خود نظریه پرداز ولایت فقیه بودند، مساله تمکین مطلق را در این موارد مطرح نمی‌کردند؟ هم می گوید : البته در آن دروان به دلیل محبوبیت امام، مخالفت با ایشان یک نوع بدبینی نسبت به شخص در جامعه ایجاد می کرد اما این مانع از آن نبود که افراد و نهادهای مختلف ار جمله مجلس نظر خود را اعلام نکنند. من افراد مختلفی را یادم هست که حرفهای درشتی هم در رابطه با امام زده بودند و فکر نمی کردند به نظر امام رسیده است. بعدا فهمیده بودند و از ایشان وقت خواسته بودند و ایشان بلافاصله وقت داده بود. این مساله در سطح جامعه هم انعکاس پیدا می کرد. تحمل، مدارا و آزاداندیشی بخشی از اعتقادات دینی ما است که هیچ نوع تناقضی با مساله قانون اساسی ندارد بلکه قانون اساسی در همه جا به این مساله تاکید کرده است. البته بیم آن هست یک موقع اجماعی پیش آید که به دلیل ناکارآمدی و بدعمل کردن ما، مردم در هیچ موردی را قبول نکنند. من فکر نمی کنم در اصل آن چیزی که انقلاب برای آن اتفاق افتاد، مشکلی باشد. مشکل در عملکرد ما است. اگر زمانی مردم تصمیم جمعی و اجماعی بگیرند در برابر موج آن نمی شود ایستاد.

به نفع کشور است که بر سر یک امر مهم و بنیادی بنام قانون اساسی اجماع کنیم

مهندس موسوی در پایان این گفتگو ابراز می دارد :آنچه من مطرح می کنم از نظر سیاسی به عنوان یک فرد کوچک که مختصر آشنایی با وضع کشور دارم این است، به نفع کشور ما است که بر سر یک امر مهم و بنیادی بنام قانون اساسی اجماع کنیم. ممکن است بنده و شما عقاید متفرع و مختلفی داشته باشیم ولی لازم است که بر همین قانون اجماع بکنیم و مشکلات را حل کنیم و از این تفرق بیرون آییم و اصلاحات خوبی را در کشور انجام بدهیم . من این را بهترین مساله برای اجماع می دانم . خود قانون اساسی هم وحی نیست و اگر لازم باشد میتواند اصول آن مورد تجدید نظر قرار گیرد همانطور که در سال ۶۸ اینچنین شد .ما اگر این اجماع را داشته باشیم، در فضایی که حضرت امام در این منشور می فرمایند، قضیه بگونه ای خواهد بود که باز هم مردم مدافع ارزشهای اسلامی خواهند بود. اگر مشکلات حل شود مردم دنبال حاکمان می آیند ولی اگر ببینند که آنها را بدبخت تر می کنند، فشار بیشتر می کنند، مشکلات را زیاد می کنند؛ به نظر من اصلا نمی شود روی آن حساب کرد.

وی می گوید : اینکه به مردم بگوییم علی رغم همه بدی ها و ضعف ها و فساد ها پشت حاکمیت بایستید؛ این جوانمردانه نیست. نظام باید مشکلات همه مردم را حل کند یا اینکه در جاهایی که نمی تواند کاری بکند، مردم را قانع سازد. از تکنولوژی هسته ای تا سیاست های اقتصادی و کارآمدی. مردم از این نظام انتظار دارند.

سخن پایانی مهندس موسوی هم یک توصیه و هشدار بود : مردمی که در انقلاب به صحنه آمدند یقینا برای این تحمل اینهمه مشکل نیامدند. آنها آمده بودند تا به رفاه و آزادی برسند. اگر درست عمل نکنیم این فضا از دست می رود نه اینکه ما می خواهیم از دست برود، خودش می رود. حکومت باید مشکلات مردم را حل کند. مثل دفاع مقدس که اگر مردم نبودند دشمنان می آمدند کشور را می گرفتند. آنها که دیگر چرتکه نمی انداختد که اینها مسلمان هستند و باید مراعات کنیم. مشکلات کشور همچنین شکلی دارد اگر دولت در مسائل مختلف کارآمد نباشد مردم برنمی تابند و اعتراض می کنند. عدم کار آمدی به طور قطع به سلب مشروعیت نظام ختم می شود .

با تشکر م - ص مدیر انجمن سبز و وبلاگ حماسه خرداد

منبع سایت تغییر

نويسنده: م-ص ? تاريخ: پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 ? موضوع: ?

پیام ویدئویی مهدی کروبی درمورد اتفاقات ۱۳آبان و رفتار دوگانه دولت در قبال آمریکا
مهدی کروبی طی پیام ویدئویی ضمن شرح حوادث و اتفاقات سالروز ۱۳ آبان ، از رفتار دوگانه دولت در قبال آمریکا انتقاد کرد .

به گزارش تغییر ، مهدی کروبی که برای همراهی ملت ایران قصد شرکت در مراسم ۱۳آبان را داشت با توهین فیزیکی به خود و همراهانش مواجه شد . ایشان در این پیام ماوقع اتفاقات ۱۳آبان را شرح داد . او از برخورد تند و زننده با مردمی که برای شرکت در مراسم ۱۳آبان آمده بودند بشدت انتقاد کرد . وی همچنین ضمن اشاره تاریخی به تسخیر سفارت آمریکا در مورد عدم اطمینان مردم نسبت به رفتار دوگانه و فریبانه دولتمردان در قبال سیاست دوگانه با آمریکا هشدار داد . مهدی کروبی اضافه کرد : جای سوال دارد که سیاست دولت مردان فعلی با یک هیئت ۵۰ نفره آمریکایی دیدار می کنند اما با این حال در داخل کشور شعارهای ضدآمریکایی سر می دهند . وی افزود اگر در دولت های قبلی حتی یک دهم این روابط هم با آمریکا وجود داشت و صحبت کوچکی هم انجام می شد ، کفن پوشان در شهرهای مختلف قیام می کردند و حالا چه شده است که این همه روابط نزدیک شده است و حتی اینها پیام می فرستند و آنها جواب نمی دهند ، هیچ کس لب به اعتراض نمی گشاید .

پیام ویدویی مهدی کروبی به شرح ذیل است .

لینک دانلود فیلم با کیفیت خوب

لینک دانلود فیلم با کیفیت بایین

با تشکر م - ص مدیر انجمن سبز و وبلاگ حماسه خرداد

منبع سایت تغییر

نويسنده: م-ص ? تاريخ: پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388 ? موضوع: ?

ابراهیم امینی و علی تاجرنیا آزاد شدند / آزادی چند تن دیگر از بازداشت شدگان ۱۳آبان

دادسرای عمومی و انقلاب تهران با صدور اطلاعیه ای از آزادی علی تاجرنیا و سیدابراهیم امینی دو زندانی حوادث پس از انتخابات و فرهاد پولادی خبرنگار ایرانی فرانس پرس خبر داد.
به گزارش خبرگزاری مهر، در اطلاعیه دادسرای عمومی و انقلاب تهران آمده است: در پی برگزاری محاکمه این دو نفر در شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران این دو زندانی با پذیرش تودیع وثیقه از زندان آزاد شدند.

همچنین با موافقت عباس جعفری دولت‌آبادی دادستان عمومی و انقلاب تهران “داور میری” و “محمدتقی رمضانزاده” که پنجشنبه شب دو هفته قبل در مراسم دعای کمیل در منزل شهاب طباطبایی دستگیر و بازداشت شده بودند از زندان آزاد شدند.

پرونده جهانبخش خانجانی از دیگر متهمان زندانی حوادث اخیر نیز با صدور کیفرخواست به دادگاه انقلاب اسلامی تهران ارسال و نامبرده به بند عمومی زندان اوین منتقل شد.

دادستان عمومی و انقلاب اسلامی تهران پیش از این اعلام کرده بود که پرونده هر یک از متهمان زندانی حوادث اخیر در صورت تکمیل تحقیقات به دادگاه ارسال خواهد شد.

همچنین در این اطلاعیه به آزادی ۳۰ نفر از دستگیرشدگان حوادث ۱۳ آبان اشاره شده است. طی روزهای پنجشنبه و جمعه نیز عده ای دیگر از این افراد آزاد شده بودند.

با تشکر.م - ص مدیر انجمن سبز و وبلاگ حماسه خرداد

منبع سایت تغییر

نويسنده: م-ص ? تاريخ: یکشنبه هفدهم آبان 1388 ? موضوع: ?

ولی حق شناس ، عضور ستاد کروبی در استادن گیلان بازداشت شد

ولی حق شناس فعال سیاسی و عضو ستاد کروبی در استان گیلان توسط ماموران امنیتی بازداشت شد .

به گزارش تغییر ، مارال حق شناس دختر وی در گفتگو با خبرنگار تغییر اعلام کرد که روز چهارشنبه صبح ۱۳ آبان ۳ نفر از طرف ماموران امنیتی به خانه مان مراجعه و ضمن تفتیش منزل ، کلیه وسایل شخصی ایشان از جمله آلبوم عکس و کامپیوتر او را با خود بردند .

خانم حق شناس همچنین اضافه کرد ، اکنون پس از گذشت چند روز از بازداشت وی ، هنوز تماسی نگرفته اند و هیچگونه خبری از ایشان و محل بازداشتشان نداریم و هیچ نهاد قضایی پاسخ مناسبی به ما نمی دهند .

با تشکر.م - ص مدیر انجمن سبز و وبلاگ جماسه خرداد

منبع سایت تغییر

نويسنده: م-ص ? تاريخ: یکشنبه هفدهم آبان 1388 ? موضوع: ?

تماس تلفنی آیت الله العظمی منتظری با آقای کروبی

حضرت آیت الله العظمی منتظری روز جععه ۱۵ آبان در تماس تلفنی با آقای کروبی از حوادث پیش آمده برای آقای  کروبی و همراهانش در راهپیمایی روز ۱۳ آبان اظهار تاسف کرد .

به گزارش تغییر ، در این تماس تلفنی آیت الله العظمی منتظری ضمن احوال پرسی و دلجویی از آقای کروبی نکاتی را یادآور شد ;

ایشان ضمن اظهار تاسف از برخوردهای بوجود آمده با آقای کروبی گفت : تعجب می کنم که این چه سیاستی است که حتی در راهپیمایی ۱۳ آبان هم با مردم چنین برخوردی می کنند ومعلوم نیست که پس از انتخاباتی که برگزار شد ، اینها می خواهند کشور  را به کجا ببرند .

آیت الله منتظری در انتها ابراز امیدواری کردند که خداوند کشور را از حوادث بدی که پیش روی قرار دارد محافظت بفرماید .

آقای کروبی هم در این تماس تلفنی ، ضمن تشکر از این مجتهد و  فقیه عالی قدر شیعه ، یادآور شد که ما برای راهپیمایی علیه استکبار در روز ۱۳ آبان به خیابان رفتیم که متاسفانه متاسفانه این طور به جان زنان و مردان و جوانان می افتادند .

لازم به ذکر است که در راهپیمایی روز ۱۳ آبان ، گروهی از لباس شخصی ها با شلیک مستقیم گاز اشکاور به آقای کروبی حمله کردندکه در این بین دو تن از محافظان ایشان به شدت آسیب دیدند و راهی بیمارستان شدند .

با تشکر.م - ص مدیر انجمن سبز و وبلاگ حماسه خرداد

منبع سایت تغییر

نويسنده: م-ص ? تاريخ: یکشنبه هفدهم آبان 1388 ? موضوع: ?

دیدار محمد خاتمی و مهدی کروبی

آقای سید محمد خاتمی – رئیس جمهور اصلاحات – دیشب با حضور در منزل مهدی کروبی از اتفاقات پیش آمده برای آقای کروبی در ۱۳ آبان دلجویی کرد .

به گزارش تغییر ، سید محمد خاتمی در این دیدار با مهدی کروبی ضمن اظهار تاسف از حوادث پیش آمده برای آقای کروبی در مراسم ۱۳ آبان و حمله به وی  و همراهان و محافظان ایشان از سابقه انقلابی آقای کروبی تمجید کردند .

همچنین حجت الاسلام عبدالله نوری و باقر گلپایگانی فرزند مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی طی تماس تلفنی از حوادث رخ داده برای آقای کروبی و همراهانش در سالروز ۱۳ آبان اظهار تاسف کردند .

با تشکر.م - ص مدیر انجمن سبز و وبلاگ حماسه خرداد

منبع سایت تغییر

نويسنده: م-ص ? تاريخ: یکشنبه هفدهم آبان 1388 ? موضوع: ?

آقای پسر شجاع...
سلام آقای پسر شجاع یک سوال کاربردی از شما دارم و چند سوال دیگر و خواهشاً به جای صحبت های همیشگی خود به این سوالات پاسخ دهید

۱شما از کدام منابع خبری و تحلیلی این برداشتها را دارید؟

۲آیا شما مطالب جبهه ی مخالف را هم مورد برسی قرار داده یا فقط به منابع دولتی اکتفا می کنید؟

۳اگر از منابع مخالف دولت هم استفاده می کنید آنها را به ما هم معرقی می کنید؟

۴سوال و آخرین سوال آیا جوابیه های نظرات خود را که اینجانب نوشته ام خوانده اید و دوباره نظر داده اید یا فقط وارد وبلاگ شده و نظر می دهید؟

دوباره می گویم عاجزانه از شما می خواهم که با این سوالات یا در غالب نظر و یا به صورت پست روی وبلاگ خود قرار دهید و اینجانب را خبر کنید.چرا که من فکر می کنم شما حتی اندک زمانی را به خواندن مطالب وبلاگ من صرف نمی کنید و فقط نظر می دهید)آن هم دوتا دوتا و مثل هم(.

با تشکر م - ص مدیر انجمن سبز و وبلاگ حماسه خرداد

نويسنده: م-ص ? تاريخ: پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 ? موضوع: ?

ممانعت از خروج میرحسین موسوی از فرهنگستان هنر/ گزارشی از حضور مردم
ممانعت از خروج میرحسین موسوی از فرهنگستان هنر

بنا بر اطلاعی که از محدوده فرهنگستان هنر واقع در خیابان طالقانی کسب شده است، تمامی موبایل های این منطقه و نیز اینترنت این محل از صبح قطع شد. همچنین صبح امروز دهها موتور سوار با لباس شخصی و تجهیزات کامل در مقابل هر دو در فرهنگستان هنر تجمع کرده و با همراهی یگان ویژه به شعار علیه موسوی پرداختند.

در همین حال متاسفانه گروهی از لباس شخصی ها به داخل فرهنگستان هنر هجوم بردند که درنهایت این افراد از محوطه ی فرهنگستان هنر عقب نشینی کردند اما اتومبیل حامل میرحسین موسوی که قصد خروج از فرهنگستان را داشت با ممانعت پرحجم نیروهای امنیتی نتوانست از فرهنگستان خارج شود.

همچنین گزارش های خبرنگاران ما نشان می دهد موتور های یگان ویژه به تجمعاتی که حول این محور ها شکل گرفته حمله کردند و نیز تعداد بسیاری از مردم و خصوصا زنان که در این گونه راهپیمایی ها همواره در خط اول بوده اند مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند یا به خیابان های فرعی رانده شدند.

این برخوردها در حالی صورت می گیرد که مردم با طرد مسیر های انحرافی و جلوگیری از تشتت، مسیر حضور به سمت لانه جاسوسی را به عنوان مقصد نهایی انتخاب کرده بودند و برخورد شدید نیروهای امنیتی با این حجم از حضور (که با سی تیر ماه امسال قابل مقایسه بود) با مردم تعجب بر انگیز و دردناک بود . با این وجود و با نزدیک شدن ظهر هر لحظه به خیل جمعیت در مسیر های یاد شده اضافه شد و مردم در حال شعار هایی نیز سر می دادند . نکته جالب اینکه در برخی نقاط که عده ای اندک قصد شعار های ساختار شکنانه داشتند با دعوت سبز ها و تذکر این مساله که شعار های ساختار شکنانه خواست جنبش سبز نیست آرام می شدند. در برخی نقاط نیز شعار” استقلال آزادی جمهوری اسلامی” و نیز “جمهوری اسلامی آزاد باید گردد ” به گوش می رسید.

این وضعیت در حالی بود که صدا و سیما  تصاویری از مقابل لانه جاسوسی پخش کرد  که در آن گروهی دیگر در حال شعار دادن بودند و بدین طریق و با کمک یگان ویژه به گونه ای وانمود کرد که تهران درآرامش کامل است. ضمن اینکه خبرنگار آینده گزارش داد در حوالی ساعت یازده که حداد عادل در لانه جاسوسی مشغول سخنرانی بود خودرو ها در مقابل سفارت در حال تردد بودند…

در همین حال ایلنا گزارش داد ۴ ایستگاه متروی مرتبط با مسیر های راهپیمایی تعطیل بودند که با سردرگمی مردم روبرو شدند.

روایتی از حضور جنبش سبز در راهپیمایی ۱۳ آبان

در عین حال سایت پارلمان نیوز روایتی از حضور طرفداران جنبش سبز در این مراسم ارائه کرده است:

و اما روایت دوم که ۱۳آبان امسال را متفاوت از سال‌های پیش کرد حضور متفاوت اصلاح‌طلبان در پاسداشت واقعه‌ای بود که چهره‌های برجسته این جریان همچون محسن میردامادی، محسن امین‌زاده و … خود از رقم زنندگان آن بودند.

اصلاح‌طلبان که در ماه‌های اخیر در قالب «جنبش سبز» حرکت اجتماعی کم‌نظیر و فراگیری را آغاز کرده‌اند با حضور در این مراسم علاوه بر اعلام مخالفت با سیاست‌های استعماری و استکباری مطالبات و دغدغه‌های خود که بعد از اعلام نتیجه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری ایجاد شده است را بیان کردند.

هرچند که برخی خبرگزاری‌ها بی‌طرفانه همچون مهر گزارش دادند که «عده ای از جوانان که بعضا با نمادهای سبز از خیابانهای منتهی به میدان هفت تیر حرکت می‌کردند با سر دادن شعار مرگ بر روسیه به خیل جمعیت راهپیمایی کنندگان می پیوستند و نیروی انتظامی برای حفظ آرامش و برقراری امنیت در خیابانها و کوچه های اطراف منطقه هفت تیر و خیابانهای منتهی به طالقانی مستقر بود»، اما برخی خبرگزاری‌های افراطی با الفاظ زشت و توهین‌آمیز و قلب واقعیت به انتشار اخباری علیه حامیان جنبش سبز اقدام کردند.

اما بنابر گزارش‌های رسیده به پارلمان‌نیوز، از ساعت ۱۰صبح جمعیت گسترده‌ای از حامیان جنبش سبز در خیابان‌ها و میادین منتهی به خیابان طالقانی که سفارت آمریکا در آنجا قرار داشت حضور یافتند.

از همان دقایقی ابتدایی برخوردهای پراکنده‌ای از سوی نیروهای پرشکار حاضر با حامیان جنبش سبز صورت گرفت که در نهایت منجر به برخوردهای فیزیکی و درگیری‌های گاها شدید در برخی نقاط شد.

این نیروها ابتدا سعی کردند با شلیک متعدد گاز اشک‌آور این گروه از مردم را متفرق کنند و صدای چندین شلیک هوایی نیز در خیابان‌ها منتهی به هفت‌تیر شنیده شد.

علی رغم حضور گسترده این نیروها، حامیان جنبش سبز در برخی خیابان‌ها از جمله خیابان قائم مقام، هفت تیر به سمت ولیعصر و میدان ولیعصر، خیابان فلسطین، خیابان شهید بهشتی،خیابان قدس، دو راهی یوسف آباد، امیر آباد، میدان فاطمی و ۱۶ آذر که خبرگزاری ایرنا نیز برخی از این مسیرها را اعلام کرده، تجمعاتی صورت گرفت.

در این تجمعات حامیان جنبش سبز به انتقاد از محمود احمدی نژاد و حوادث بعد از انتخابات پرداختند و آنگونه که برخی خبرگزاری‌ها از جمله ایرنا و مهر گزارش داده‌اند شعارهایی همچون مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر چین، مرگ بر روسیه، ننگ ما ننگ ما صدا و سیمای ما سر دادند.

همچنین بنا بر مشاهدات خبرنگار پارلمان‌نیوز تجمع‌کنندگان این شعارها را نیز سردادند:

«یا حسین میرحسین»، «کروبی زنده باد موسوی پپاینده»، «کروبی دستگیر بشه ایران قیامت می‌شه»، «زندانی سیاسی آزاد باید گردد» و…

نکته جالب توجه آنکه برخی از تجمع کنندگان تصاویر محسن امین‌زاده بهزاد نبوی، مصطفی تاج‌زاده، داوود سلیمانی، عبدالله رمضان‌زاده، زیدآبادی، عبدالله مومنی و… را با خود حمل می‌کردند و نماد سبز به نشانه حمایت از میرحسین موسوی را نیز در دست داشتند.

از دیگر نکات قابل توجه حضور افراد ناشناخته‌ای بود که به ظاهر چفیه بر گردن انداخته بودند و با رفتارهای زشت و زننده خود موجب حیرت مردم شدند.

این افراد با در دست داشتن دسته بیل، زنجیر و چاقو و سیخ به مردم حمله کردند و بعد از متفرق کردن تجمع حامیان سبز فریاد «ای ول» «ای ول» را سر می‌دادند و به شروع به سردادن ناسزا و فحش ناموسی و رکیک به مردم با فریادهای بلند می‌کردند که این رفتارها در تجمعات گذشته دیده نشده بود و موجب حیرت شدید مردم شد.

در برخی نقاط نیروی انتظامی با کمک نیروهای دیگر برخی تجمع‌کنندگان را بازداشت کردند.

در برخی نقاط از جمله خیابان هفت تیر به سمت ولیعصر تلاش برخی نیروها برای بازداشت برخی از تجمع‌کنندگان با مقاومت مردم روبرو شد که در نهایت منجر به درگیری‌های فیزیکی و ضرب و شتم عده‌ای از حاضران شد.

ایستگاه‌های متروی هفت تیر، طالقانی، دولت و مفتح تعطیل بود و تمامی مغازه‌ها و پاساژ‌های اطراف هفت‌تیر و ولیعصر نیز به درخواست نیروی انتظامی از صبخ تعطیل شده بود.

تجمعات اعتراضی که با برخوردهای برخی نیروها به خشونت هم کشیده شد تا ساعت ۱۴ ادامه داشت و این نیروها برای متفرق کردن مردم در برخی مواقع اقدام به برگزاری مانور با موتور میان مردم می‌کردند.

بر خلاف سال‌های گذشته سازمان تبلیغات اسلامی که مجری و تدارک دهنده این راهپمایی بوده هیچ مسیر مشخصی امسال را برای تجمع اعلام نشده بود و به همین دلیل هر کس بنا به موقعیت جغرافیایی خود، مسیر راهپیمایی انتخاب می‌کرد.

حضور نیروهای انتظامی و نظامی و بستن مسیرهایی که منتهی به لانه جاسوسی می‌شد در بسیاری از نقاط به ایجاد تنش و درگیری دامن می‌زد.

همچنین شنیده شد گارد ویژه با استقرار در خروجی دانشگاه تهران و صنعتی شریف مانع از خروج دانشجویان و پیوستن آن‌ها به حامیان جنبش سبز شده است.

از سوی دیگر شنیده ‌شده مهدی کروبی که قرار بود ساعت ۱۰ صبح از میدان هفت تیر و میرحسین موسوی ساعت ۱۱ از تقاطع طالقانی ولیعصر به سمت لانه جاسوسی حرکت کنند بنا به درخواست مقامات امنیتی در تجمع امروز شرکت نکردند، با این حال برخی خبر از حضور کروبی در خیابان مفتح شمالی دادند.

نکته جالب دیگر ارسال اخبار متعدد با ادبیات بسیار تند علیه حامیان موسوی و کروبی بر روی خروجی برخی خبرگزاری‌های افراطی و سپس حذف این خبرها بعد از چند دقیقه بود که این موضوع نشان از صحت اخبار این رسانه‌ها دارد!

اخبار رسیده از برخی نقاط ایران همچون اصفهان و دانشگاه‌های مختلف حاکی از تجمعات مشابه و دستگیری برخی از شرکت‌کنندگان در این تجمعات است.

با تشکر م - ص مدیر انجمن سبز و وبلاگ حماسه خرداد

منبع سایت تغیر و سایت کلمه

نويسنده: م-ص ? تاريخ: پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 ? موضوع: ?

توهمات چندباره رسانه های دولتی و ۲۰:۳۰ نسبت به حضور عظیم جنبش سبز در سالروز ۱۳ آبان
رسانه های دولتی بخصوص رسانه ملی که با بودجه بیت المال و از جیب مردم هزینه شده است بار دیگر به دروغ پراکنی علیه ملت ایران پرداختند و ظاهرا با نادیده گرفتن اکثریت مردمی که از وضعیت موجود و سرکوب وحشیانه و بی رحمانه کودتاچیان به تنگ آمده اند ، می خواهند عده ای از توده ملت را گمراه سازند .

به گزارش تغییر ، رسانه دولتی در بخش های خبری متعدد خود ، – بخصوص بیست و سی – سعی در عظیم نشان دادن تظاهرات دولتی و تبلیغاتی خود داشتند و ملتی که در میدان های مختلف تهران توسط ارازل و اوباش لباس شخصی و نیروهای سرکوب دولت کودتا بطور کاملا مستبدانه و بی رحمانه سرکوب می شدند را “چند ده نفر ” معرفی کرد . البته در آن رسانه ها ، صحنه های حمله و یورش اوباش مسلح و تجهیز شده سپاه و بسیج به مردمی که بطور مسالمت آمیز شعارهای ضداستبدادی میدادند را نمایش نداد .

ملت ایران امروز در سالروز ۱۳ آبان درحالی که رقم زنندگان آن روز در اسارت کودتاچیان هستند ، نشان داد که جلوی هر نوع استبداد و دیکتاتوری علیه ملت می ایستد . ملت سبز ایران با وجود سرکوب وحشیانه نیرویهای کودتاچی علیه ملت حضور خود را به گوش جهانیان رساندند

با تشکر م - ص مدیر انجمن سبز و وبلاگ حماسه خرداد

منبع سایت تغییر

نويسنده: م-ص ? تاريخ: پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 ? موضوع: ?

حمله صهیونیست‌وار نیروهای ضدشورش، لباس شخصی و بسیج به راهپیمایان و رهبران جنبش سبز

راهپیمایی امروز در سراسر ایران یک بار دیگر صحنه حضور گسترده سبزهای معترض به کودتای ۲۲ خرداد بود. صحنه تظاهرات امروز در اکثر شهرهای ایران صحنه خشونتی تمام‌عیار بود. خشونتی بی‌پرده و عریان که مثل همیشه نیروهای لباس شخصی موسوم به چماقداران، بسیجیان مسلح به سلاح گرم و پلیس ضدشورش بازیگران اصلی آن بودند و مردم بی‌پناهی که جرمشان شرکت در راهپیمایی بود هم قربانیان بی‌گناه آن. خبرنگاران موج سبز آزادی از تهران و شهرهای مختلف ایران خبر از تیراندازی هوایی و استفاده بی‌رویه از گازهای فلفل و اشک آور توسط نیروهای پلیس ضدشورش برای متفرق ساختن جمعیت می‌دهند. این در حالی است که بنا بر گزارش های منتشر شده، شیخ مهدی کروبی و دو تن از محافظانش در مراسم امروز هدف گلوله قرار گرفتند. حال یکی از محافظان مهدی کروبی وخیم است و وی را به بیمارستان منتقل نموده‌اند. همچنین نیروهای سرکوبگر در مقابل فرهنگستان هنر اجازه ندادند که ماشین حامل میرحسین موسوی به سمت محل راهپیمایی حرکت کند و به ضرب و شتم و ایجاد رعب میان مردم از طریق شلیک گاز اشک آور پرداختند.

بر اساس گزارش ‌های رسیده به موج سبز آزادی، علاوه بر مجروح شدن تعدادی از هم‌وطنانمان بر اثر اصابت باتوم و شلیک گاز اشک‌اور و نیز شلیک گلوله، چندتن از راهپیمایان مراسم امروز به بیمارستان‌ها منتقل شده‌اند و عده‌ای نیز دستگیر شده‌اند. در میان دستگیرشدگان نام فعالان سیاسی‌ای چون محمد هاشمی عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم، فیسه زاع کهن روزنامه‌نگار، حجت شریفی عضو سازمان ادوار تحکیم وحدت، وحیده مولوی- عضو گروه میدان زنان، علی مشمولی- عضو انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اصفهان، علی ملیحی- عضو سازمان ادوار تحکیم وحدت، حمد صادقی، عضو سازمان ادوار تحکیم وحدت و حسن اسدی زیدآبادی- عضو سازمان ادوار تحکیم وحدت به چشم می‌خورد. عده‌ای از راهپیمایان نیز با ون از سطح خیابان‌ها جمع‌اوری و به مکان نامعلومی منتقل شده‌اند.

گزارش‌های خبرنگار موج سبز آزادی از شهر نیشابور در استان خراسان رضوی نیز  خبر از حضور گسترده سبزپوشان در خیابان‌های شهر و تلاش مردم برای فراری دادن معترضان از دست ماموران دولت کودتا حکایت می‌کند. در این شهر دو دختر که تحت تعقیب نیروهای کودتاچی بوده‌اند توسط مردم فراری داده شده‌اند و این جریان به گزارش خبرنگار موج سبز آزادی ، حاشیه‌های جالبی داشته‌ است. همچنین فرهنگیان و معلمان شجاع ساکن شهر نیشابور در مراسم امروز حضوری گسترده داشته اند و نقش مهمی در رهاندن مردم از دست نیروهای سرکوبگر ایفا کرده‌اند. به نقل از خبرنگار موج سبز آزادی از نیشابور، این معلمان از کارت‌های فرهنگی خود برای ضمانت بازداشت شدگان استفاده می‌کردند.

همچنین گزارشات خبرنگار موج سبز آزادی از رشت خبر از حضور گسترده ساکنان سبزپوش شمال کشور در راهپیمایی روز ۱۳ آبان و به خشونت کشیده شدن آن توسط ماموران دولت کودتا می‌دهد. به گزارش خبرنگار موج سبز آزادی امروز صبح طبق خبررسانی های قبلی هوادران جنبش سبز در رشت  متشکل از تعداد زیادی از جوانان از سمت میدان توشیبا به سمت میدان فرهنگ در حرکت بودند که بعد از طی نیمی از مسیر مورد حمله ی وحشیانه ی تعدادی لباس شخصی و موتورسوار قرار گرفتند. اما جوانان سبز با تغییر مسیر به سمت دانشگاه علوم پایه گیلان و منظریه حرکت کردند. تعداد زیادی از دانشجویان برای ورود به داخل محوطه‌ی دانشگاه تلاش می‌کردند که نیروی انتظامی و لباس شخصی ها مانع ورود دانشجویان به دانشگاه
شدند. دانشجویان به همراه مردم در مقابل دانشگاه به شعارهای مرگ بر دیکتاتور، مرگ بر روسیه و دولت بی چشم و رو حق مسلمت کو پرداختند. همچنین در میدان شهرداری رشت هم که مسیر رسمی راهپیمایان بود  هم درگیری های حاشیه ای زیادی شکل گرفت. این در حالی بود که قهرمانی استاندار گیلان به همراه آیت الله قربانی نماینده‌ی ولی فقیه و بیژن نوباوه نماینده تهران که به عنوان سخنران اصلی در رشت حضور پیدا کرده بود در جایگاه ویژه حضور داشتند. در حالی که دانش‌آموزان و بسیجی ها به تکرار شعارهایی که از بلندگو اعلام می شد می‌پرداختند ناگهان تعدادی جوان دختر و پسر در پاسخ به وزیر شعار رشت که می‌گفت شعار ملت ما گفتند مرگ بر روسیه آرام آرام تعداد صداها افزایش یافت. طوری که همه را شوکه کرد. لباس شخصی ها  ابتدا با تعجب به این صحنه نگاه می کردند اما ناگهان به خود آمده و باتوم‌های خود را بر سر و صورت معترضان فرود آوردند. نیروی انتظامی هم طبق معمول ماههای اخیربعد از حمله ی بسیجی ها وارد عمل شد و به جای کمک به مردم، تعدادی از معترضان را دستگیر کرد. در مورد تعداد دستگیر شدگان شهر رشت هنوز اطلاعی در دست نیست اما مشاهدات عینی خبرنگار موج سبز آزادی در رشت  از دستگیری حدود ۱۵ نفر در حمله‌ی لباس شخصی ها درمیدان شهرداری رشت حکایت دارد.
هنوز مشخص نیست که این افراد به کجا منتقل شده اند.

خبرنگار موج سبز آزادی در مشهد نیز خبر از حرکت خودجوش اعتراضی دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد داده است که ابتدا از جلوی دانشکده مهندسی آغاز و در ادامه به دانشکده مهندسی، ریاضی، علوم‌ اداری و در ادامه به دانشکده دندانپزشکی و در مقطعی به خارج از دانشگاه و به میدان آزادی کشیده شد. حول و حوش ساعت یک بعد از ظهر مسیر وکیل آباد به میدان آزادی – علی الخصوص روبروی دانشگاه فردوسی – شاهد ترافیک بسیار سنگینی بود. روبروی درب دانشگاه حضور نیروهای یگان ویژه دیده می‌شد. همزمان با آغاز اعتراض دانشجویان مستقل دانشگاه، بسیجیان به کمک مسئولین دانشگاه و با استفاده از امکان بلندگو شروع به اختلال کردند که با واکنش دانشجویان با شعار بسیجی حیا کن دانشگاه رو رها کن روبرو شدند. دانشجویان سبز دانشگاه فردوسی که لحظه به لحظه به تعدادشان افزوده می‌شد و با فیلم‌برداری نیروهای حراست مواجه روبرو شدند، شعار دوربینتو خاموش کن، حرفای ما رو گوش کن سر دادند. همچنین شعارهای ننگ ما صدا وسیمای ما و دروغ گو۶۳ درصدت کو شنیده می شد.
همچنین گزارش شاهدان عینی از مشهد حاکی از آن است که برخی دانشجویان نوشته‌هایی مثل استقلال آزادی جمهوری ایرانی در دست داشتند، آنها ضمن گفتن مرگ بر روسیه شعار دادند: سفارت روسیه لانه ی جاسوسیه به مسیر خود ادامه می‌دادند.  گفته می شود دانشجویان ساکن خوابگاه خود را آماده‌ی تظاهرات شبانه در صحن دانشگاه کرده اند.

دانشگاه‌ علامه طباطبایی نیز صحنه حضور دانشجویان  سبزپوش بود. به گزارش خبرنگار موج سبز آزادی در تهران، امروز در دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی واقع در خیابان عباس آباد تقاطع با بخارست ، نزدیک به ۲۰۰ نفر از دانشجویان در مقابل درب جنوبی دانشکده تجمع کردند و شعارهایی علیه دولت کودتا سر می‌دادند که از بیرون نیز با حمایت مردم در خیابان عباس آباد مواجه شدند. نزدیک به ۲۰۰۰ نفر از مردم در بیرون از دانشکده در خیابان عباس آباد تجمع کردند . بعد از نزدیک به ۳۰ دقیقه از تجمع دانشجویان، نیروهای سپاه ( با لباس رسمی سپاه ) با شکاندن درب دانشکده به داخل دانشکده وارد شدند و چندین تن از دختران و پسران دانشجو را به شدت مورد ضرب و شتم قرار دادند، که این اتفاقات باعث شکسته شدن سر یکی از دانشجویان گردید . همچنین چند گلوله ی گاز اشک آور به داخل دانشکده شلیک شد و ۳ تن از دانشجویان مورد اصابت تیرهای رنگی قرار گرفتند. نیروهایی که به حریم دانشکده تجاوز کردند حتی با دانشجویان بسیج دانشکده که برای آرام کردن اوضاع به سوی نیروهای سپاه رفتند نیز برخورد فیزیکی نمودند. بعد از این اتفاق کلیه کلاس های دانشکده تعطیل شد .
همچنین هزاران دانشجوی دانشگاه آزاد قزوین ( باراجین) به مناسبت روز ۱۳ آبان داخل دانشگاه اقدام به برگزای تجمع اعتراضی بسیار پر شوری کردند.  در حین این تجمع دانشجویان شعارهایی در حمایت از موسوی و کروبی و جنبش سبز سر دادند

گزارش‌های پراکنده از گوشه‌و کنار تهران و صحن دانشگاه‌ها در سراسر کشور حاکی از آن است که مردم خود را برای سر دادن شعار الله اکبر بین ساعت ۹ و ۱۰ امشب آماده می‌کنند.

با تشکر م - ص مدیر انجمن سبز و وبلاگ حماسه خرداد

منبع سایت تغییر

نويسنده: م-ص ? تاريخ: پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 ? موضوع: ?

حسین کروبی باتوجه به برخورد تند با پدرش: مسئولیت جان مهدی کروبی بر عهده حکومت است
- مهدی کروبی از سمت بزرگراه مدرس به سمت میدان هفت تیر حرکت کرد. به علت استقبال مردم برای شرکت در راه پیمایی ۱۳ آبان و هم چنین ترافیک سنگینی که حاکم شده بود ، کروبی ۵۰۰ متری میدان هفت تیر از خودروی خود پیاده شد.

- کروبی همراه با مردم به سوی میدان هفت تیر حرکت کرد.

- در ۱۰۰ متری میدان هفت تیر یگان ویژه و نیروهای ضد شورش مقابل او ایستادند و مانع از حرکت وی شدند. همزمان درگیری بین آنها و مردم رخ داد.

- در این هنگام چند گاز اشک آور به سوی کروبی پرتاب شد.

- یکی از گازهای اشک آور به سر محافظ کروبی خورد و سر وی شکافت و به بیمارستان منتقل شد.

- بر اثر پرتاب گازهای اشک آور جمعیت متفرق شدند و برخی از آنها روی زمین افتادند.

- کروبی بر اثر استشمام گاز اشک آور به زمین افتاد

- دود غلیظی محوطه را پر کرد و کروبی و همراهان او به علت استشمام گازهای اشک آور مجبور شدند به ماشین های خود بازگردند

- نیروهای لباس شخصی ها و ماموران نیروی انتظامی به ماشین کروبی حمله کردند و ماشین او به شدت آسیب دید

- کروبی تغییر مسیر داد و به طرف خیابان مطهری رفت . در این خیابان چندین بار از ماشین پیاده شد و حضور خود را به آنها اعلام کرد و با آنها به گفت و گو پرداخت. آنها نگران جان کروبی بودند

- حسین کروبی در بین جمعیت اعلام کرد که با برخورد تندی که با مهدی کروبی صورت گرفت مسئولیت جان وی به عهده حاکمیت است

با تشکر م - ص مدیر انجمن سبز و وبلاگ حماسه خرداد

منبع سایت تغییر

نويسنده: م-ص ? تاريخ: پنجشنبه چهاردهم آبان 1388 ? موضوع: ?

سردادن شعارهای ضد استبدادی باوجود سرکوب وحشیانه

امروز مصادف با سالروز ۱۳ آبان سیل عظیمی از جمعیت که از استبداد داخلی و خارجی چند ماهه اخیر بشدت عصبانی بودند ، باوجود سرکوب وحشیانه توسط نیروهای سپاه و بسیج و لباس شخصی ، به سر دادن شعارهایی همچون ” موسوی زنده باد ، کروبی پاینده باد ” – ” یاحسین ، میرحسین ” – ” نه شرقی ، نه غربی ، دولت سبز ملی ” ” سفارت روسیه لانه جاسوسیه “  “مرگ بر دیکتاتور ” – ” بسیجی بیا سبز شو ” علیه ظلم و ستم قیام کردند .

به گزارش شاهدان عینی ، باوجود حضور نیروهای گسترده سرکوب گر و حمله ناگهانی وحشیانه آنها و ضربات باطوم به سر و صورت مردم و جوانان ایرانی ، با حملات مستبدانه حاضران را متراکم می کردند . گزارش ها حاکی است بر اثر اصابت باطوم به سر و صورت و گردن افراد ، چند تن  از آنها از ناحیه سر و گردن مجروح شده و به بیمارستان منتقل شدند .

همچنین نیروهایی که با لباس های پلنگی مخصوص نیروهای یگان ویژه در میدان هفت تیر وجود داشتند به فحاشی و توهین با کلمات رکیک و ضرب و شتم  مردم پرداختند .

به گزارش شاهدان ، جمعیت همچنان در حال شعار دادن هستند .

با تشکر م - ص مدیر انجمن سبز و وبلاگ حماسه خرداد

منبع سایت تغییر

نويسنده: م-ص ? تاريخ: چهارشنبه سیزدهم آبان 1388 ? موضوع: ?

© All Rights Reserved to greenclub22.Blogfa.com / Theme by: iTheme